یک روز دختر همسایهمان که هنوز هم دوستم است، چند صدف برایم آورد. آنقدر برایم عزیز بودند که با دقت نگهشان میداشتم و حواسم بود گم نشوند یا دخترهای دیگر از پیشم برندارند.
خوشبهحال آنهایی که دریا دارند و میتوانند غروب را کنار آن تماشا کنند. حیف که ما دریا نداریم و از دیدن این همه زیبایی از نزدیک محرومیم…