📚پادشاهیخواهی دربرابر انضباط آهنین حزبی
⚫️انقلاب ۵۷ فقط به سقوط نظام پادشاهی منجر نشد؛ بخش بزرگی از ساختار سیاسی و نظامی پیشین را هم از میان برد. بسیاری از افسران ارتش و مقامهای حکومت سابق اعدام شدند، پادشاهیخواهان به خارج از ایران رفتند و تلاشهایی مانند کودتای نوژه هم به جایی نرسید. جنگ آغاز شد و در سالهای بعد چپها و مجاهدین به بخش پرسر و صدای اپوزیسیون بدل شدند. در این میان پادشاهیخواهی برای سالها به حاشیه رفت و حتی کسانی چون شاپور بختیار که خود را پاسدار مشروطه میدانستند، حذف شدند.
🤩اما پادشاهیخواهان راه دیگری رفتند؛ راهی که شاید آن روزها چندان سیاسی به نظر نمیرسید: کار فرهنگی. به جای ساختن حزبهایی با انضباط آهنین، کمیته مرکزی و ایدئولوژیهای پیچیده، بخشی از آنان به سراغ موسیقی، تاریخ، نقد اسلام، سکولاریسم و برجسته کردن هویت ملی ایران رفتند.
لسآنجلس آرامآرام به شهری بدل شد که بخشی از فرهنگ ایران پیش از انقلاب را زنده نگه داشت. بسیاری از خوانندگان شاید اساساً فعالیت سیاسی نداشتند، اما همان موسیقی، سبک زندگی و خاطرهای که از ایران قدیم حفظ میکردند، خودش اهمیت فرهنگی داشت. در کنار آن نویسندگانی چون شجاعالدین شفا و مسعود انصاری سالها درباره اسلام، خرافات و تاریخ ایران نوشتند و ترجمه کردند. در شبکههای ماهوارهای هم کسانی مانند رضا فاضلی با زبان دیگری همین مسیر را ادامه دادند.
🟢داریوش همایون تلاش کرد این جریان را دوباره به سیاست وصل کند و مشروطهخواهی را از یک حس نوستالژیک به یک اندیشه سیاسی تبدیل کند. در همین فضا پرچم شیر و خورشید، سخن گفتن از هخامنشیان و ساسانیان، نقد روحانیت و تأکید بر هویت ایرانی کمکم از حاشیه بیرون آمد.
❤️نکته اینجاست که این جریان برخلاف بسیاری از گروههای قومی، چپ و مجاهدین با هیاهوی انقلاب و وعده سرنگونی فردا صبح پیش نرفت. نه هر روز بیانیه انقلابی میداد و نه مدام از «مرحله بعدی مبارزه» حرف میزد. بیشتر با کتاب، موسیقی، تلویزیون، تاریخ و گفتوگو پیش رفت. اما همین روش آرام در طول چند دهه شاید اثری عمیقتر از بسیاری از آن تشکیلات پر سر و صدا گذاشت.
⏺بعد از چهل و اندی سال اگر به عقب نگاه کنیم، میبینیم بسیاری از چیزهایی که زمانی در حاشیه بود امروز به بخش مهمی از فضای فکری ایرانیان تبدیل شده است؛ نقد اسلام سیاسی، سکولاریسم، توجه دوباره به تاریخ پیش از اسلام و حضور گسترده پرچم شیر و خورشید در تجمعها و کنسرتها.
اگر در مقیاس تاریخی نگاه کنیم، شاید بتوان گفت مهمترین موفقیت این جریان اصلاً در ساختن یک حزب بزرگ نبود؛ در تغییر آرام فکر و حافظه مردم بود. چیزهایی که روزی صرفاً موسیقی، تاریخ یا نوستالژی به نظر میرسید، با گذشت زمان معنای سیاسی پیدا کرد. گویی یک انقلاب فرهنگی آرام در جریان بود؛ انقلابی که نه با شعار و تفنگ، بلکه با کتاب، موسیقی، تاریخ و بازگویی یک حافظه فراموششده پیش رفت.
✍️اشکان بابادی
Post #1247
198
- 👏 4
- 👌 4
- 💯 2