این روایت ”جهان ۲۵“ است؛ در جایی که صاحبان قدرت راه را بر نسل بعد میبندند. در سال ۱۹۶۸، جان بی. کالهون آزمایشی را آغاز کرد که به استعارهای مشهور برای فهم فروپاشی اجتماعی تبدیل شد. او محیطی برای موشها ساخت که غذا، آب، سرپناه و امنیت کافی داشت؛ اما جمعیتی که ابتدا بهسرعت رشد میکرد، بهتدریج دچار اختلالات رفتاری و اجتماعی شد و سرانجام از بین رفت.«آزمایش جهان ۲۵ چه بود؟!»
- وقتی قدرت به امتیازی تبدیل میشود که نباید واگذار شود
مسئله اساسی در حکومتهای اقتدارگرا فقط تمرکز قدرت نیست، بلکه دشواری انتقال مسالمتآمیز آن است. وقتی نهادهای مستقل، رقابت آزاد و نظارت مؤثر محدود شوند، قدرت بهجای مسئولیتی موقت و پاسخگو، به امتیازی تبدیل میشود که حفظ آن بر منافع عمومی اولویت مییابد.
- از جهان ۲۵ میتوان استعارهای ساخت که میگوید:
همانطور که یک ساختار اجتماعی ممکن است در برابر تغییرات انعطافناپذیر شود، یک نظام سیاسی نیز ممکن است بقای خود را به هر قیمتی دنبال کند. البته رفتار موشها و انسانها یکی نیست و در جامعه انسانی، قوانین، نهادها و کنش جمعی میتوانند مسیر تحولات را تغییر دهند.
نسل جوان؛ نیرویی که قرار نیست برای همیشه در جایگاه تابع بماند، آنچه با احتیاط میتوان برداشت کرد این است که فراهمبودن منابع مادی بهتنهایی برای حفظ نظم اجتماعی کارآمد کافی نیست.
در سیاست نیز مسئله صرفاً سن حاکمان نیست، بلکه ساختاری است که به نسل تازه امکان محدودی برای مشارکت و تغییر قواعد میدهد. وقتی راههای قانونی انتقال قدرت مسدود شود، اختلاف نسلها میتواند به بحرانی سیاسی تبدیل شود.
- از جهان ۲۵ تا نسل Z در ایران
نسل Z در ایران با اینترنت و شبکههای اجتماعی بزرگ شده و انتظارش از آزادی فردی و مشارکت اجتماعی از همین راه شکل گرفته است. این نسل یکدست نیست، اما بخشی از آن خواهان اختیار بیشتر بر زندگی و آینده خود است و به محدودیتها اعتراض کرده است.
در مقابل، حکومت با محدودکردن آزادی بیان و تجمع، برخورد قضایی با معترضان و فشار بر دانشجویان و فعالان، امکان مشارکت آزادانه را محدود کرده است؛ گزارشهای دیدهبان حقوق بشر و عفو بینالملل موارد متعددی از این دست را مستند کردهاند.
تعبیر «به بردگی گرفتن نسل جوان» را میتوان استعارهای انتقادی از سلب اختیار سیاسی و اجتماعی دانست، نه بردگی به معنای حقوقی. وقتی جوانان سهم مؤثری در تعیین سرنوشت خود ندارند و مخالفت با خطر مجازات همراه است، فاصله میان حقوق رسمی و اختیار واقعی بیشتر میشود.
- وقتی حفظ قدرت از حفظ جامعه مهمتر میشود
حکومتهای اقتدارگرا ممکن است کنترل سیاسی را با ثبات اجتماعی اشتباه بگیرند. نبود اعتراض آشکار لزوماً به معنای رضایت نیست؛ گاهی هزینه مخالفت چنان بالاست که افراد سکوت میکنند، کناره میگیرند یا مهاجرت میکنند.
این وضعیت میتواند به تضعیف اعتماد عمومی و کاهش مشارکت بینجامد، هرچند شدت آن به شرایط هر کشور بستگی دارد. جامعهای ممکن است منابع فراوان داشته باشد، اما اگر بخش بزرگی از شهروندانش از تصمیمگیری کنار گذاشته شوند، برخورداری مادی بهتنهایی اعتماد و انسجام اجتماعی را تضمین نمیکند.
درس جهان ۲۵، نه پیشگویی سرنوشت انسان.
جهان ۲۵ ثابت نمیکند که حکومتهای دیکتاتوری دقیقاً به سرنوشت موشها دچار میشوند؛ اما فرصتی برای اندیشیدن به یک مسئله عمومی است: کنترل منابع، الزاماً به معنای توانایی حفظ روابط اجتماعی سالم یا سازگاری با تغییر نیست.
قدرتی که نقد، رقابت و انتقال مسالمتآمیز را محدود میکند، ممکن است در کوتاهمدت کنترل خود را حفظ کند، اما زمینه بیگانگی بخشی از جامعه را افزایش میدهد. مسئله اصلی، سن صاحبان قدرت نیست؛ این است که ساختار قدرت به نسل بعد اجازه میدهد در شکلدادن به آینده سهم داشته باشد یا نه.
شاید مهمترین پرسش جهان ۲۵ همین باشد: وقتی یک ساختار حفظ نظم موجود را مهمتر از سازگاری با واقعیتهای تازه میداند، چه کسی هزینه این ناتوانی را میپردازد؟
- نکته: انتخاب این تایتل آگاهانه است.
Source: 1 - 2 - 3 - 4 - 5
-
«Channel of Science is for all»