با برداشته شدن تدریجی فیلترینگ، خیال میکنم دوستان داخل ایران کمکم به اینترنت دسترسی پیدا کرده و طبیعتاً جویای اتفاقات چند ماه اخیر شوند. در این مدت دنیای علوم تکاملی شاهد اتفاقات فراوانی بود اما به گمانم در میان تمام آنها یک اتفاق از اهمیت ویژهای برخورد است. در ۱۲ مارس ۲۰۲۶ یعنی تقریباً چیزی بیش از دو هفتۀ پیش خبر مرگ ناگهانی رابرت تریورز (یا آنطور که دوستانش صدایش میزدند «باب») در ۸۳ سالگی منتشر شد. بسیاری نه تنها رابرت تریورز را به عنوان آلبرت اینشتین دنیای زیستشناسی تکاملی بلکه به مثابهٔ یکی از بزرگترین متفکران دنیای مدرن میدانند؛ فردی که با انتشار مجموعه ای از مقالات درخشان بین سالهای ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۶، چهره زیستشناسی تکاملی را برای همیشه دگرگون کرد. بسیاری از مفاهیمی که ما امروزه در علوم تکاملی از آن استفاده میکنیم، زادۀ ذهن درخشان اوست.
آنچه در ادامه میآید شرحی است کوتاه از داستان خلق شش مقالۀ انقلابی با تکیه بر روایت شخصی تریورز از آنها و همینطور ادای دینی است به این «نابغۀ سرکش».
تکامل فداکاری متقابل (۱۹۷۱)
داستان نگارش این مقاله از ترم بهار سال ۱۹۶۹ در دانشگاه هاروارد آغاز شد. تریورز که در آن زمان دانشجوی سال اول تحصیلات تکمیلی بود و در سخنرانی ریچارد لوونتین- ژنتیکدان برجسته- شرکت کرد. اما آنچه پیش از سخنرانی رخ داد باعث شد که تریورز مسیر جدیدی را در پیش بگیرد. ماجرا از این قرار بود که پاییز سال گذشته تریورز نوشتهای شدیداً انتقادآمیز دربارۀ اثر مشترک رابرت مکآرتور (بومشناس) و ریچارد لوینز (بومشناس) نوشته بود. ریچارد لوونتین دوست صمیمی لوینز بود و لذا انتقاد به او -خصوصاً از جانب یک دانشجوی سالاولی – را بر نمیتابید. به همین دلیل وقتی که ادوارد ویلسون پیش از سخنرانی لوونتین، تریورز را به او معرفی کرد وی بلافاصله به نوشتۀ او تاخت و با چند جمله کوتاه آن را تحقیر کرد. این برخورد متکبرانه و تحقیرآمیز، تریورز را به این نتیجهگیری رساند که انتقادِ صرف از کارهای دیگران بیفایده است و او باید به جای آن، نظریات ایجابی خودش را خلق کند.
از قرار یکی از موضوعاتی که در آن زمان تریورز را مجذوب خود کرده بود نظریۀ «انتخاب خویشاوندی» -یا «شایستگی فراگیر» - ویلیام همیلتون بود. هرچند تریورز به قدرت نظریۀ همیلتون در تبیین فداکاری میان خویشاوندان اذعان داشت، اما میدانست که این نظریه نمیتواند فداکاری میان افراد غیرخویشاوند را توضیح دهد. جرقۀ اصلی زمانی در ذهن تریورز زده شد که مقالهای درباره همزیستی ماهیهای تمیزکننده در اقیانوس خواند. او متوجه شد که ماهیهای میزبان حتی زمانی که معرض خطر هستند، ماهیهای تمیزکننده که مشغول تمیز کردن دهانشان هستند را نمیبلعند بلکه با باز و بسته کردن دهان به آنها هشدار میدهند تا فرار کنند. این تأخیر در جبران لطف، نیازمند تبیین تکاملی بود. تریورز با استفاده از مفهوم «معمای زندانی» در نظریۀ بازیها نشان داد که انتخاب طبیعی میتواند رفتارهای فداکارانه را ترویج کند، به این شرط که احتمال رویارویی مجدد افراد و جبران لطف بالا باشد.
تریورز با بسط این نظریه به انسانها، نشان داد که احساسات پیچیده انسانی تصادفی نیستند. ریچارد داوکینز در کتاب ژن خودخواه با تحسین این بخش از کار تریورز توضیح میدهد که ویژگیهای روانشناختی ما مانند حسادت، احساس گناه، قدردانی و همدردی، توسط انتخاب طبیعی شکل گرفتهاند تا توانایی ما را برای تقلب کردن، تشخیص متقلبان و جلوگیری از اینکه دیگران ما را متقلب بپندارند، بهبود بخشند. این سیستمِ احساسی، در واقع ابزاری تکاملی برای تنظیم بده-بستانهای سازوکار فداکاری متقابل است.
سرمایهگذاری والدینی و انتخاب جنسی (۱۹۷۲)
تریورز بارها در طول زندگیاش از ویلیام دروری (پرندهشناس) به عنوان یکی از بهترین معلمهای خود نام برده است. دروری نه تنها به تریورز منطق و مکانیزمهای تکاملی را آموخت، بلکه به او یاد داد که دیگر جانداران را همتراز با خود ببیند. یکبار زمانی که هردو به تماشای مرغدریایی شاهماهیخوار مشغول بودند، تریورز تبیینی ساده از یک رفتار بخصوص ارائه کرد که آن را بیفایده میدانست و در آن فرض شده بود که پرنده قادر به درک نفع خود نیست. دروری همانطور که از پشت دوربین چشمی به پرنده نگاه میکرد به آرامی به تریورز گفت «هیچوقت خیال نکن جانوری که بررسی میکنی به اندازۀ کسی که بررسی میکند احمق است!».
Post #291
1.94K

- ❤ 23
- 👍 2