TGViewer
گفت و چای | فهیم عطار گفت و چای | فهیم عطار @fahimattar · 43K subscribers
Post #665 89.4K
من به خودم معترضم. هر چند روز یک بار برای خودم دادگاه صحرایی برگزار می‌کنم و خودم را محاکمه و بعد محکوم می‌کنم. اما از آن جایی که محکومِ بی‌عاری هستم، بها به این دادگاه نمی‌دهم و به خرده جنایت‌های روزانه‌ام ادامه می‌دهم. مثلا به ورزش نکردن ادامه می‌دهم. ادامه دادن به «انجام ندادن» کاری خیلی راحت‌تر از ادامه دادن به انجام همان کار است. تنبلی می‌کنم. برنج و نان و سیب‌زمینی هم قوت غالبم است. همین شده که شکمم هر روز جلوتر می‌آید و نافم گودتر. خلق و خویم هم شده شبیه به مردان تنِ لش که متخصص «انجام ندادن» هستند. چند کتاب نیمه‌خوانده دارم که لای صفحه‌های هر کدام‌شان یک چیزی (شامل: کارت ویزیت بنگاه املاک، دستمال کاغذی، کمربند چرمی مستعمل) چپانده‌ام که یعنی تا این صفحه خوانده‌ام و به امید یزدان یک روزی تمام‌شان می‌کنم. اما من و همان چیزهای چپانده شده خوب می‌دانیم که قرار بر ادامه ندادن است.

یک لیست هم دارم از «فیلم‌هایی که قبل از مرگ باید دید»، به درازی سایه‌ی‌ مردان سرگردان در آفتاب غروب پاییز. شاید هم حتی درازتر. اما تا حالا چند تای آن‌ها را دیده‌ام؟ به تعداد سیاستمداران با وجدان. به تعداد نخودهای سیاه. بعضی از فیلم‌ها را هم زخمی کرده‌ام و هشت دقیقه‌ی اول‌شان را نگاه کرده‌‎ام و بقیه‌‌اش را موکول کرده‌ام به زمانی مناسب. من استاد موکول کردن و ناتمام رها کردن هستم. یک زمانی متعهد بودم که نوشتن. روزی به اندازه‌ی یک کف دست نوشتن. که این کار هم دچار موکول شده است و خلاصه شده در نوشتنِ لیست خرید گوجه و خیار و سیب‌زمینی پشندی. که آن را هم سعی می‌کنم حفظ کنم تا بنویسم.

هزار کار ناتمام دیگر هم می‌توانم به این‌جا اضافه کنم. به اندازه‌ی آرشیو سازمان اسناد ملی عکس دارم از آدم‌های شهر که قرار بوده یک زمانی آن‌ها را جمع کنم و یک خاکی به سرشان بگیرم. اتوبان تهران-نور ساخته شده اما مجموعه هنوز نه. چند رفیق دارم که بی‌خبرم ازشان و به بی‌خبری از آن‌ها ادامه می‌دهم و برداشتن گوشی تلفن و زنگ زدن به آن‌ها موکول شده به زمان مناسب دیگر. این‌ها تازه کارهای کوچک ناتمام هستند. آرزوهای بزرگی هم هستند که قاب‌شان کرده‌ام و گذاشته‌ام برای آن روز مناسب. آن روز مناسبی که دست برقضا در تقویم وجود ندارد.

خلاصه به این شکل. همین تاخیر مغزم را مثل انگور عسگریِ زیر آفتاب تموز دارد خشک و کشمش می‌کند و رو به تحلیل می‌بردش. کودتای خزنده‌ی شکم علیه مغز که گاماس گاماس دارد پیشروی می‌کند و تصاحبم می‌کند. به زودی می‌شوم مردی با صد سانتیمتر پیشروی شکم و ده گرم مغز برای رفع و رجوع نیازهای شکم. مردی موکول کننده و انجام ندهنده که تک تک وسایل زندگی‌اش لای برگ‌های کتاب‌های نخوانده گم می‌شوند.

اما این‌جا یک سمت روشن هنوز باقی مانده است. این‌که هنوز هر روز صبح به خودم قول می‌دهم که دیگر برنج نمی‌خورم، ورزش می‌کنم، و وارد وادی «انجام» می‌شوم. قد بلند می‌کنم و ته خط را نگاه می‌کنم. واقف می‌شوم به این‌که ثانیه‌های زندگی‌ام را که قرار نبوده فروشی باشند، فروخته‌ام و مال خودم نیستند. و واقف می‌شوم به این‌که مغزم پر شده از زباله و باید آن راتمیز کنم. اما... اما... اما عصر که شد، گرسنه که شدم از پشت پنجره به آدم‌های توی پیاده‌رو که مشغول ورزش هستند فحش می‌دهم و دلم می‌خواهد با کمربند مستعمل بیفتم به جان‌شان. حیف که کمربند دیگر دور کمرم جا نمی‌شود و وظیفه‌اش شده نگه داشتن جای آخرین خط خوانده شده و نه نگه داشتن شلوار. در عوض شب یک دیس نشاسته و چربی می‌خورم و سیم مغزم را می‌بُرم و می‌خزم زیر پتو. کودتای سردِ شکم علیه مغز. من استاد انجام ندادن و موکول کردن هستم. شگفتا که همین چند پاراگراف را توانستم تمام کنم. آفرین به خودم.
#فهیم_عطار
@fahimattar
More from @fahimattar
  1. Oct 7, 2026امشب باز هم بی‌خوابی شده وبالِ گردنم. اصولا یک ساعت پیش‌تر باید ستاره‌ها و گوسفند‌ها را شم…
  2. Sep 12, 2026این را قبلا برای‌تان تعریف کرده‌ام که یک بار از روی دوچرخه افتاده‌ام و انگشتم شکست؟ بیایید…
  3. Sep 10, 2026اگر فکر کردید چیزی برای نوشتن باقی مانده است، سخت در اشتباهید. هیچ چیزی برای گفتن نمانده ا…
  4. Jun 27, 2026یک برش نازک از روزمرگی‌. من یک ماشین سفید دارم که ده سال است با هم زندگی مسالمت‌آمیزی داری…
  5. Jun 18, 2026سر دوراهی نوشتن یا ننوشتن افتاده‌ام. این چهاردیواری مجازی نزدیک به بیست سال است که محل پنا…
  6. Dec 30, 2025در آستانه‌ی سال نو و حول حالنای میلادی هستیم. مثل سال‌های قبل هیچ اتفاق رو به بهبودی در جه…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →