TGViewer
فقط یک کار فقط یک کار @faghatyekkar · 1.91K subscribers
Post #2374 225
پنج تا دلیلی که نمیتونیم برنامه ریزی کنیم:

❗️۱. توهمِ «سوپرمن بودن» (یا همون مغالطه برنامه‌ریزی)

ما فکر می‌کنیم مثلاً می‌تونیم در عرض نیم‌ساعت هم خونه رو تمیز کنیم، هم یه مقاله علمی بخونیم، هم به ایمیل‌ها جواب بدیم و تازه یه چای هم بنوشیم. اسم علمی‌اش «مغالطه برنامه‌ریزیه»، ولی اسمِ واقعی‌اش «خوش‌خیالی مفرطه».

مغزِ ما (مخصوصاً اگه ADHD باشه) گاهی درک درستی از گذر زمان نداره. فکر می‌کنیم زمان کش می‌آد! بعد که می‌بینیم نیم‌ساعت گذشته و فقط هنوز داریم دنبال کلید می‌گردیم، کلاً بی‌خیال بقیه برنامه می‌شیم چون «دیگه خراب شد».


❗️ ۲. کمال‌گراییِ سمی (یا «یا همه یا هیچ»)

این‌جایِ کار خیلی خنده‌دار و در عین حال تراژیکه. ما فکر می‌کنیم اگه قراره برنامه‌ریزی کنیم، باید مثل یه رباتِ بی‌نقص باشیم. اگه یه ربع از زمان‌بندی عقب بیفتیم، انگار کلِ دنیا به آخر رسیده و برنامه رو پرت می‌کنیم سطل آشغال. مغز ما با خودش می‌گه: «یا قراره یه برنامه بی‌نقص و ۱۰۰٪ اجرا شده داشته باشم، یا اصلاً هیچ‌چیز».
و خب، چون می‌دونیم هیچ‌چیز بی‌نقص نیست، کلاً شروع نمی‌کنیم که بخوایم خرابش کنیم!


❗️۳. مغزِ اجرایی که داره دنده عقب می‌ره (Executive Dysfunction)

ببین، مغزِ ما برای اینکه برنامه بریزه، باید «کارهای بزرگ» رو به «کارهای کوچیکِ قابل هضم» تقسیم کنه.

اما ما معمولاً می‌نویسیم: «انجام پایان‌نامه». خب معلومه مغزت وحشت می‌کنه! این کلمه "پایان‌نامه" خودش یه کوه استرسه. وقتی نمی‌تونیم این کوه رو به تیکه‌های کوچیک (مثلاً فقط نوشتن یه پاراگراف) خُرد کنیم، مغزِ پیش‌پیشانی‌مون هنگ می‌کنه و می‌ره سراغِ «اهمال‌کاریِ لذت‌بخش». (چقدر این نکته سوم مهمه!)

❗️۴. فکر می‌کنیم برنامه «قانونِ اساسی» کشوره‌!

ما برنامه رو جوری می‌نویسیم که انگار اگه یه بندش رو تغییر بدیم، پلیس می‌آد دستگیرمون می‌کنه.

برنامه برای ما تبدیل به یه «سد» می‌شه، نه یه «ابزار».
نمی‌دونیم که برنامه باید منعطف باشه. وقتی یه اتفاقِ غیرمترقبه می‌افته (مثلا دوستم زنگ می‌زنه و دلم می‌خواد نیم‌ساعت حرف بزنم، احساس میکنم حالش خوب نیست)، به جای اینکه برنامه رو جابه‌جا کنیم، می‌گیم «خب دیگه، کلاً برنامه سوخت» و با یه حس گناهِ عمیق می‌ریم سراغِ سریال دیدن.

❗️۵. فرار از «اضطرابِ رویارویی»
این یکی از همه عمیق‌تره.
برنامه‌ریزی یعنی «روبه‌رو شدن با واقعیت».
وقتی مکتوب می‌کنی که چقدر کارِ عقب‌افتاده داری، اضطرابت می‌زنه بالا.
برای همین، خیلی از ما ناخودآگاه از برنامه‌ریزی فرار می‌کنیم؛ چون اگه ننویسیم، انگار کارهای عقب‌افتاده‌مون وجود خارجی ندارن!
این مکانیسمِ دفاعیِ مغزه برای اینکه فعلاً کمتر اضطراب بکشه، ولی خب، تهش همون اضطرابِ شبانه رو برامون به ارمغان می‌آره.

خلاصه اینکه، برنامه‌ریزی برای ما بیشتر از اینکه یه «لیستِ کار» باشه، یه «نبردِ روانی» با خودمونه.

اگه بتونیم این ۵ تا رو مدیریت کنیم، تازه بازی شروع می‌شه! تو از این لیست کدومش بیشتر روی اعصابت راه می‌ره؟

پریسا پارسایی
رواندرمانگر

@faghatyekkar
  • ❤ 7
More from @faghatyekkar
  1. Oct 3, 2026فعلا شب همگی بخیر راستی... برای وبینار ظرفیت رو به ۳۰ نفر افزایش دادم... فقط ۷ نفر دیگه ام…
  2. Oct 3, 2026Post #2381
  3. Oct 3, 2026کارت رو شروع میکنی اضطراب میگیری؟ این ویس رو همین الان گوش کن! تنظیم هیجانی کن! داخل ویس ت…
  4. Oct 3, 2026و یه نکته روان‌ تحلیلی مهم: گاهی انتخاب یک مسیر، یعنی پذیرفتن اینکه فعلاً نمی‌تونیم همه مس…
  5. Oct 3, 2026🗣️ ۴) صدای فامیل کم‌کم شده صدای درونی «کی میری سرکار؟ ارشد چی؟ داری چیکار می‌کنی؟» یا مثل…
  6. Oct 3, 2026🎯 ۲) طرحواره شکست و معیارهای سختگیرانه انگار فقط وقتی اجازه داری ادامه بدی که از قبل مطمئ…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →