TGViewer
Farnoudian Contemplations Farnoudian Contemplations @farnoudian · 8.04K subscribers
Post #452 9.47K
توی این هجده سال کار، من برای خیلی‌ها مربی بودم. وقتی هم که نیک بنگری، بیشتر موفقیت داشتم تا شکست. هر آدمی با آدم دیگه کاملا متفاوته. پرورش هر انسانی هم با انسان دیگه منفاوته. اما موفقیت یک مربی همیشه یک راه داره: باید از لایه‌های بالای گذر کنی و به روح نگاه کنی، به ذات. اینکه دلیل حرکت هر انسانی چه چیزیه، و اون دلیل رو برای اون آدم قلقلک بدی. روی همین حساب هم به شکست‌ها که نگاه می‌کنی دو دسته آدم می‌بینی.

یک دسته هستند که شکست می‌خوری چون کلا برای اون کار ساخته نشدند. یا درسش رو نخوندند و پیش‌زمینه‌شون فرق داره، یا محیط پرسرعت یا کم‌سرعتش به ذاتشون نمی‌سازه، و طبیعتا کسی وقت نداره بیست سال برای این آموزش صبر کنه. یعنی به مرحله‌ی گذشتن از لایه‌های بالا اصلا نمی‌رسی. ایرادی هم نداره. آدمها تا چیزی رو امتحان نکنن متوجه ضعف و قوتشون نمی‌شن. دسته دوم اما، آدمهایی هستن که برای این کار ساخته شدند. پر از استعداد و پتانسیل هم هستند، اما هزار جور تلخی فاصله بین اونها و جهان ایده‌آل رو سد کرده. انقدر مانع سر مسیر هست، که مربی نمی‌تونه به روح اون آدم برسه و بفهمه چه چیزی بهش انگیزه حرکت می‌ده تا حرکتش بده. مورد من مورد کاره، اما هزار مثال راحتتر می‌شه زد، ازدواج مثلا، تیم ورزشی، یا هر چیزی که لازمه‌اش برقراری رابطه و همکاری با دیگران باشه. گذر سالیان معمولا این لایه‌های تلخی رو به وجود میاره. آدمها برخوردی که می‌بینن رو فراموش نمی‌کنند و هر برخوردی بدی یک لایه تلخ دیگه به تلخی‌ها اضافه می‌کنه، و این لایه‌ها در طول سالها انبار می‌شن.

یک بار یک سوالی پرسیده بودم که آیا آدم همیشه باید برای بالا رفتن تلاش کنه؟ جوابش یک جور بامزه‌ای در واکنش عصبی آقای لارس اولریش، گیتاریست متالیکا در واکنش به انتقادهای دهه نود پیدا شد که نقل به مضمون گفت «متالیکا همیشه در حال اکتشاف جهانه، طرفدارها اگه خوششون نمیاد ما همینیم که هستیم.» اکتشاف جهان، اکتشاف خویشتن. مسأله بالا رفتن نیست. مسأله اکتشافه. همینه که ایرادی نداره که آدم کاری رو امتحان کنه و درش شکست بخوره. اما تلخی، یه نوع تحمیل خودخواسته به روح آدمیزاده برای جلوگیری از این اکتشاف. چه باید کرد برای مقابله با این تلخی؟ جواب این سوال خیلی سخته. خیلی وقتها اتفاقی که می‌افته اینه که نه فقط مربی، که خود آدمیزاد هم پشت این لایه‌ها دست و پا می‌زنه و می‌زنه، تا ناگهان می‌گه اینجا دیگه جای من نیست.

توانایی گذر از مسائل کوچک یقینا کمکه. اینکه آدمیزاد هر اتفاق و هر برخوردی رو به چشم توهین شخصی نبینه. این چطور ممکنه؟ گاهی با جدا کردن هویت شخصی از کار، از رابطه، یا از هر بحث دیگری. مثال معادلش رو مذهب در نظر بگیرید. شما به یک مسیحی معتقد بگید که عیسی پسر خدا نیست، براتون استدلال نخواهد کرد، بلکه به شدت بهش برخواهد خورد. مسیحیت در حدی بخشی از هویتشه که تفاوتی بین بحث و شخص نیست. آیا ما قادریم این دو رو از هم جدا کنیم؟ اینکه حرف پنج سال پیش رییسم، همسرم، مربیم، شاید، فقط شاید، یک توهین شخصی به من و هویتم نبوده. مسأله‌ای بوده که می‌شه درباره‌اش آزادانه بحث کرد. آزادانه. همینه که آقای جورج واشنگتن در روزهای اول تشکیل کشور آمریکا برای دوستش می‌نویسه «بگذار که مردم حرفشون رو آزادانه بزنن، وگرنه ما هم در چرخه صعود و سقوط دیگران خواهیم افتاد». یا همینه که تیمی موفقه که اعضاش «ایمنی روانی» داشته باشند، یعنی حرفی رو که لازمه بدون ترس بزنن.

بخشی از این «ترس از صحبت آزادانه» ممکنه از محیط بیاد، و خب در بسیاری از موارد آدمیزاد روی محیط کنترلی نداره، روی رییسش، روی تغییرات روانی دیگران در طول زمان، روی جبر جغرافیایی. اما این سوال همیشگی است که تا چه حد اسیر محیطیم و تا چه حد اسیر خود. از محیط می‌شه خارج شد. می‌شه کار جدید، رابطه جدید، یا تیم جدید داشت. حتی می‌شه‌ کشور جدید داشت. عبور کردن از خود، از تلخی انباشته شده در خود، اما سخته.

آدمها که زنگ می‌زنند و تقاضای مربی دارن، همیشه می‌پرسم «به‌ کجای جهان می‌خوای برسی؟ انگیزه حرکتت چیه؟» ولی شاید باید بپرسم «اجازه می‌دی از لایه‌ها رد بشم و به روحت برسم؟» سوالهای اول، همیشه وابسته به سوال دومه.

جریان آزاد افکار، مترو - سوم می ۲۰۲۵

@Farnoudian
Instagram: Farnoudian
  • ❤ 240
  • 👍 57
  • 🕊 9
  • 👌 8
  • 💯 4
  • 👏 1
  • 😁 1
  • 😢 1
More from @farnoudian
  1. Oct 10, 2025هاروارد بیزنس ریویو یه مقاله‌ی جالب داشت بر اساس تحقیقی که پارسال روی نظرات مثبت و منفی بر…
  2. Oct 1, 2025دیروز روز طولانی‌ای بود. تمام این روزهای کنفرانس و سخنرانی و ناهار و شام و مهمانی و شبکه‌س…
  3. Sep 11, 2025بار اول که دیدمش فرانسه کنفرانس بودم. خوب صحبت کرد، و گفت موسس فلان موسسه هستم. گفتم ببینم…
  4. Jun 3, 2025خدمت شما. فایل صوتی رو هم امشب میگذارم پادکست و لینکش رو میگذارم اینجا پیشاپیش، ممنون از ح…
  5. Jun 2, 2025ساعت ده شب، توی راه برگشت، دو خانم را می‌بینم که شراب سفیدهایشان را روی میز جلویشان گذاشته…
  6. May 22, 2025Farnoudian Contemplations pinned a photo
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →