⚜- تفکر کردن و یادگیری چگونه رخ میدهند؟!
- حافظه چیست و چه مکانیسمی دارد؟!
- حیوانات در چه سطحی از تفکر و حافظه هستند؟!
در یادداشت قبل به نقش هیپوکامپ در حافظه و یادگیری پرداختیم، يادگيری روند كسب اطلاعات درباره جهان ميباشد و حافظه ذخيره اين اطلاعات است. حافظه فعال يا memory working حافظه كاری عمدتاً يك نوع حافظه كوتاه مدت است كه اطلاعات برای مدت كوتاهی در اختيار مغز قرار ميگيرند تا تصميم گرفته شود كه در مورد آن چه عملی بايد انجام بگيرد يعني به حافظه دراز مدت تبديل شود يا پس از استفاده از آن از ذهن پاك شود. محل اين حافظه در قشر جلو پيشانی قرار دارد.
مكانيسم های ايجاد حافظه بعلت اعمال يا تغييراتی است كه در سيناپسهای سلولهای عصبی ايجاد می شود. علت ايجاد حافظه كوتاه مدت، تسهيل و يا مهار پيش سيناپسی است. اين حالت در سيناپسهايی به وجود می آيد كه روی ترمينالهای پيش سيناپسی قرار میگيرند نه روی نورون پس سيناپسی بعدی. ميانجيهای عصبی كه در اين قبيل سيناپسها ترشح می شوند بكرات موجب تسهيل يا مهار طولانی برای چند ثانيه تا حتی چندين دقيقه میشوند. مدارهايی از اين نوع می توانند منجر به حافظه كوتاه مدت شوند. حافظه دراز مدت بعلت تغييرات ساختاری است كه در سيناپسها به وجود می آيد كه منجر به افزايش توانايی سيناپسها در انتقال دادن سيگنالها در جريان برقراری حافظه ميشود. نقش بستن حافظه نياز به ساخته شدن پروتئين ها و فعال شدن ژنها در نورون ها دارد.
انواع حافظه:
¹- صریح[explicit] - وقايع ضمنی [episodic] - معانی كلمات [semantic].
²- مفهومی [implicit] - غير ارتباطی - ارتباطی - مهارت ها و عادات - شروع كننده [Priming].
تفکر کردن یک بازتاب از خارج محیط مغز ماست، یعنی به وسیله دریافت اطلاعات از خارج از مغز این اطلاعات ثبت، تجزیه و تحلیل میشوند! تفکر کردن ناشی از دیس شارژ های رفت و برگشتی است که از نواحی«subcortical» مغز به نواحی کورتیکال مغز در جریان هست نواحی همچون تفسیر عمومی که ناحیه تلاقی کورتکس پاریتال و تمپورال و اکسیپیتال هست «محل ناحیه ورنیکه» و در ارتباط با پره فرونتال کورتکس هست که تفکر کردن را منسجم تر میکند، با تحریک ناحیه ورنیکه و ناحیه تفسیر عمومی مغز میتواند اطلاعات از قبل ثبت شده را تجسم کند.
مسئله یادگیری و حفظ کردن چیزی ورای از هم نیستند، چه در آناتومی مغز حیوانات یا انسان گرچه که قطعاً بدون تفاوت نیست. مثلاً حیوانات میتوانند یک سری کلمات و صداهای ساده را تشخیص بدهند مثل طوطی، اما درکی از دستور زبان جملات پیچیده مثل انسان ندارند. به طور مثال مرکز اصلی ایجاد حافظه، در قسمت هيپوكامپ هست که با وارد کردن آسیب افراد نمی توانند حافظه كاری كوتاه مدت را به دراز مدت اخباری explicit تبديل كنند. اين افراد قادر به برقراری حافظه های دراز مدت جديد برای آن دسته از انواع اطلاعاتی كه پايه هوش را تشكيل می دهند نيستند. در حیوانات هم نخست درک و فهم کلمات به صورت ابتدایی و سپس بخاطر داشتن در قسمت هیپوکامپ صورت میگیرد.
البته طبق نظریه David Atenborongh، سطح هوشیاری در بین پرندگان متغییر است اما حافظه حادثهای [Episodic] در مغز انسان و حیوانات یکی است که باعث ثبت اتفاقات میشود! گویا این مسئله برای پرندگان و حیوانات یا حتی انسانهای نئاندرتال مزیت فرگشتی داشته زیرا آنها در فصل بهار و تابستان مجبور بودند شکار کنند یا غلات جمع آوری کنند سپس آنهارا در یک جا انباشته کنند که در زمستان از آنها تغذیه کنند! این قسمت از مغز که زیر مجموعه سیستم لیمبیک(تکامل یافته ترین و قدیمی ترین مکانیسم مغز در تکامل) به آنها کمک میکرد جای انبار غلات را به یاد بیاورند.
آزمایشات اخیر الکتروفیزیولوژی از مغز با استفاده از حسگر های مغناطیسی انجام شده در درک ارتباط پویا بین قشر و ساختارهای زیر قشر برای گشودن همبستگی های عصبی شناخت ضروری است. در این تلاش، مگنتوآنسفالوگرافی (MEG) و الکتروانسفالوگرافی (EEG) روش های انتخابی هستند زیرا تکنیک های ضبط غیر تهاجمی الکتروفیزیولوژیک با قدرت تفکیک زمانی بالا هستند. تکنیک های پیچیده تخمین منبع MEG / EEG و روش های تجزیه و تحلیل شبکه، که اخیراً توسعه یافته است، می تواند درک جامع تری از مکانیسم های عصبی فیزیولوژیکی فرآیندهای شناختی اساسی را فراهم کند. این رویکردها که همراه با تعدیل غیرتهاجمی ارتباطات قشر مغز-زیر قشر مورد استفاده قرار می گیرند، ممکن است فرصت های جدیدی برای گسترش مجموعه فناوری عصبی شناختی غیرتهاجمی ایجاد کنند.
بیشتر مطالعه کنید:
Source
-
«Channel of Science is for all»
Post #1524
1.52K
Forwarded from Science is for all🔬 (моя)
- 👍 5