💠 آیا تکذیب حدیث مطلقاً ممنوع است؟
در نفی مطلق حکم به جعل به روایت دیگری نیز استناد شده است:
📚 بصائر الدرجات، ج1، ص: 537/ 3 مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السِّمْطِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ الرَّجُلَ لَيَأْتِينَا مِنْ قِبَلِكَ فَيُخْبِرُنَا عَنْكَ بِالْعَظِيمِ مِنَ الْأَمْرِ فَيَضِيقُ بِذَلِكَ صُدُورُنَا حَتَّى نُكَذِّبَهُ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَ لَيْسَ عَنِّي يُحَدِّثُكُمْ قَالَ قُلْتُ بَلَى قَالَ فَيَقُولُ لِلَّيْلِ إِنَّهُ نَهَارٌ وَ لِلنَّهَارِ إِنَّهُ لَيْلٌ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ لَا قَالَ فَقَالَ فَرُدَّهُ إِلَيْنَا فَإِنَّكَ إِنْ كَذَّبْتَ فَإِنَّمَا تُكَذِّبُنَا.
مختصر البصائر، ص: 233/ 33 حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ الزَّيَّاتِ ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ، عَنْ سُفْيَانَ... .
✍ قال العلامة فی بحار الأنوار ذيل هذا الحديث: فيما وجدنا من النسخ فتقول بتاء الخطاب و لعل المراد أنك بعد ما علمت أنه منسوب إلينا فإذا أنكرته فكأنك قد أنكرت كون الليل ليلا و النهار نهارا أي ترك تكذيب هذا الأمر و قبحه ظاهر لا خفاء فيه و يحتمل أن يكون بالياء على الغيبة كما سيأتي أي هل يروي هذا الرجل شيئا يخالف بديهة العقل قال لا فقال فإذا احتمل الصدق فلا تكذبه و رد علمه إلينا و يحتمل أن يكون بالنون على صيغة التكلم أي هل تظن بنا أنا نقول ما يخالف العقل فإذا وصل إليك عنا مثل هذا فاعلم أنا أردنا به أمرا آخر غير ما فهمت أو صدر عنا لغرض فلا تكذبه.
برخی گمان برده اند، نهی از تکذیب در حدیث ناظر به تعبیر «لِلَّيْلِ إِنَّهُ نَهَارٌ» است و از آن نتیجه گرفته اند که معنای حدیث این است که اگر در روایتی، ضروریات عقلی نیز رد، آن را نباید تکذیب نمود.
پاسخ:
1- ابتدای روایت قیود مختلفی دارد:
اولا؛ تعبیر «لَيَأْتِينَا مِنْ قِبَلِكَ» به خوبی نشان می دهد، که از نظر سندی امکان روایت آن راوی از امام وجود داشته است. و از این جهات محذوریتی نبوده است.
ثانیا؛ استعمال تعبیر «فَيَضِيقُ بِذَلِكَ صُدُورُنَا» و یا در بعضی نقل ها «فَنَسْتَبْشِعُهُ» و اینکه راوی در مقام کسب تکیلف از امام است، به خوبی نشان می دهد، که از نظر معنایی هم علم به کذب بودن روایت آن راوی نداشته اند.
2- ادامه روایت هم نُسخ مختلفی دارد:
در احتمال اول و سوم در کلام علامه، اصلاً برداشت محل بحث قابل تطبیق نیست.
در احتمال دوم، یعنی قرائت «یقول» روشن ترین برداشت، همان گفتار علامه مجلسی است. یعنی حال که (اقرار می کنید که) مطلبی ضروری را انکار نمی کند، آن را تکذیب نکنید.
نقلی نادر از روایت نیز چنین است:
📚 مختصر البصائر؛ ص233: [239/ 32] حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ، عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السِّمْطِ، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: جُعِلْتُ فِدَاكَ يَأْتِينَا الرَّجُلُ مِنْ قِبَلِكُمْ يُعْرَفُ بِالْكَذِبِ فَيُحَدِّثُ بِالْحَدِيثِ فَنَسْتَبْشِعُهُ. فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «يَقُولُ لَكَ: إِنِّي قُلْتُ لِلَّيْلِ إِنَّهُ نَهَارٌ، وَ لِلنَّهَارِ إِنَّهُ لَيْلٌ؟» قُلْتُ: لَا، قَالَ: «فَإِنْ قَالَ لَكَ هَذَا إِنِّي قُلْتُهُ فَلَا تُكَذِّبْ بِهِ، فَإِنَّكَ إِنَّمَا تُكَذِّبُنِي»
برخی میگویند مرجع «هذا» در جمله آخر «قلت للیل انه نهار» است. ولی به خصوص با توجه به نقل اول این برداشت از حدیث چندان ظاهر نیست. و ظاهراً «هذا» به همان «الحدیث» بر می گردد که در حد روز را شب گفتن (واضح البطلان) نیست.
چه آنکه اگر منظور، مدعای فوق بود می فرمود: حتی اگر بگوید شب روز است و ... نه اینکه به ظاهر با سوال قضیه را دو قسم نمایند و بعد نهی از تکذیب فرع بر جواب منفی راوی بشود.
ضمن اینکه اگر مرجع ضمیر «قلت للیل انه نهار» هم بود، باز روشن ترین معنا این است که: اگر راوی مطلبی به ظاهر ضروری البطلان نیز نیز روایت باز تکذیب نکن، زیرا ممکن است برداشت تو از ظاهر صحیح نباشد. (که با این معنا نیز می توان وجه جمعی با روایات آتی ارائه نمود.)
3- برخی از محققین از مفهوم این روایت چنین استنباط نموده اند، که اگر راوی ضروریات دین را انکار می کرد، می توان آن را تکذیب نمود. البته این برداشت مؤید به احادیث مختلفی است که به تکذیب برخی اخبار امر نموده است.
@gholow2
Post #121
1.76K