TGViewer
Channel Public Channel
نجوای قلم🌒

نجوای قلم🌒

@fa_eran

[ ﷽ ]
طالبةُ العلمِ والقلم ✍🏻🫀🦋
نشر مطالب بدون ذکر نام نویسنده، شرعاً و اخلاقاً حرام می‌باشد🚫
@Faa_Eranbot
Subscribers
737
Photos
168
Videos
17
Links
64
Recent Posts 14 shown
Post #1396 134
خدایا، محتاج پاسخگوییِ دعایی هستم، که غیر از خودت کسی آن را نمی‌داند.🫀🫠


🥲🫠
  • ❤ 10
  • 🕊 6
  • 🔥 1
Post #1393 173
نجوای قلم🌒 Photo
گاهی به این فکر می‌کنم که آدم پس از دفنِ عزیزش، با کدام بخشِ زندگی ادامه می‌دهد؟
با دست‌هایی که هنوز عادت دارند برایش غذا بکشند؟ با چشم‌هایی که هر بار در میان جمعیت، صورتش را جست‌وجو می‌کنند؟ یا با دهانی که هنوز نامش را می‌داند، اما دیگر نمی‌تواند صدایش کند؟
در فلسطین، مرگ فقط آدم‌ها را نمی‌برد؛ گاهی تمامِ آیندهٔ یک خانه را با خودش می‌برد. آینده‌ای که شاید در ذهنِ پدری، برای پسرش ساخته شده بود؛ در خیالِ مادری، برای دخترش دوخته شده بود؛ یا در دلِ کودکی، به شکلِ سادهٔ یک فردا جا گرفته بود.

و بعد، ناگهان، فردایی نمی‌ماند.


کسی می‌آید و از شهید می‌نویسد، کسی از شمار قربانیان می‌گوید، کسی تصویری را می‌بیند و اشک می‌ریزد؛ اما من همیشه به آن لحظه‌ای فکر می‌کنم که هیچ دوربینی ثبتش نمی‌کند: لحظه‌ای که یکی از بازماندگان، میان ویرانه‌ها چیزی کوچک پیدا می‌کند؛ یک کفش، یک دفتر، یک اسباب‌بازی؛ و برای چند ثانیه فراموش می‌کند که صاحبش دیگر برنمی‌گردد.
شاید دردناک‌ترین شکلِ نبودن همین باشد؛ این‌که جهان، دیر یا زود، به حرکتش ادامه می‌دهد، اما در گوشه‌ای از زندگیِ یک انسان، زمان برای همیشه در همان روز متوقف می‌ماند.
و فلسطین، چه کسی می‌تواند بگوید در دلِ این سرزمین چندین زمانِ متوقف‌شده وجود دارد؟
چند مادر که هنوز در دل‌شان برای فرزندشان جا باز است؟ چند پدر که دیگر نمی‌دانند تمامِ عمرشان را برای چه چیزی باید ادامه بدهند؟ چند کودکی که بزرگ‌شدن را نه با سال‌های عمرشان، بلکه با شمارِ کسانی که از دست داده‌اند، اندازه می‌گیرند؟
من نمی‌خواهم از فلسطین فقط بنویسم؛ از واژه‌هایی که بارها گفته شده‌اند و دیگر هیچ‌کدام به اندازهٔ آنچه آن‌جا می‌گذرد، سنگینی نمی‌کنند.
من می‌خواهم کسی، حتی برای یک لحظه، به زندگیِ پس از یک فقدان فکر کند؛ به فردایی که صاحبِ اصلی‌اش در آن نیست، به خانه‌ای که شاید دوباره ساخته شود، اما هیچ معماری نمی‌داند جای خالیِ آدم‌ها را کجای نقشه باید گذاشت.
شاید روزی ویرانه‌ها را از نو بسازند، دیوارها بالا بروند و پنجره‌ها دوباره رو به آفتاب باز شوند؛ اما چه کسی می‌تواند آن کودکی را به خانه برگرداند که دیگر بزرگ نمی‌شود؟ چه کسی می‌تواند سال‌هایی را به مادری بازگرداند که تمامِ باقی‌ماندهٔ عمرش را با نبودنِ فرزندش خواهد گذراند؟ و چه کسی می‌تواند به پدری بگوید که این‌بار، وقتی دروازه باز شود، آن‌که چشم‌به‌راهش بوده واقعاً بازگشته است؟
ما از دور، نام‌ها را می‌خوانیم و از کنار تصویرها می‌گذریم؛ گاهی گریه می‌کنیم، گاهی سکوت، و بعد زندگی ما را با خودش می‌برد. اما آن‌جا، در خانه‌ای که دیگر سقف ندارد، شاید کسی هنوز لقمه‌ای را کنار گذاشته باشد؛ برای کسی که دیگر هرگز نخواهد آمد.
و من نمی‌دانم کدام درد بزرگ‌تر است؛ رفتنِ آدم‌هایی که دوست‌شان داریم، یا ماندن در جهانی که پس از رفتن‌شان، هنوز صبح می‌شود، نان پخته می‌شود، کودکان به مکتب می‌روند و ساعت‌ها بی‌اعتنا از کنار روزی می‌گذرند که برای ما، پایانِ همه‌چیز بوده است.
فلسطین، در تو فقط انسان‌ها کشته نمی‌شوند؛ گاهی یک مادر، پیش از آن‌که جان بدهد، تمامِ عمرش را در یک لحظه از دست می‌دهد. گاهی یک کودک زنده می‌ماند، اما دیگر کسی در جهان نیست که بداند پیش از این روزها، خنده‌اش چه صدایی داشت. و گاهی یک خانه پابرجا می‌ماند، اما تمامِ کسانی که معنای خانه را می‌ساختند، از آن رفته‌اند.
شاید به همین دلیل است که نمی‌توانم رنج تو را در شمارِ شــهـــیــــدانـــــت خلاصه کنم؛ زیرا هر نام، جهانی بوده است که دیگر وجود ندارد، هر شـــهـــیــد، فردایی داشته که به آن نرسیده است و هر بازمانده، بخشی از زندگی را به دوش می‌کشد که هیچ‌کس نمی‌تواند از بیرون، سنگینی‌اش را اندازه بگیرد.

و چه تلخ است که بعضی انسان‌ها، حتی پس از مرگ، در جست‌وجوی جای خود در این جهان می‌مانند؛ یکی در حافظهٔ مادری، یکی در خوابِ کودکی، یکی در دفترِ نیمه‌تمامی و دیگری در پرسشی که سال‌ها بعد، هنوز کسی برایش پاسخی ندارد.
و شاید بزرگ‌ترین فاجعه همین باشد: این‌که روزی از فلسطین به‌عنوان گذشته یاد کنند، در حالی که برای بسیاری از آدم‌هایش، گذشته هنوز تمام نشده است؛ در هر صدای ناگهانی، در هر جای خالی، در هر دری که باز می‌شود و در هر صبحی که کسی با امیدِ دیدنِ عزیزی بیدار می‌شود، اما ناچار است دوباره نبودنش را به یاد بیاورد.

〖✍🏻#إرن🥀〗
  • 💔 10
  • 😢 3
  • 🕊 2
Post #1386 151
شـــهــــــ🩸ــــــادت🥀
  • 💔 7
  • 😢 1
  • 🕊 1
Post #1385 177

This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram

  • 💔 9
  • 😢 2
  • ❤‍🔥 1
  • 🕊 1
Post #1384 194
✔️سرود _ خطا كردم شمس الدین سرودی

🌒
  • ❤ 7
  • 🕊 3
Post #1383 202
﴿قُلۡ إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِي يُحۡبِبۡكُمُ ٱللَّهُ﴾

این آیه معیاری است برای بازشناسی کسی که واقعا الله را دوست دارد از کسی که فقط ادعای دوست داشتن الله را دارد.

پس علامت محبت الله، پیروی کردن از محمد ﷺ است، چرا که الله پیروی از او و از آنچه که مردم را به سویش فرا می‌خواند، راهی به‌سوی محبت و خشنودی خویش قرار داده‌است.

تفسير سعدى 📚
  • ❤‍🔥 12
  • 🕊 3
Post #1380 210
به صبر
سبز می‌ شود شاخه هایت
با امروز مُدارا کن 🌱
🌒
  • 🕊 12
Post #1378 220
يا رب، لا أريد من الدنيا إلا قلبًا قريبًا منك
🌒
  • ❤‍🔥 12
  • 🕊 3
  • ❤ 2
  • 👍 1
Post #1377 219
عبدالله بچه که بودم صدف‌ها و گوش‌ماهی‌ها رو تو یه شیشه جمع می‌کردم. برم یه شیشه قشنگ براشون بگیرم. اما این یکی عجیب بود. هرچی بررسی کردم آثار شکستگی هم نداشت که بگم تکه‌ای از یک گوش‌ماهی بزرگتره. شاید هم گذر زمان و فرسایش نرمش کرده‌.
چقدر زیباست و عجیب؛ من که تا حالا چنین چیزی را از نزدیک ندیده‌ام…
یک روز دختر همسایه‌مان که هنوز هم دوستم است، چند صدف برایم آورد. آن‌قدر برایم عزیز بودند که با دقت نگه‌شان می‌داشتم و حواسم بود گم نشوند یا دخترهای دیگر از پیشم برندارند.
خوش‌به‌حال آن‌هایی که دریا دارند و می‌توانند غروب را کنار آن تماشا کنند. حیف که ما دریا نداریم و از دیدن این همه زیبایی از نزدیک محرومیم…
  • 😍 7
  • ❤ 3
  • 😢 1
  • 🕊 1
Post #1376 217

Forwarded from عبدالله

بچه که بودم صدف‌ها و گوش‌ماهی‌ها رو تو یه شیشه جمع می‌کردم. برم یه شیشه قشنگ براشون بگیرم. اما این یکی عجیب بود. هرچی بررسی کردم آثار شکستگی هم نداشت که بگم تکه‌ای از یک گوش‌ماهی بزرگتره. شاید هم گذر زمان و فرسایش نرمش کرده‌.
  • ❤ 8
  • 🕊 1
Post #1375 204
یا رب، من از همان چیزی به تو پناه می‌بردم که حالا دلم درگیرِ آن شده است…
چه عجیب است حالِ دلی که روزی از تو دوریِ چیزی را می‌خواست و امروز، در سکوت، از سنگینیِ احساسش به تو پناه می‌آورد. یا رب، قلبم را به تو سپردم؛ پس بیش از همیشه مراقبش باش…

عصرتان پربرکت و دلتان دور از دلتنگی


〖✍🏻#إرن 〗
  • ❤ 11
  • 💔 3
  • 🕊 2
  • 👍 1
Post #1374 214
💌پیامی ویژه از پیامبرﷺ برای ابن شاذان!

کرمانی می‌گوید: روزی نزد ابن شاذان بودم که جوانی وارد شد. سلام کرد و پرسید: کدام‌یک از شما ابوعلی بن شاذان است؟
او را به وی نشان دادیم. جوان گفت: ای شیخ! رسول خداﷺ را در خواب دیدم. ایشان به من فرمود: سراغ ابوعلی بن شاذان را بگیر؛ هرگاه او را دیدی، سلام مرا به وی برسان. جوان این را گفت و رفت.
اشک از چشمان ابن شاذان جاری شد و گفت: من هیچ عملی را به یاد نمی‌آورم که به سبب آن شایسته چنین سلامی باشم؛ مگر این‌که صبر و مداومت من بر خواندن و فراگیری حدیث بوده باشد و هرگاه نام پیامبرﷺ برده می‌شد، بر ایشان بسیار صلوات می‌فرستادم.

📚سیر أعلام النبلاء
  • ❤ 14
  • ❤‍🔥 1
  • 🕊 1
Post #1373 215
اداره نشراتی الاقصی تقدیم می‌کند | 0728618174 - 0705570813اداره نشراتی الاقصی تقدیم می‌کند | 0728618174 - 0705570813
پرواز به سوی کبریا می‌خواهم
پایانِ خوشی چون شهدا می‌خواهم
ترنمی از اشتیاقِ شهادت،
نوایی از تمنای وصال

🖋 سرودهٔ توحیدیار حقانی
🎙 اجرای مطیع‌الله الصامد


#پیشنهاد_دانلود😌🕊
  • 🕊 12
  • ❤ 1
Post #1371 231
در حقیقت دوستانَت دشمن‌اَند
که زِ حَضرت، دور و مَشغولَت کنند


مولانا
  • ❤ 9
  • ❤‍🔥 3
  • 🕊 3
  • 😍 1
Older posts →

About this channel

How can I read @fa_eran without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for نجوای قلم🌒: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does نجوای قلم🌒 have?
نجوای قلم🌒 (@fa_eran) has 737 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does نجوای قلم🌒 know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →