گریستم :
به یاد روزی هاکه خوشبخت بودم و نمیدانستم.
ناشناس چینل/ @Rebellionbotbot
Post #2609
153
#ولاگ کوتاه از امروز برایتان گذاشتم
- ❤ 5
عص @ftsdls
Showing posts older than #2610 · Back to latest
This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram
عصیان ماه شهریور را دوست دارم؛ باخودم باشم، در جوار خودم، در تنهایی خودم باشم. متولد شهریور بودن کار سختی است، چون همیشه باید دیگران را بخشید و گذشت کرد. ای ماه، میخواهم تنها باشم، از تماشا کردن غروب دست نکشم، چای داغداغ بنوشم، آهنگهای کلاسیک بشنوم، کتاب بنویسم…

Forwarded from "بانوی قرن 19ام"


نامهی پیدا شده متعلق به عصیان بود.
مریم یک بانوی آرام بود، شاید آرام فقط ظاهر کار بود. چون در دلش بازار مسگر ها بود. شعر هایی که میگذاشت را دوست داشتم. قشنگ بودند. روح آدم را لمس میکردند. شاید اگر وقت داشتم و جبر جغرافیا چنین نکرده بود. او را به فنجانی چای دعوت میکردم.
و میگفتم امروز تنها مسئولیتی که بر دوش داری، آرام بودن خودت است. هرکاری که دلت میخواهد بکن. ساعت ها حرف بزن یا سکوت کن. جیغ بزن یا بلند بلند شعر بخوان، بخند یا گریه کن. اما زندگی کن! کاری انجام بده که تا به حال نتوانسته ای بخاطر دشواری های زندگی انجامش بدهی.
تمام رشته های سرکوب شدهی درد را فریاد بزن بانو مریم! زندگی کن دختر اشعار درد.
لحظه ای نفس بکش که پاک یادت رفته باید کمی نفس بکشی، از افکارت فاصله بگیر و یک لحظه به هیچ چیز فکر نکن. دنیا را دنیا سر و سامان میدهد. تمام دنیا روی سینهات سنگینی میکند از بس فکر همه چیز را در ثانیه میکنی.
لحظه ای صبر کن، بایست. و به این فکر کن زندگی یعنی نفس کشیدن، نه مدام در حال رفتن به مقصدی که نمیدانی پایانی دارد یا نه.
https://t.me/Ftsdls
حال خوب





