🔺جهنم نیکو
گزارشی دیگر از آقای صمدی از استادش آقای حسنزاده آملی
[حضرت آقا میفرمودند] «آیاتی که در قرآن کریم در مورد بهشت و جهنم آمده است مربوط به خواص نمی باشد. یعنی اگر بالفرض در کره زمین فقط پیغمبر و جناب صدیقه کبري و دوازده امام بودند اصلاً آیات بهشت و جهنم و امر به معروف و نهی از منکر نازل نمیشد. اگر در قرآن حرف از مخالف و موافق و دوست و دشمن و آدم و حوا و شیطان و نمرود و ابراهیم و فرعون و موسی به میان آمده بخاطر این است که یک روی قرآن به طرف عامه مردم می باشد وگرنه آن سوی قرآن هر چه است وحدت است نه کثرت.» (شرح مراتب طهارت نفس، ص125)
همچنین آقای صمدی میگوید:
… يکي از عزيزان برايم تعريف مي کرد: که روزي در مسجد سبزه ميدان آمل بعد از نماز براي استخاره کردن خدمت آقا رسيدم. آقا فرمودند: استخاره کنم که چي بشود؟ من گفتم: يعني مي خواهيد کار خود را برايتان بگويم؟ فرمودند: نه، منظورم اينست که از استخاره چه جوابي به تو بدهم؟ بگويم خوب است يا بد؟ بعد ايشان قرآن را به من دادند و فرمودند: شما صفحه اي از قرآن را باز کنيد و بگوئيد اينجا بد است. آيا جاي بد در قرآن پيدا مي کنيد؟ قرآن به جز خوبي چيزي ندارد. (منبع مجازی)
البته، امثال آقایان حسنزاده و صمدی آملی این دست از معارف ناب را از صوفیانی عامی مانند ابن عربی گرفتهاند، و به پیروی از اوست که عذاب را عذب پنداشتهاند. اما باید در نظر داشت که غالیان در این دست از انگارهها بر ابن عربی و مشایخش پیشی گرفته بودند. در آثار نصیری و پیشانصیری نیز مکرراً به مطالبی در زمینه جهنم محمود و ستودنی برمیخوریم (الحجب و الأنوار، ص41، 25؛ حسن بن شعبه، حقائق اسرار، ص98).
در نقد این انگارهها، پس از نقد مبنای کلیدی و مهم ایشان یعنی وحدت وجود باید گفت انگاره جهنم نیکو و ستودنی خلاف عدالت الهی است. اینکه کسانی با اختیار خود انواع ظلم و جنایتها را بکنند و در نهایت به جایی نیکو بروند حتی در همین دنیا هم ایشان را بر ظلم و گناهشان جرأت میبخشد.
همچنین، ادعای اینکه مخاطب آیات بهشت و جهنم و بسیاری از دیگر آیات قرآن از اساس خواص و اولیای الهی نیستند، بر خلاف سیره و منش و گفتار معصومان ع است. معصومان ع و اولیای الهی در ادعیه خود و در دیگر کلماتشان و حتی در تصریحات قرآنی، از جهنم خداوند خائف و نگران بوده، و نجات از آن و روزی بهشت را میخواستهاند. عارفان و صوفیان شیعی ناگزیرند به سان نصیریان، بدون دلیل روشن و علمی و با سلیقه خود، همه این ادله را به نقش بازی کردن معصومان ع در برابر عوام تفسیر کنند، و آسودهخاطر بخشی عظیمی آیات و روایات را کنار مینهند (نمونه). پیرشان گفت: ما ز قرآن مغز را برداشتیم، پوست را بهر خران بگذاشتیم.
با همین رویکرد باطنی دیگر ظواهر شریعت و احکام نیز برای عوام دانسته میشود، که این نیز رویکردی مشترک میان صوفیان و غالیان است (حسنزاده، ممد الهمم، ص159-160؛ موسوی، تصوف و مسأله شریعت، ص82-94؛ قس: اکبری، نصیریه، بخش3-6)
ادعای دیگر آقایان آملی در بحث استخاره نیز نمونهای دیگر از بالاتر نشاندن اندیشه خود به نسبت اندیشه معصومان است. این تذکر نیز لازم است که چنین منش خودستایانهای به ویژه در کتاب الهینامه آقای حسنزاده آملی نیز بسیار پررنگ است. رویکردی که در آن خود را برتر از چیزهایی تصویر می کند که معصومان از آن سخن میگفتند (نمونه1، نمونه2).
خود ایشان نیز در برتری یافتههایش بر همه منقولات گوید:
«ما نیز بفضل پروردگار، امثال این امور منقول از علمای اقدمین را کره ای بعد کره و عالمی بعد عالم مشاهده کردیم و وقتی از آن مشاهدهٔ قلبیه و حالت روحانیه انصراف کردیم دانستیم که امر رفیعتر از آنی است که در احوال طبیعیات و شرایط ادراک آنها تفوه کردهاند». (شرح منظومه، ج۵، ص۳۳)
کاش جنابشان بهجای حواله به غیبی که برایمان اثباتپذیر نیست، شاهدی در خور فهم ما میآوردند، و دست کم با آوردن اغلاط نقلی بسیار در آثارشان، راه را بر پذیرش سخنشان در قبال مراتب -به قول خودشان- بالاتر دشوار نمیساختند.
پیوند غلو و تصوف
@gholow2
Post #2182
3.55K
غلوپژوهی 🔥 معاد عرفانی 🔺آقای حسن زاده در «ممد الهمم در شرح فصوص الحكم»، ص213 مینویسد: «اما نسبت به مشركان كه غير خداوند از موجودات را پرستش مى‏كنند، پس منتقم از آنها انتقام مى‏گيرد؛ زيرا كه آنان حق را محصور كردهاند در آن چه كه او را پرستش كردند و اله مطلق را مقيد…