❓نظر عالمان سلف دربارۀ عصمت
در پی اظهارات عبدالکریم سروش، مبنی بر همانندی علم نبی و امام در غیر مسائل دین با علم اهل عصر خود و امکان نقد گفتار امام، برخی چنین پنداشته که دیدگاه او در مورد عصمت در میان عالمان سلف پیشینهای دارد، و «مستندش همان چیزهایی است که مثلاً شیخ صدوق با عنوان اسهاء النبی ص مطرح میکند.» و «کم نیست روایات و ادله از منابع شیعی که بر این نظریه دلالت میکند.» هرچند که سروش آنها را ذکر نکرده و یا حتی از آن غافل باشد.
🌱 پاسخ:
البته میپذیریم که برخی از دیدگاههای رایج دوران اخیر با بسیاری از آرای عالمان متقدم و آیات و اخبار اهل بیت علیهم السلام تفاوت دارد؛ بلکه برخی از برداشت هایی که عدهای امروزه گمان اجماع آن را دارند، در میان عالمان سلف پیشینه روشنی ندارد. اما با این وجود مبنای شیخ صدوق و اخبار او فرسنگ ها از دیدگاه دکتر سروش فاصله دارد. (و البته ندیدم سروش هم در جایی برای نظر خود به این مبنای صدوق استناد نموده باشد.) اما چون متأسفانه امروزه عده ای بزرگان رجالی مکتب قم و بغداد قدیم را به نوعی روشنفکری شبیه آن چه از تکذیب گرایان امروزی دیده می شود، متهم می کنند ضروری است که به تبیین مسأله بپردازم.
بر خلاف دکتر سروش، شیخ صدوق در مورد علم امام و عصمتش می نویسد:
«أنّهم اولوا الأمر الّذين أمر اللّه تعالى بطاعتهم. و أنّهم الشهداء على الناس. و أنّهم أبواب اللّه، و السبيل إليه، و الأدلّاء عليه. و أنّهم عيبة علمه، و تراجمة وحيه و أركان توحيده. و أنّهم معصومون من الخطأ و الزلل...» (إعتقادات الإمامية، للصدوق، ص94)
«اعتقادنا في الأنبياء و الرسل و الأئمّة و الملائكة صلوات اللّه عليهم أنّهم معصومون مطهّرون من كل دنس، و أنّهم لا يذنبون ذنبا، لا صغيرا و لا كبيرا، و لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ، وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ. و من نفى عنهم العصمة في شيء من أحوالهم فقد جهلهم. و اعتقادنا فيهم أنّهم موصوفون بالكمال و التمام و العلم من أوائل امورهم إلى أواخرها، لا يوصفون في شيء من أحوالهم بنقص و لا عصيان و لا جهل.» (إعتقادات الإمامية، للصدوق، ص96)
«و أن جميع الأنبياء و المرسلين و الأئمة ع أفضل من الملائكة و أنهم معصومون مطهرون من كل دنس و رجس لا يهمون بذنب صغير و لا كبير و لا يرتكبونه و أنهم أمان لأهل الأرض كما أن النجوم أمان لأهل السماء» (الأمالي للصدوق ص639)
صدوق اخبار بسیاری را در مورد گستره بالای علم امام می آورد و او خود راوی اخباری چون زیارت جامعه است، و از جمله فقط حدود 40 بار با تعبیر «معصوم» از عصمت امامان یاد کرده است که لازمۀ آن باور به حدودی از علم الهی است. صدوق در هیچ بابی به اقوال ثابت صادره از اهل بیت با دیده تردید ننگریسته است؛ ولو در موضوعات علمی تجربی. مثلاً او در ذکر محدودیت های استناد به اخبار طبی، به موارد زیادی از جمله سهو راویان استناد می کند. اما هرگز نمی گوید شاید امام مطلبی را بدون علم و با ظن گفته باشد. (إعتقادات الإمامية، للصدوق، ص115)
اما آیا این مبانی شیخ صدوق با مبنای ایشان در مورد وقوع سهو از نبی سازگار است؟! و آیا مبنای صدوق در قبول اخبار سهو روشی رایج بوده یا نادر؟
پیش از پرداختن به مقصود صدوق از سهو متذکر می شوم که اخبار سهو أسناد بسیار زیادی دارد که تعداد قابل توجهی از آن معتبر است. جمیل بن دراج، زرارة بن أعین، زید الشحام، ابو بصیر، أبو سعید القماط، سماعة بن مهران، الحسن بن صدقة، سعید الأعرج، أبو بکر الحضرمی و الحرث بن المغیرة، زيد بن علي، حمزة بن الطيار، أبي الصلت الهروي از جمله ثقاتی هستند که اخبار را مستقیماً از ائمه ع روایت نموده اند. و با واسطه بزرگانی مانند صدوق پدرش، ابن الوَلید، کلینی، محمد بن يحيى، صفار، أحمد بن محمد بن عيسى، محمد بن الحسين بن أبی الخطاب، أحمد بن محمد البرقي، محمد بن أحمد بن يحيى، سعد بن عبد الله، الحسن بن محبوب، الحسين بن سعيد، أحمد بن محمد بن أبي نصر، ابن أبي عمير، جعفر بن بشیر (راویان اخیر مشهور به روایت از ثقات اند.) هشام بن سالم، محمد بن يحيى، عثمان بن عيسى، علي بن النعمان، الحسن بن فضال، فضالة بن أیوب، سيف بن عميرة، علي بن الحكم، عبد الله بن سنان، حماد بن عيسى، عثمان بن عيسى، ربعي بن عبد الله، الحسين بن عثمان، النضر بن سويد و...
@gholow2
Post #1073
2.36K
غلوپژوهی 🔺اظهارات جنجالی و متداول سروش در مورد نقد معصوم! نقد و بررسی در کانال غلوپژوهی: @gholow2