@Evolution_iran
▪︎گروه تکامل @Evolution_irr
▪︎کتابخانه تکامل @Evolution_ir2
▪︎مستند تکامل @Evolution_ir
https://t.me/evolution_iran/3
[کانال مربوط به مطالب پایهای تکامل برای عموم است، اخبار جدید علم تکامل ومطالب تخصصی اینجا منتشر نمیشود]
Post #2381
1.96K

از صرع تا صغریکبری
پژوهش مایکل گازانیگا روی بیماران مغز دو نیمه
💙در دهه 1960، برای درمان بیماران مبتلا به صرع شدید، جراحی قطع جسم پینهای انجام میشد.
در این جراحی، ارتباط بین دو نیمکره مغز تقریباً به طور کامل قطع میشد. مایکل گازانیگا و راجر اسپری (که بعدها برنده جایزه نوبل شد) از این بیماران برای مطالعه عملکرد مستقل هر نیمکره استفاده کردند.
❓آزمایش بدین شرح بود:
بیماران روی صندلی مینشستند و به صفحهای نگاه میکردند.
یک نقطه ثابت در وسط صفحه وجود داشت.
یک تصویر مثلاً یک سیب به سرعت و فقط در سمت چپ میدان بینایی نمایش داده میشد.
اطلاعات میدان بینایی چپ، فقط به نیمکره راست مغز فرستاده میشود(به دلیل نحوه اتصال اعصاب بینایی).
از آنجایی که ارتباط بین نیمکرهها قطع شده بود، نیمکره چپ کاملاً از دیدن این تصویر بیخبر میماند.
از بیمار خواسته میشد تا با دست چپ که توسط نیمکره راست کنترل میشود از میان اشیا چیزی انتخاب کند.
بیمار به راحتی با دست چپ یک سیب برمیداشت. نیمکره راست دیده بود و عمل کرده بود.
💡سوال جنجالی:
حالا محقق از بیمار میپرسید: چرا سیب را برداشتی؟
این سوال توسط نیمکره چپ پردازش میشد.
اما مشکل اینجا بود نیمکره چپ هیچ تصویری از سیب ندیده بود! او اصلاً نمیدانست چرا دست چپ سیب را برداشته.
🔝اما نتیجه تامل برانگیز است؛
به جای گفتن نمیدانم، نیمکره چپ بلافاصله شروع به ساخت یک توضیح منطقی و کاملاً ساختگی میکرد!
👎بیماران پاسخهایی مانند این میدادند:
چون گرسنه هستم و سیب خوراکی خوبی است.
چون فکر کردم ممکن است بعداً به سیب نیاز پیدا کنم.
چون سیب روی میز بود و دلم خواست آن را بردارم.
کشف بنیادین مفسر چپ
گازانیگا نتیجه گرفت که نیمکره چپ مغز، یک سیستم مفسر یا داستانسرا دارد.
پژوهشهای جدیدتر نشان دادهاند که این مکانیسم نه فقط در بیماران مغز دو نیمه، بلکه در همه انسانهای سالم فعال است، اما در شرایط عادی، به دلیل تبادل اطلاعات بین نیمکرهها، متوجه عملکرد آن نمیشویم.
نقش مفسر چپ در خودآگاهی
مفسر چپ مثل یک کارگردان عمل میکند که:
✅ پیوستگی ایجاد میکند: اطلاعات ناقص یا غیرمرتبط را به یک روایت واحد تبدیل میکند تا ما حس کنیم خودمان یک موجود یکپارچه است.
✅تصمیمها را توجیه میکند: بسیاری از رفتارها یا تصمیمهای ما از فرآیندهای ناخودآگاه (در نیمکره راست یا بخشهای دیگر مغز) سرچشمه میگیرند. مفسر چپ این رفتارها را با دلایل منطقی توضیح میدهد، حتی اگر دلیل واقعی را نداند.
✅جهان را معنا میبخشد: این مکانیسم به ما کمک میکند تا دنیا را قابلفهم ببینیم، حتی وقتی اطلاعات مبهم یا گیجکننده است.
✍️R.j
🦖 @Evolution_iran
پژوهش مایکل گازانیگا روی بیماران مغز دو نیمه
💙در دهه 1960، برای درمان بیماران مبتلا به صرع شدید، جراحی قطع جسم پینهای انجام میشد.
در این جراحی، ارتباط بین دو نیمکره مغز تقریباً به طور کامل قطع میشد. مایکل گازانیگا و راجر اسپری (که بعدها برنده جایزه نوبل شد) از این بیماران برای مطالعه عملکرد مستقل هر نیمکره استفاده کردند.
❓آزمایش بدین شرح بود:
بیماران روی صندلی مینشستند و به صفحهای نگاه میکردند.
یک نقطه ثابت در وسط صفحه وجود داشت.
یک تصویر مثلاً یک سیب به سرعت و فقط در سمت چپ میدان بینایی نمایش داده میشد.
اطلاعات میدان بینایی چپ، فقط به نیمکره راست مغز فرستاده میشود(به دلیل نحوه اتصال اعصاب بینایی).
از آنجایی که ارتباط بین نیمکرهها قطع شده بود، نیمکره چپ کاملاً از دیدن این تصویر بیخبر میماند.
از بیمار خواسته میشد تا با دست چپ که توسط نیمکره راست کنترل میشود از میان اشیا چیزی انتخاب کند.
بیمار به راحتی با دست چپ یک سیب برمیداشت. نیمکره راست دیده بود و عمل کرده بود.
💡سوال جنجالی:
حالا محقق از بیمار میپرسید: چرا سیب را برداشتی؟
این سوال توسط نیمکره چپ پردازش میشد.
اما مشکل اینجا بود نیمکره چپ هیچ تصویری از سیب ندیده بود! او اصلاً نمیدانست چرا دست چپ سیب را برداشته.
🔝اما نتیجه تامل برانگیز است؛
به جای گفتن نمیدانم، نیمکره چپ بلافاصله شروع به ساخت یک توضیح منطقی و کاملاً ساختگی میکرد!
👎بیماران پاسخهایی مانند این میدادند:
چون گرسنه هستم و سیب خوراکی خوبی است.
چون فکر کردم ممکن است بعداً به سیب نیاز پیدا کنم.
چون سیب روی میز بود و دلم خواست آن را بردارم.
کشف بنیادین مفسر چپ
گازانیگا نتیجه گرفت که نیمکره چپ مغز، یک سیستم مفسر یا داستانسرا دارد.
پژوهشهای جدیدتر نشان دادهاند که این مکانیسم نه فقط در بیماران مغز دو نیمه، بلکه در همه انسانهای سالم فعال است، اما در شرایط عادی، به دلیل تبادل اطلاعات بین نیمکرهها، متوجه عملکرد آن نمیشویم.
💬 «من»، احتمالاً یک روایتگر است؛ قصهگویی که حقیقت را نمیداند ولی نمیتواند سکوت کند.من داستانی پیوسته و تقریباً منطقی هستم که توسط مکانیسمی در مغزم تولید میشود تا تکههای پراکنده ادراکات، اعمال و احساساتم را به هم پیوند دهد و به من حس وحدت، عاملیت و کنترل بدهم. این داستان برای بقا و عملکرد اجتماعی من ضروری است، اما لزوماً بازتاب کامل و دقیق حقیقت درونی نیست.
نقش مفسر چپ در خودآگاهی
مفسر چپ مثل یک کارگردان عمل میکند که:
✅ پیوستگی ایجاد میکند: اطلاعات ناقص یا غیرمرتبط را به یک روایت واحد تبدیل میکند تا ما حس کنیم خودمان یک موجود یکپارچه است.
✅تصمیمها را توجیه میکند: بسیاری از رفتارها یا تصمیمهای ما از فرآیندهای ناخودآگاه (در نیمکره راست یا بخشهای دیگر مغز) سرچشمه میگیرند. مفسر چپ این رفتارها را با دلایل منطقی توضیح میدهد، حتی اگر دلیل واقعی را نداند.
✅جهان را معنا میبخشد: این مکانیسم به ما کمک میکند تا دنیا را قابلفهم ببینیم، حتی وقتی اطلاعات مبهم یا گیجکننده است.
✍️R.j
🦖 @Evolution_iran




