TGViewer
Channel Public Channel
عصیان

عصیان

@ftsdls

گریستم :
به یاد روزی هاکه خوشبخت بودم و نمیدانستم.







ناشناس چینل/ @Rebellionbotbot
Subscribers
1.22K
Photos
356
Videos
90
Links
53

Showing posts older than #2037 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #2036 462
عصیان هوس نوشتن داستانک عاشقانه کردم امشب.
داستانک :




هنگام ورود به منزلش، دچار ترس شدم و پاهایم لرزید. نمی‌خواستم ترس من را ببیند؛ با اشاره‌ای از سر، مرا به داخل فراخواند و گفت: «بیا داخل، نترس، کاری با تو ندارم.» کفش‌هایم را درآوردم و وارد خانه شدم. فضای خانه آرام بود. با خودم گفتم: «ای دختر بی‌آزار، چرا یک غریبه را به خانه می‌پذیری؟» دست‌هایم را گرفت و در گوشه‌ای نشاند. پرسید: «گریه نکن، من با تو کاری ندارم. از چه می‌ترسی؟ چه می‌خواهی؟ من در خدمت هستم. بگو چه کاری برایت انجام دهم.» من از ترس مانند برگ در باد می‌لرزیدم و پاسخی نداشتم. چه می‌خواستم؟ اینجا چه می‌کردم؟ به چشمان آن مرد غریبه خیره شدم و در پاسخ به سوالاتش گفتم: «نمی‌دانم. در این ساعت، چه رازی این دختر غریبه دارد؟ هر بار بدون دلیل می‌خواهم تو را ببینم و ناگهان تو مالک قلب من شدی برای همیشه
  • ❤ 11
  • 🕊 2
Post #2034 174
می‌خواهم از اتفاقات روزهایم بنویسم.
  • ❤ 5
  • 🕊 4
Post #2033 176

Forwarded from •پستچیِ واژه‌هایِ سبز•

مریم، می‌بینی به نام دین چه کارهایی می‌کنند؟ آه مریم، اگر قرار بوده این‌گونه برای زن بودنمان مجازات شویم؛ کاش پیامبری عزیزمان جلوی زنده به گور کردن دختران را نمی‌گرفت.
_معصومه‌شریفی
  • ❤ 12
Post #2032 204
هوس نوشتن داستانک عاشقانه کردم امشب.
  • ❤ 7
Post #2031 554
آه، آب آسمان.
  • ❤ 3
  • 🕊 3
Post #2029 224
•پستچیِ واژه‌هایِ سبز• این چنل: محوطه‌ی امنِ یک بانو، ساکت و نشسته در تماشای ناهنجاری‌های روزگار؛ خسته اما دوام آورده، کتاب‌ دوست، علم‌ دوست، در پی‌ِ یک جرعه آرامش.
ممنونم رفیق 🥺❤️‍🩹
  • ❤ 5
  • 👍 2
  • 🕊 1
Post #2028 214

Forwarded from •پستچیِ واژه‌هایِ سبز•

این چنل: محوطه‌ی امنِ یک بانو، ساکت و نشسته در تماشای ناهنجاری‌های روزگار؛ خسته اما دوام آورده، کتاب‌ دوست، علم‌ دوست، در پی‌ِ یک جرعه آرامش.
  • 👍 7
  • ❤ 3
  • 🕊 3
Post #2025 182
معنا اندیشی نمی‌توان بدون خلوت این شرایط را تاب آورد. این هفته را با نیش و کنایه‌ها و تمسخرهای اشخاصی گذراندم که بخاطر ناامنی‌ها می‌گفتند، چه شد! دیگر برای پیاده‌روی به کوه و دشت نمی‌زنی، عجب دل تنگی داری. سخت است در زندگی به جایی برسی و توقعت را از دیگران آنقدر کم کرده…
من آواره‌هایی اسیر هراتم، هما عزیزم.
  • 👍 4
  • 🕊 2
  • ❤ 2
Post #2020 180

Forwarded from معنا اندیشی (هما همّت)

نمی‌توان بدون خلوت این شرایط را تاب آورد.
این هفته را با نیش و کنایه‌ها و تمسخرهای اشخاصی گذراندم که بخاطر ناامنی‌ها می‌گفتند، چه شد!
دیگر برای پیاده‌روی به کوه و دشت نمی‌زنی،
عجب دل تنگی داری.

سخت است در زندگی به جایی برسی و توقعت را از دیگران آنقدر کم کرده باشی که فقط آزارت ندهند، برایت کافی باشد.
خیر و منفعت و محبت و فهمیدن که بماند.
  • ❤ 4
Post #2019 167
عصیان و آنجا که دختری در چیزهای کوچک دلش خوش بود، چه بنیاد محکمی بر پوچی بنا نهاد! همان‌گونه که نوشته شده است: «کسی که به چیزی که دارد قناعت کند، خوشبخت است.»
  • ❤ 6
  • 👍 3
  • 🕊 2
Post #2018 151
و اینک روزی فرا رسید که او برای نخستین بار از من جدا شد و به سوی کابل برای شفای بیماری روانه گردید؛ اما چون روز جمعه فرارسید، با نخستین پرواز به خانه بازگشت. دست‌هایش را گشود و مرا در آغوش کشید؛ دلش به شوق دیدار آب شده بود و توانی برای چشیدن نان و آب نداشت. بار دیگر بر بستر افتاد و بر او پانزدهم شد. از ناحیه شکم لوله‌ای بزرگ برای طعام و از ناحیه بینی لوله‌ای دیگر برای آب بر او نهادند، و زندگی بر او چون کوهی سنگین گشت. اما او با صبر تحمل کرد و من نیز اشک ریختم تا هنگام شب؛ و پیش چشم‌های من جان سپرد، همان‌گونه که نوشته شده است: «خداوند نزدیک است به شکستگان دل.»
  • ❤ 7
  • 🕊 4
  • 👍 1
  • 👎 1
Post #2017 153
سفر پدر به کابل برای شفا، سفری نیکو نبود؛ حال پدرم چون گیاهی پژمرده بود و دلش به دیدار جاذبه‌های کابل نمی ساخت ، بلکه به خانه و به من و مادرم گره خورده بود. گفتن برایش چون کوهی سنگین بود و تنها در سکوت فرو رفته، مانند عبادت‌گاری که در بیابان می‌ایستد، نماز می‌خواند و لفظی بر زبان نمی‌آورد، جز آنکه دعا می‌کرد. و خداوند فرموده است: «در هر سختی، رحمتی از جانب او نهفته است»، اما دل پدر در این روزها تنها به دعا تکیه داشت.










روزگار من و پدرم
  • ❤ 8
  • 👍 3
  • 🕊 2
  • 👎 1
Post #2015 152
و آنجا که دختری در چیزهای کوچک دلش خوش بود، چه بنیاد محکمی بر پوچی بنا نهاد! همان‌گونه که نوشته شده است: «کسی که به چیزی که دارد قناعت کند، خوشبخت است.»
  • ❤ 9
  • 👍 4
  • 🕊 1
  • 👎 1
Post #2014 474
من اما زنی هستم
که دنیا را
روی نوک انگشتانم می چرخانم
ولی از پس دلتنگی هایم بر نمی آیم
  • ❤ 10
  • 👍 3
  • 🕊 2
  • 👎 1
Post #2012 157
…..(….)
  • ❤ 7
  • 👍 5
  • 🕊 2
Post #2009 491
عصیان آیا مایل به برقراری گفتگویی کوتاه هستید؟ 👍👎
لطفاً در اینجا با من صحبت کنید. سپاسگزارم.
  • 🕊 6
  • ❤ 6
  • 👍 2
Post #2004 459
آیا مایل به برقراری گفتگویی کوتاه هستید؟

👍👎
  • 👍 6
  • 🕊 3
  • ❤ 2
Post #2003 293
می دانم زندگی می گذرد، می دانم دردهایمان کمرنگ میشود، ولی عزیز من جوانیمان را از که پس بگیریم؟
این کشور ویرانتر از تصور است.
  • ❤ 4
  • 🕊 3
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →