TGViewer
اشتباه میمون | عارف عبادی اشتباه میمون | عارف عبادی @fortunatemistake · 2.82K subscribers
Post #299 1.57K
«حقیقت همان است که ما می‌آموزیم و هر آن‌چه ما نمی‌آموزانیم خطاست.»

ژان کالون


بخش اول


احتمالاً شما هم مثل من بارها وارد بحث با آدم‌هایی شدید که از شدتِ تعصب و خُشک‌مغزی کلافه‌‌تان کردند. هرچقدر دلایل و شواهد برای موضوعی بیاورید و بدیهی‌ترین نمونه‌ها را یادآوری کنید، این جماعت نه‌ تنها به راحتی چشم بر همۀ آنها می‌بندند، بلکه گاهی چنان واکنش هیجانی و خشم‌آلودی نشان می‌دهند که گویی صرفِ شنیدن نظر متفاوت، توهینی است به شخصِ شخیص آنها. عجیب است گونه‌ای که خود را «خردمند» می‌داند، اینچنین نسبت به حقایقی که مطابق میلش نیست تعصب و لجبازی به خرج می‌دهد و حاضر به پذیرش دیدگاه مخالف نیست.

بسیاری از اساتید و اهالی اندیشه در برخورد با این موضوع به زبان و شیوه‌های گوناگون یادآوری می‌کنند که این رفتارها -یعنی رفتارهای هیجانی و خشم و تعصب- نوعی «خطای شناختی» یا «اختلال در سیستم تفکر انسان» است که باید از طریق آموزش یا اصلاح روش‌های گفتگو اصلاح شود. نباید اجازه داد هیجانات راهِ عقل را ببندد. باید هر باور را عاری از تعصب به سنجۀ عقل درآورد، شواهد و استدلال‌های طرف را سنجید و در نهایت تَن به حکم عقل داد.

من اما با این نگاه نسبت به آدمیان موافق نیستم. به یُمن پژوهش‌های نیم‌ قرن اخیر، امروزه می‌دانیم که مرز میان «عقل» و «احساس» آن‌گونه که گذشتگان تصور می‌کردند، چندان روشن نیست و این دو قوه تا حد زیادی درهم ‌تنیده‌اند. با این حال، ایراد اصلی من «خطای شناختی» دانستن پدیده‌ای است که ریشه در یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مغز انسان دارد. به نظر من، تعصب نسبت به یک باور و واکنش هیجانی نسبت به تغییر آن، رفتاری است که دقیقاً مغز ما برای انجام آن تکامل یافته است. اما این ویژگی روانی تکامل‌یافته اکنون در شرایطی قرار دارد که کارکرد تکاملی خود را از دست داده و مبدل به نوعی «ناهمخوانی تکاملی» (evolutionary mismatch) شده است.

ناهمخوانی تکاملی به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن ساختارهای زیستی یا روان‌شناختی یک ارگانیسم - که در گذشته برای کمک به بقا و انتقال ژن‌ها تکامل یافته‌اند- به دلیل تغییرات سریع محیط، به ویژگی‌هایی ناسازگار یا مضر بدل شوند. از آنجا که فرآیند سازگاری ژنتیکی بسیار زمان‌بر است، گاهی مغز یا بدن ما که بر اساس فشارهای انتخابی محیط اجدادی شکل گرفته‌اند، نمی‌تواند به سرعت با سبک زندگی جدید سازگار شوند. این گسست میان «طراحی قدیم» و «محیط جدید» باعث می‌شود سازوکارهایی که روزگاری مفید بودند، امروزه ناهمخوان تلقی شوند.

به عنوان مثال، ولع مصرف غذاهای پرکالری و نحوه ذخیره‌سازی انرژی در بدن‌ را در نظر بگیرید. در محیط‌های اجدادی که منابع غذایی کمیاب بود و دوره‌های مکرر قحطی بقای انسان را تهدید می‌کرد، دو سازوکار سازشی در بدنِ ما شکل گرفت: از یک سو، از نظر روانی، اشتها و ولع شدیدی برای یافتن و مصرف غذاهای شیرین، چرب و پرکالری در ما تکامل یافت؛ و از سوی دیگر، از نظر فیزیولوژیک، بدن ما به‌گونه‌ای تنظیم شد که انرژی اضافی را تا حد امکان به شکل بافت چربی ذخیره کند تا بتواند در دوره‌های کمبود غذا از آن استفاده نماید. اما همین سازوکارهای روانی و جسمی که روزگاری مزیتی مهم برای بقا محسوب می‌شدند، امروزه در دنیای مدرن که غذاهای فرآوری‌شده و پرکالری تقریباً همیشه در دسترس‌اند، به عاملی مضر تبدیل گشته که نقشی مهم در شیوع چاقی، دیابت و بیماری‌های قلبی دارد. این گسست میان «تنظیمات روان‌شناختی و زیستی گذشته» و «محیط مدرن» نمونه‌ای است روشن از ناهمخوانی تکاملی.

اگر از این منظر به موضوع تعصب نگاه کنیم، می‌توان مقاومت نسبت به تغییر باورهایمان را نمونۀ دیگری از ناهمخوانی تکاملی در نظر گرفت. یعنی اگرچه امروزه تعصب و تحجر را نوعی «خطا» یا «اختلال» می‌دانیم، اما این پرسش مطرح می‌شود که چرا چنین گرایشی در طول تاریخ تکاملی گونۀ ما تا این اندازه پایدار مانده است. آیا ممکن است آنچه امروز برای ما مشکل‌ساز به نظر می‌رسد، در شرایطی دیگر کارکردی متفاوت داشته و بخشی از سازوکارهای بقا بوده باشد؟ برای یافتن پاسخ، لازم است ابتدا نگاهی بیندازیم به یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های انسان و پیامدهای ناشی از آن.

اغلب گفته می‌شود که «انسان موجودی اجتماعی» است. اما خیال می‌کنم این عبارت حق مطلب را در مورد گونۀ ما ادا نمی‌کند. گرگ و شیر و کفتار اجتماعی هستند. ما انسان‌ها به شکل بی‌نظیری «فوق اجتماعی» هستیم به نحوی که برای رفع ساده‌ترین نیازهایمان هم به دیگران محتاجیم. از لحظه‌ای که یک فرد متولد می‌شود تا زمانی که می‌میرد، انسان برای رفع نیازهای خود در تعامل و همکاری با دیگران است. این همکاری در بستر شبکه‌های اجتماعی بزرگ و پیچیده‌ای شکل می‌گیرد که حول محور عناصری چون هنجارها، ارزش‌ها، بده بستان، شهرت، شایعات و بازی‌های منزلتی ساماندهی شده‌اند.

در بخش اعظم تاریخ تکاملی گونۀ ما، بقای فرد به «وابستگی متقابل» بین او و اعضای گروه‌اش، گره خورده بود. در آن شرایط، جدا افتادن فرد از گروه یا طرد و اخراج شدن عملاً به معنای مواجهه با گرسنگی، حمله درندگان و در نهایت مرگ بود. همین تهدید حیاتی، به عنوان فشار انتخابی مهمی عمل کرده و به شکل‌گیری سازوکارهایی روانی انجامید که همچنان در رفتار اجتماعی ما دیده می‌شوند.

انسان از یک سو به مجموعه‌ای از هیجانات مانند اضطراب اجتماعی، شرم، احساس گناه و ترس از انزوا مجهز شد؛ هیجاناتی که مانند یک سیستم هشدار عمل کرده و به ما کمک می‌کنند تا کوچک‌ترین نشانه‌های کاهش پذیرش یا احتمال طرد شدگی از سوی دیگران را شناسایی کنیم و در صورت احساس خطر، برای ترمیم و حفظ پیوندهای اجتماعی واکنش نشان دهیم. از سوی دیگر، فشارهای ناشی از زندگی گروهی و سازوکارهایی مانند کنترل اجتماعی و سرکوب افراد زیاده‌خواه یا «مفت‌خور»، باعث شد افرادی که آمادگی بیشتری برای جلب رضایت گروه، درونی‌کردن هنجارها و هماهنگ شدن با قواعد جمعی داشتند، از شانس بیشتری برای بقا و تولیدمثل برخوردار شوند. در نتیجۀ فرایندی که از آن با عنوان «خود-اهلی‌سازی» یاد می‌شود، به تدریج گونۀ ما به سمتی سوق پیدا کرد که نه‌ تنها به پذیرش اجتماعی حساس باشیم، بلکه به ‌طور فعال به دنبال کسب و نشان دادن ویژگی‌ها، فضیلت‌ها و رفتارهایی باشیم که در گروه ارزشمند تلقی می‌شوند و ما را پذیرفتنی‌تر می‌کنند.

اما این وابستگی اجتماعی فقط رفتارهای آشکار ما را شکل نداده است بلکه به درونی‌ترین لایه‌های ذهن ما نیز نفوذ کرده‌اند؛ جایی که که در آن باورها، قضاوت‌ و حتی تصویری که از خودمان داریم شکل می‌گیرند.

ادامه دارد...

✍️ عارف عبادی

📱 اشتباهِ میمون
  • ❤ 27
  • 👍 13
  • 👏 2
  • 👎 1
More from @fortunatemistake
  1. Sep 18, 2026فرهنگ باهوش، فرد کم‌هوش چندین سال پیش، زمانی که دانشجوی دکترا بودم برای تعطیلات تابستان به…
  2. Sep 13, 2026بخش دوم و پایانی در بخش اول این نوشته، این ایده مطرح شد که تعصب شاید بیش از آنکه یک «خطای…
  3. Sep 4, 2026باز آمــد بویِ مـــاهِ مدرسه «اجتماعی که نخواهد به ورشکستگی معنوی و اساسی دچار شود باید عا…
  4. Aug 29, 2026اسپند دود کن! گاهی اوقات آدم کاری را آنقدر خوب انجام می‌دهد که چشم می‌خورد. امروز خیلی خوش…
  5. Aug 13, 2026امروز متوجه شدم که کتاب «معادلۀ فداکاری: هفت دانشمند در جستجوی خاستگاه نیکی» نوشتۀ لی آلن…
  6. Aug 3, 2026باور به «ارادۀ آزاد» بر این فرض استوار است که انسان‌ها در انتخاب رفتارهای خود کاملاً مختار…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →