اوج های (بالاترین میزان) فعالیت مغز انسان در حال مرگ میتواند به تجربیات آگاهانه زودگذر اشاره کند
افزایش در نوع خاصی از امواج با فرکانس بالا در مغزهای در حال مرگ ممکن است با تجربیات آگاهانه لحظه آخری مرتبط باشد، اما دانشمندان به طور قطع نمی دانند.
در آخرین دقایق زندگی، مغز برخی از افراد اوجی از فعالیت های الکتریکی با ظاهری شگفت آور سازمان یافته تولید می کند که ممکن است بازتاب دهندهٔ هوشیاری باشد، اگرچه دانشمندان کاملاً مطمئن نیستند.
بر اساس پژوهشهای جدیدی که روز دوشنبه (1 مه) در مجله PNAS منتشر شد، این اوج (بالاترین میزان) در نوع خاصی از امواج گاهی اوقات ممکن است پس از توقف تنفس فرد، اما قبل از توقف عملکرد مغز رخ دهد. الگوی فعالیت مغز تا حدودی شبیه به چیزی که افراد در حالت بیداری یا در حالت هایی شبیه به رویا تجربه میکنند، دیده می شوند؛ منجر به این گمانهزنی میشود که شاید این افزایش فعالیتهای الکتریکی منعکسکنندهٔ تجربیات ماورایی گزارششده توسط افرادی است که با مرگ مواجه شدهاند: حس نگاه کردن به بدن از بیرون (تجربهٔ خارج از بدن یا OBE)؛ قرار گرفتن در یک تونل تاریک قبل از رسیدن به نوری درخشان؛ یا حس مرور کردن خاطرات مهم در ذهن.
با این حال، از آنجایی که همهٔ بیماران در مطالعهٔ جدید در نهایت جان خود را از دست دادهاند، غیرممکن است که بدانیم آیا آنها چنین تجربیاتی داشته اند یا خیر.
جیمو بورجیگین، عصب شناس از دانشکدهٔ پزشکی دانشگاه میشیگان که این مطالعه را رهبری کرد، گفت:"اگر در مورد روند های مرگی که در افراد رخ میدهد صحبت کنید، ما اطلاعات کمی داریم." بورجیگین به لایو ساینس گفت:" به ندرت پیش می آید که پزشکان و محققان فعالیت های مغز بیماران در حین مرگ را بررسی و پایش کنند. این شاید اولین مطالعه ای باشد که واقعاً ثانیه به ثانیه چگونگی مرگ مغز را نشان می دهد".
تجربیات نزدیک به مرگ
برخی از افرادی که از آستانهٔ مرگ بازگردانده می شوند، گزارش می دهند که در حین احیاء یا زمانی که به نظر می رسد بیهوش هستند چیزهای غیر قابل توضیحی دیده یا شنیده اند. دلیل این تجربیات نزدیک به مرگ ناشناخته است و مشخص نیست که آیا آنها حتی مختص مرگ هستند یا خیر.
دانیل کُندزیلا، متخصص مغز و اعصاب از دانشگاه کپنهاگ که در تحقیقات جدید شرکت نداشت، گفت:"بررسی های بینالمللی نشان میدهد که تنها حدود نیمی از آنچه مردم «تجربههای نزدیک به مرگ» مینامند، در موقعیتهای تهدیدکنندهٔ زندگی رخ میدهند." در ادامه دنیل کُندزیلا گفت که نیمی دیگر در هنگام مدیتیشن یا در موقعیت های ترسناکی رخ می دهد که سلامت فرد را به خطر نمی اندازد یا بر متابولیسم مغز تأثیر نمی گذارد.
کُندزیلا گفت:"مسئله این است که از روی خود تجربه شما نمی توانید بگویید که آیا فردی دچار ایست قلبی یا سنکوپ (از دست دادن مختصر هوشیاری) یا سانحهٔ رانندگی نزدیک به مرگ (که خطر از بیخ گوشش گذشت) است یا خیر ."
از آنجایی که افرادی که زنده میمانند تا یک تجربه نزدیک به مرگ را گزارش کنند، ذاتاً با افرادی که میمیرند متفاوت هستند (یک دلیل آن، این است که مغز آنها برای همیشه عملکرد خود را از دست نمی دهد)، تعیین اینکه آیا کسانی که واقعاً میمیرند نیز این تجربیات ذهنی را دارند، دشوار است.
در سال 2013، بورجیگین و همکارانش فعالیت الکتریکی را در مغز موشهایی که به خاطر ایست قلبی از دست رفته بودند، اندازهگیری کردند. آنها دریافتند که حدود 30 ثانیه پس از توقف قلب، مغز اوجی در امواج گاما را نشان داد که بالاترین فرکانس نوسانات الکتریکی در مغز است. امواج گاما با تجربهٔ آگاهانه همبستگی دارند، اما لزوماً ثابت نمی کنند که فردی هوشیار است؛ آنها فقط یکی از بسیاری از شاخص هایی هستند که ممکن است کسی آگاه و هوشیار باشد.
در سال 2022، گروه جداگانهای از پزشکان به طور اتفاقی مغز یک مرد 87 ساله را با الکتروانسفالوگرام (EEG) که فعالیت الکتریکی روی سطح مغز را تشخیص می دهد، زیر نظر گرفتند که این مرد به طور غیر منتظره درگذشت. مغز این مرد مشابه موشهای بورجیگین، در 30 ثانیه قبل و بعد از توقف قلبش، اوج امواج گاما را نشان داد.
مطالعهٔ مغز در حال مرگ
در مقالهٔ جدید خود، بورجیگین و تیم او تلاش عمدی را برای استفاده از الکتروانسفالوگرام برای اندازهگیری فعالیت و عملکرد مغز افراد در هنگام مرگ انجام دادند.
محققان اجازه گرفتند تا بیماران در حال مرگ را تحت مراقبت های ویژه که پس از بی فایده بودن درمان، پشتیبانی تنفسی آنها برداشته شده بود، تحت نظر بگیرند. جالب توجه است که این فعالیت موج گاما سازمان یافته به نظر می رسید، زیرا امواج گاما در یک بخش از مغز با الگوهای فعالیت قابلپیش بینی در نواحی دیگر مغز مرتبط بود.
ادامهٔ مطلب
-
«Channel of Science is for all»
Post #1288
1.7K