TGViewer
Channel Public Channel
Elyar's Roses

Elyar's Roses

@elyarsroses

از انکارشده‌ترین میل‌های آدم‌ها تا پیچیده‌ترین مناسبات جهان، همه‌چیز برایم جالب است. به بدیهیات مشکوکم، به تناقض‌ها علاقه‌مندم و از زیر سؤال بردن خودم هم معاف نیستم. در Bocconi حقوق می‌خوانم و به انگلیسی‌زبان‌ها فارسی یاد می‌دهم. هنوز زبان آدم‌ها نمیفهمم.
Subscribers
660
Photos
2.3K
Videos
279
Links
638
Recent Posts 13 shown
Post #9375 159
Elyar's Roses میمونه ویدیو ضبط کردن و فرآیند هاش. کاش در بستری بودم که ادما قلقکم میدادن ویدئو بگیرم و بفرستم. فکر کنم با تولید محتوا میشه به جاهای خوبی تو زندگی رسید.
دارم به موضوعاتش فکر می‌کنم. پیشنهادی دارید؟
Post #9374 171
بلاخره تونستم با هوش مصنوعی ادیت ویدیو زدن رو انجام بدم. چیزی که قبلاهر ویدیو ۹ تومن در میومد الان تو نیم ساعت ادیتش با جلوه های ویژه زده میشه.

میمونه ویدیو ضبط کردن و فرآیند هاش.

کاش در بستری بودم که ادما قلقکم میدادن ویدئو بگیرم و بفرستم. فکر کنم با تولید محتوا میشه به جاهای خوبی تو زندگی رسید.
  • ❤ 8
  • ❤‍🔥 2
Post #9373 191
از ساعت ۸ صبح بیدارم و سر کلاس و کار تا الان. تازه دو ساعت دیگه تا ۱۲ دوتا کلاس دارم. کمک.
  • ❤ 3
  • 💋 2
  • 😭 2
Post #9372 238
SUT Twitter از گرایش به پسر می‌شه فهمید که گرایش ادم‌ها اختیاری نیست. چون کی با عقل سلیم میون این همه دلبر، من دو دلم کدوم ور، می‌ره سراغ پسر
در کل گرایش به مرد مشکل جهان‌شموله.
  • 🤝 14
  • 🗿 3
  • 🤓 2
Post #9371 260
یکی از محققای انتروپیک (سازنده کلاود) گفته دارم از ۶ ماه آخر زندگیم لذت میبرم. و جالبه تنها کسی نیست که معتقده ۶ ماه وقت داریم فقط.
  • 🤯 8
  • 🆒 4
  • 🤔 2
  • ❤‍🔥 1
Post #9370 276
Elyar's Roses نمی‌دونم اجراش می‌کنه یا نه، اما همین گفت‌وگو بهم نشون داد که می‌شه دربارهٔ خودِ تدریس هم با استاد حرف زد. من خودم معلمم و خوب می‌دونم یاد دادن کار راحتی نیست. این رو هم می‌دونم که دانشجو باید بیرون از کلاس کلی زحمت بکشه. اما وقتی می‌رم سر کلاس، چیزی که…
از ساعت ۶ صبح بیدارم به خاطر این موضوع‌. خدا امروز رو بخیر کنه.
  • ❤ 7
  • 💋 1
Post #9369 306
نمی‌دونم اجراش می‌کنه یا نه، اما همین گفت‌وگو بهم نشون داد که می‌شه دربارهٔ خودِ تدریس هم با استاد حرف زد.


من خودم معلمم و خوب می‌دونم یاد دادن کار راحتی نیست. این رو هم می‌دونم که دانشجو باید بیرون از کلاس کلی زحمت بکشه. اما وقتی می‌رم سر کلاس، چیزی که واقعاً از استاد می‌خوام صرفاً «اطلاعات» نیست. برای گرفتن اطلاعات، کتاب هست، مقاله هست، حتی می‌تونم از هوش مصنوعی بخوام مطلب رو برام باز کنه و تمرین بسازه. چیزی که بیرون از کلاس به‌سختی می‌تونم برای خودم بسازم، حضور آدمیه که کارش رو بلده و وقتی دارم فکر می‌کنم، می‌فهمه کجا گیر کردم و کمکم می‌کنه بهتر استدلال کنم.



راستش توقع داشتم در دانشگاهی مثل بوکونی، این بخش از آموزش خیلی پررنگ‌تر باشه. تا اینجای کار و در کلاس‌هایی که تجربه کردم، تفاوت بزرگی با همون شیوهٔ قدیمیِ «نشستن و گوش دادن» ندیدم. شاید هنوز برای قضاوت نهایی زود باشه و چیزهایی تغییر کنه؛ اما ماجرای امروز برای من فقط دربارهٔ اسلایدهای شلوغ نبود. دربارهٔ این بود که چرا حتی پرسیدنِ سؤالی مثل «می‌شه اینجا بهتر یاد گرفت؟»، گاهی به نظر خودمون هم زیادی جسورانه میاد.
  • ❤ 6
  • 🤔 3
  • 🤝 2
Post #9368 296
من الان در دانشگاه بوکونی میلان، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته‌ای به اسم «گلوب» هستم که بیشتر درس‌هاش حول محور حقوق می‌چرخه. بوکونی اسم و رسم بزرگی داره و قبل از اومدنم، یکی از چیزهایی که حسابی جذبم کرد شعار «یادگیری از راه عمل» بود. تصورم این بود که قرار نیست سر کلاس فقط بشینیم و به سخنرانی استاد گوش بدیم؛ فکر می‌کردم با یک مسئله روبه‌رو می‌شیم، سعی می‌کنیم حلش کنیم، اشتباه می‌کنیم، بحث می‌کنیم و استاد کمکمون می‌کنه بفهمیم کجای مسیر فکریمون می‌لنگه.


اما چند هفته که گذشت، دیدم بعضی از کلاس‌ها عملاً همون سخنرانی‌های یک‌طرفه‌ست. استاد دربارهٔ مفاهیم واقعاً پیچیده حرف می‌زنه و هم‌زمان اسلایدهایی رو رد می‌کنه که این‌قدر پر از متن و اصطلاحات سنگینن که تا بیام بخونمشون، بحث عوض شده. از کلاس که میام بیرون، تازه باید تنهایی بشینم و قطعات پازل رو کنار هم بذارم: مسئلهٔ اصلی چی بود؟ این قانون چه ربطی به قبلی داشت؟ اصلاً چطور باید از این چیزهایی که شنیدم استفاده کنم؟ اینکه دانشجو باید بیرون از کلاس مستقل درس بخونه کاملاً طبیعیه، ولی حس می‌کنم بخش بزرگی از خودِ فرایند یادگیری رو دارم بعد از کلاس و از صفر برای خودم می‌سازم.


ماجرا فقط به اسلایدهای شلوغ ختم نمی‌شه. مثلاً در یکی از درس‌ها، چهار پنج جلسه فقط شنونده بودیم، بعد یک آزمون نسبتاً ساده دادیم و ناگهان ازمون خواستن در یک مناظرهٔ کلاسی، نقش کمیسیون و پارلمان اروپا رو بازی کنیم؛ یعنی همون‌جا از یک موضع حقوقی دفاع کنیم و جواب طرف مقابل رو بدیم. خودِ ایدهٔ مناظره عالی بود، اما بین «شنیدن توضیحات استاد» و «ساختن استدلال حقوقی و دفاع از اون»، کلی پله وجود داره. دلم می‌خواست اون پله‌ها رو توی کلاس، کم‌کم و با بازخورد استاد تمرین کرده باشیم. توی یک درس دیگه هم که باید گزارش تحلیلی می‌نوشتیم، دقیقاً همین حس رو داشتم؛ انگار ساعت‌ها روی نیمکت می‌شینی و فقط تماشا می‌کنی، بعد یک‌دفعه هلت می‌دن وسط زمین و می‌گن حالا بازی کن!

امروز نماینده‌های دانشجوها جلسه‌ای گذاشته بودن تا مشکلات دوره رو از زبان بچه‌ها بشنون و به مدیر برنامه منتقل کنن. من هم همین دغدغه‌ها رو مطرح کردم؛ گفتم بعضی اسلایدها بیش از حد فشرده‌ان و ما بین شنیدنِ درس تا انجام دادنِ تکالیف سنگین، تمرین و بازخورد کافی نداریم. اما واکنش چند نفر از بچه‌ها واقعاً توی ذوقم زد. یکی گفت من کارشناسی حقوق خوندم و این وضع کاملاً عادیه، درس حقوق همین‌طوریه. یکی دیگه گفت ما دانشجوی ارشدیم و باید بتونیم این حجم از پیچیدگی رو تحمل کنیم. بحث حتی به اینجا کشید که شاید من باید بیشتر درس بخونم! و در نهایت، یک نفر گفت که دلش نمی‌خواد «مزاحم استادها بشه».


همین جملهٔ «مزاحم استادها نشیم» از اون موقع توی سرم می‌چرخه. ما توی جلسه‌ای نشسته بودیم که اصلاً هدفش طرح مشکلات دوره بود؛ چطور سؤال پرسیدن دربارهٔ شیوهٔ تدریس، اسمش می‌شه مزاحمت؟ من که نخواسته بودم درس رو آسون کنن؛ برعکس، دلم می‌خواد سر کلاس مغزم کار کنه. دوست دارم استاد یک مسئله وسط بندازه، من یک جواب نصفه‌نیمه بدم، بعد ازم بپرسه «چرا این‌طوری فکر کردی؟» و نشونم بده چه زاویه‌ای رو ندیدم. اینکه یک نفر قبلاً هم با همین روشِ سخنرانی و اسلایدهای شلوغ حقوق خونده، برای من دلیل نمی‌شه که این بهترین راه یادگیری باشه.
البته نمی‌تونم از روی چند جمله، فکر همهٔ بچه‌های جلسه رو بخونم؛ شاید بعضی‌ها واقعاً از کلاس‌ها راضی باشن. اما اون واکنش‌ها من رو به فکر عمیق‌تری فرو برد: اینکه چقدر نقد کردنِ آدم‌هایی که در جایگاه بالاتری نشستن برامون سخته، و چقدر راحت‌تره که به خودمون بگیم «همینه که هست، خودت رو وفق بده». راستش رو بخواید، خود من هم از ایمیل زدن می‌ترسیدم. می‌ترسیدم فکر کنن زیادی پرتوقعم، یا چون درس‌ها سخته دارم بهانه می‌گیرم. برای همین، وقتی شنیدم نباید استاد رو «اذیت» کنیم، یه جورایی ترسِ پنهان خودم رو توی حرف اون دانشجو شنیدم.


با وجود همین ترس، به مدیر برنامه ایمیل زدم. پیش از اون هم مستقیم سراغ یکی از استادها رفته بودم و دربارهٔ کلاسش باهاش حرف زده بودم. براش توضیح دادم چقدر بهتر می‌شه اگر سر کلاس، ما دانشجوها بیشتر درگیرِ کار فکری بشیم، نه اینکه استاد تمام مسیر استدلال رو خودش بره و ما فقط شنوندهٔ نتیجه باشیم. پاسخش برام جالب بود. گفت خودش معلم نسبتاً سنتی‌ایه و کلاس‌های دانشگاهی در ایتالیا عموماً یک‌طرفه‌ترن (هرچند از نظر خودش، کلاس ما نسبت به بقیهٔ کلاس‌هاش فعال‌تر بود). با این حال، حرفم رو جدی گرفت، گفت سعی می‌کنه بیشتر درگیرمون کنه و حتی خواست نمونه‌ای از چیزی که توی ذهنمه براش بفرستم. من هم یک فعالیت بیست‌وپنج دقیقه‌ای برای کلاس طراحی کردم و فرستادم.
  • ❤ 6
  • 🤝 1
  • 💘 1
Post #9367 277
اولین ویدیو اموزشی درست حسابی که ساخم واسه فارسی
  • ❤ 20
  • 🆒 6
  • 🤯 2
Post #9366 286
حالا که چند نفر جدید به جمعمون اضافه شدن، گفتم شاید بد نباشه خودم رو یه بار دیگه معرفی کنم.

من الیارم. در دانشگاه بوکونی ایتالیا، توی رشته GLOBE درس می‌خونم؛ رشته‌ای که ترکیبی از سیاست، حقوق، اقتصاد و روابط بین‌الملله. به انگلیسی‌زبان‌ها هم فارسی یاد می‌دم. خلاصه روزهام بین توضیح دادن تفاوت «می‌روم» و «دارم می‌رم» به خارجی‌ها و تلاش برای فهمیدن اینکه چرا جهان به این وضع افتاده، می‌گذره.

از انکارشده‌ترین خواسته‌های پنهان آدم‌ها تا پیچیده‌ترین مناسبات قدرت و جامعه، تقریباً همه‌چیز برام جالبه. مخصوصاً چیزهایی که انقدر عادی شدن که دیگه کسی درباره‌شون سؤال نمی‌کنه.

به تناقض‌ها علاقه عجیبی دارم. مثلاً اینکه آدم‌ها چطور می‌تونن هم‌زمان به دو چیز کاملاً متضاد باور داشته باشن، چطور ممکنه چیزی رو آزادی بدونیم که خودش شکل دیگه‌ای از وابستگیه، یا چطور بعضی از باورهایی که فکر می‌کنیم مال خودمونن، در واقع سال‌هاست جامعه بی‌سروصدا توی سرمون کاشته.

البته این کنجکاوی شامل خودم هم می‌شه. اتفاقاً یکی از سرگرمی‌های ناخوشایندم اینه که مچ خودم رو وسط تناقض‌هام بگیرم.

اینجا هم قرار نیست نقش آدمی رو بازی کنم که جواب همه‌چیز رو می‌دونه. بیشتر دوست دارم درباره چیزهایی بنویسم که ذهنم رو مشغول می‌کنن؛ از سیاست و جامعه و روابط انسانی گرفته تا تجربه‌های شخصی، زبان، فرهنگ و چیزهای ظاهراً بی‌اهمیتی که گاهی از مهم‌ترین مسائل هم چیزهای بیشتری درباره ما می‌گن.

ممکنه امروز درباره مردسالاری بنویسم، فردا درباره یه پدیده عجیب زبانی و پس‌فردا درباره چیزی که خودم هم هنوز نمی‌دونم چرا برام مهم شده.

احتمالاً در بعضی چیزها اشتباه می‌کنم، نظرم تغییر می‌کنه و گاهی هم زیادی فکر می‌کنم. فعلاً این‌ها رو بخشی از ماجرا می‌دونم.

بیشتر از اینکه دنبال اثبات درست بودن نظراتم باشم، دوست دارم چیزهایی رو که بدیهی فرض می‌کنیم، یه بار دیگه زیر سؤال ببرم.

راستی، آکواردم؛ تعجب نکنید. 🐙
  • ❤ 26
  • 💋 2
  • 💘 2
  • ☃ 1
Post #9365 267
بلاخره اومد. مدل بعدی B داره توش که شاگردم گفت ولی یادم رفته ( گوگل کار میکنه)
  • ❤ 5
Post #9364 291

Forwarded from زيتون

این نگاه زن‌ها فرشته‌اند و زن‌ها برترند رو مردا برای این میگن که اگر زن‌ها همون کارهایی رو که مردا انجام میدن انجام بدن مردا بتونن اون‌ها رو به جرم معصوم نبودن و فرشته نبودن مجازات کنن
  • 🤝 14
  • 😭 1
Older posts →

About this channel

How can I read @elyarsroses without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for Elyar's Roses: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does Elyar's Roses have?
Elyar's Roses (@elyarsroses) has 660 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does Elyar's Roses know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →