یک جایی و یک زمانی در این جهان پسر چهارده سالهای بود که عاشق فوتبال بود. سالهای اول عمر توی کوچه طولانی و باریکشان فوتبال بازی میکرد و بعد توی مدرسه و بعد توی چمنی که در هوای مرطوب انزلی همه جا میرویید. بازیکن خوبی بود و سرعتی و عاشق دویدن، و بازیش چشم یکی دیگر از عشاق فوتبال، یعنی مربی ورزشش بود. پدر من و بهمن خان صالحنیا اینطوری با هم آشنا شدند.
بهمن خان از آقای پدر خواست که عضو تیم شود و با تیم سفر کند و فوتبال را جدی بگیرد، آقای پدر هم که نوجوان بود و عاشق فوتبال بود بدون لحظهای شک پذیرفت اما قانع کردن آقای پدربزرگ داستان دیگری بود. پدربزرگ به دنبال درس خواندن پسر بزرگش بود و موج ورزشی که در دهه چهل شمسی توی شهر راه افتاده بود، زیاد تاثیری روی عقیدهاش نداشت. آقای پدر توی خانه حبس شد و فقط اجازه داشت تا مدرسه برود و بیاید و فوتبال کلا قدغن شد. توی فکرم آقای پدر را میبینم که توی حیاط قدیمی خانه مادربزرگ بالا و پایین میپرد و به هر سنگ و خاری شوت میزند ولی نمیتواند فوتبال بازی کند. بهمن خان اما، که خودش جوانی بود بیست و سه ساله، آنقدر رفت دم مغازه آقای پدربزرگ تا قانعش کرد که فوتبال با درس مغایرت ندارد، و آقای پدربزرگ به شرط اینکه بهمن خان برای هر بازی و هر سفر شخصا برود دم منزل و با آقای پدربزرگ صحبت کند، با فوتبال آقای پدر موافقت کرد.
چند سالی گذشت، بهمن خان چند تیم تشکیل داد و آقای پدر توی تیمهای مختلف بازی کرد، تا زمان تشکیل تیم ملوان بندرانزلی که آقای پدر در دانشکده حقوق بود و همتیمیهای سابقش را دید که همه وارد تیم شدند ولی در آن لحظه مسیر زندگیش را متفاوت انتخاب کرده بود.
قصههای بالا را از پدرم و از مادربزرگم در طول سالیان و تکهتکه شنیدم، ولی خود بهمن خان هرگز حرفی از این داستانها نزد. فوتبال را در انزلی منظم کرد، سالها مربی ملوان بود، و سالها کنار فرانک اوفارل و پرویز خان دهداری مربی تیم ملی ماند، و امروز بعد از سالها عمر پربار از جهان رفت. بار آخری که دیدمش، بیست و دو ساله بودم و به سمت شنبهبازار انزلی قدم میزدم که من را دید و با بزرگواری ماشین را نگهداشت و چند دقیقهای حال و احوال کردیم. برای من همیشه دوست پدرم بود، و احترام پدر نسبت به مربی سابق همیشه مشخص بود. از حرفهایش خاطره زیاد دارم ولی بیشتر از همهچیز، فکر میکنم که اگر اصرارش به فوتبال پدر نبود، چقدر زندگی من و ما متفاوت بود. بزرگی از بین ما رفت. یادش جاودان.
@Farnoudian
Instagram: Farnoudian
Post #451
7.2K
- ❤ 301
- 🕊 24
- 👍 17
- 🙏 3
- 🥰 1