اواخر قرن بیستم را دورهای توصیف کردهاند که شاهد مرگ زبان بوده است؛ پدیدهای که از آن با عنوان «زبانکشی» (linguisticide) یاد شده است و در پی آن، زبان جای خود را به نظامهای نشانهای برای انتقال حالات هیجانی مشترک، سخنان پیشپاافتاده، کلیشهها و مانند اینها داده است.
در این عصر گفتارهای بیمایه، بازیافتن کاربردهای پیچیدهتر زبان به معنای توانمندسازی خویشتن برای روی آوردن به کارِ دروننگری است. کشف، یا دوباره کشف کردن لذت زبان، تجربهای هیجانی و مهم است؛ زیرا بیان کلامی، عواطف و هیجانهای خفهشدهای را آزاد میکند که زیر فشار شکلهای تنزلیافتهٔ تفکر و از دست رفتن علاقه به خودِ سخن گفتن، مدفون، مسدود و مختل شدهاند.
● @freudisalive
● کریستوفر بولاس
Post #2513
2.13K

- ❤ 14
- 🔥 9
- 🤔 1