TGViewer
عصیان عصیان @ftsdls · 1.22K subscribers
Post #2036 462
عصیان هوس نوشتن داستانک عاشقانه کردم امشب.
داستانک :




هنگام ورود به منزلش، دچار ترس شدم و پاهایم لرزید. نمی‌خواستم ترس من را ببیند؛ با اشاره‌ای از سر، مرا به داخل فراخواند و گفت: «بیا داخل، نترس، کاری با تو ندارم.» کفش‌هایم را درآوردم و وارد خانه شدم. فضای خانه آرام بود. با خودم گفتم: «ای دختر بی‌آزار، چرا یک غریبه را به خانه می‌پذیری؟» دست‌هایم را گرفت و در گوشه‌ای نشاند. پرسید: «گریه نکن، من با تو کاری ندارم. از چه می‌ترسی؟ چه می‌خواهی؟ من در خدمت هستم. بگو چه کاری برایت انجام دهم.» من از ترس مانند برگ در باد می‌لرزیدم و پاسخی نداشتم. چه می‌خواستم؟ اینجا چه می‌کردم؟ به چشمان آن مرد غریبه خیره شدم و در پاسخ به سوالاتش گفتم: «نمی‌دانم. در این ساعت، چه رازی این دختر غریبه دارد؟ هر بار بدون دلیل می‌خواهم تو را ببینم و ناگهان تو مالک قلب من شدی برای همیشه
  • ❤ 11
  • 🕊 2
More from @ftsdls
  1. Oct 9, 2026🎁10 جیبی انترنت رایگان برای تمام سیم‌کارت‌ها ♻️🔥 بدون مصرف پول، بسته رایگان خودت را فعال…
  2. Oct 9, 2026کاش می‌شد حرف‌های ما زن‌ها را موقع تنهایی بشنوی.
  3. Oct 9, 2026نه بیمارم، نه خوشحالم.
  4. Oct 9, 2026هرگاه زنی برای تو پناه آورد، برای او بمیر.
  5. Oct 9, 2026وطن وطن وطن
  6. Oct 9, 2026شرمی نداشت از اینکه اعتراف کند در چه کشوری زندگی می‌کند: کشوری بسیار زیبا، با تاریخ غنی ول…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →