🔶 ۵/۸
۶ III. چه ابزارهای در دسترس آمریکا برای رسیدن به خواستههایمان وجود دارد؟ آمریکا موقعیتی دارد که از نظر جهانیان بسیار مطلوب است؛ داراییها، منابع و مزایای پیشرو در جهان را در اختیار دارد، از جمله:
• سیستم سیاسی چابکی که میتواند مسیر را اصلاح کند؛
• بزرگترین و نوآورترین اقتصاد جهان که هم ثروتی تولید میکند که میتوانیم در منافع استراتژیک سرمایهگذاری کنیم، هم اهرم فشار بر کشورهایی که میخواهند به بازارهای ما دسترسی پیدا کنند، فراهم میسازد؛
• پیشروترین سیستم مالی و بازارهای سرمایه جهان، شامل وضعیت دلار بهعنوان ارز ذخیرهٔ جهانی؛
• بخش فناوری پیشرفتهترین، نوآورترین و سودآورترین جهان که پایهٔ اقتصاد ماست، برتری کیفی به نیروهای نظامیمان میبخشد و نفوذ جهانیمان را تقویت میکند؛
• قوه نظامی قدرتمندترین و توانمندترین جهان؛
• شبکهٔ گستردهای از اتحادها، شامل متحدان پیمانی و شرکای استراتژیک در مهمترین مناطق جهان؛
• جغرافیای مطلوب با منابع طبیعی فراوان، عدم حضور قدرتهای رقیب که در نیمکرهٔ ما تسلط فیزیکی داشته باشند، مرزهایی که در معرض تهاجم نظامی نیستند و قدرتهای بزرگ دیگر که توسط اقیانوسهای وسیع از هم جدا شدهاند؛
• «قدرت نرم» و نفوذ فرهنگی بینظیر؛
• شجاعت، اراده و میهنپرستی مردم آمریکا.
علاوه بر این، با تکیه بر برنامهٔ داخلی قوی رئیسجمهور ترامپ، ایالات متحده:
• بازآفرینی فرهنگ شایستگی و ریشهکن کردن آنچه به نام «DEI» شناخته میشود و سایر شیوههای تبعیضآمیز و ضد رقابتی که مؤسسات ما را تخریب میکند و پیشرفتمان را متوقف میسازد؛
• آزادسازی ظرفیت عظیم تولید انرژی بهعنوان اولویت استراتژیک برای تقویت رشد و نوآوری و برای تقویت و بازسازی طبقهٔ متوسط؛
• صنعتسازی مجدد اقتصاد برای حمایت بیشتر از طبقهٔ متوسط و کنترل زنجیرههای تأمین و ظرفیتهای تولیدی خود؛
• بازگرداندن آزادی اقتصادی به شهروندان از طریق کاهشهای تاریخی مالیات و حذف مقررات، بهطوری که ایالات متحده بهعنوان برترین مکان برای کسبوکار و سرمایهگذاری شناخته شود؛
• سرمایهگذاری در فناوریهای نوظهور و علم پایه برای تضمین شکوفایی مستمر، برتری رقابتی و تسلط نظامی برای نسلهای آینده.
هدف این استراتژی، پیوند این داراییهای پیشرو جهان و سایر منابع است تا قدرت و برتری آمریکا را تقویت کند و کشورمان را بیش از هر زمان دیگری بزرگتر سازد.
۸ IV. استراتژی ۱. اصول
سیاست خارجی رئیسجمهور ترامپ عملی است، بدون اینکه «عملگرای» باشد؛ واقعگرایانه بدون اینکه «واقعگرای» باشد؛ اصولمحور بدون اینکه «آیدئالیست» باشد؛ قدرتمند بدون اینکه «سختگیر» باشد؛ و محتاط بدون اینکه «صلحطلب» باشد. این سیاست ریشه در ایدئولوژی سیاسی سنتی ندارد.
بالاتر از همه، بر پایه آنچه برای آمریکا مؤثر است بنا شده — بهعبارت دو کلمه: «آمریکا اول».
رئیسجمهور ترامپ میراث خود را به عنوان «رئیسجمهور صلح» تثبیت کرده است.
علاوه بر موفقیت چشمگیری که در دوره نخست خود با توافقنامههای تاریخی ابراهیم به دست آورد، ترامپ با بهرهگیری از تواناییهای مذاکرهاش، در طول تنها هشت ماه دوره دوم، صلحی بیسابقه را در هشت درگیری جهان به دست آورد. او صلح میان کامبوج و تایلند، کوزوو و صربستان، جمهوری دموکراتیک کنگو و رواندا، پاکستان و هند، اسرائیل و ایران، مصر و اتیوپی، ارمنستان و آذربایجان برقرار کرد و جنگ در غزه را پایان داد؛ تمام گروگانهای زنده به خانوادههایشان بازگردانده شدند.
جلوگیری از تبدیل درگیریهای منطقهای به جنگهای جهانی که قارهها را بهسر میکشند، شایسته توجه فرمانده کل قواست و برای این دولت اولویت دارد.
دنیایی در آتش که جنگها به سواحل ما میرسند، برای منافع آمریکا مضر است.
رئیسجمهور ترامپ از دیپلماسی غیرسنتی، قدرت نظامی آمریکا و اهرم فشار اقتصادی برای خاموش کردن دقیق جرقههای تفرقه بین کشورهای هستهای و جنگهای خشن ناشی از دشمنیهای قرنهاست، استفاده میکند.
ترامپ ثابت کرده است که سیاستهای خارجی، دفاعی و اطلاعاتی آمریکا باید بر پایه اصول اساسی زیر پیش بروند:
• تعریف متمرکز منافع ملی – از پایان جنگ سرد بهبعد، دولتها معمولاً استراتژیهای امنیت ملی را منتشر میکردند که سعی در گسترش تعریف «منافع ملی» آمریکا داشتند بهطوریکه تقریباً هیچ مسأله یا هدفی خارج از حوزه آن محسوب نمیشد. اما تمرکز بر همه یعنی عدم تمرکز بر هیچیک. منافع اصلی امنیت ملی آمریکا باید محور تمرکز ما باشد.
Post #1361
42