TGViewer
Channel Public Channel
عمو احسان{دوبله}

عمو احسان{دوبله}

@ehsundub

🎰AMO⛷EHSAN🍭
مینی پادکست؛ دوبله؛ نوشته؛ آگاهی، معرفی
#حس_خوب
۲۰۰𓈓⛴𓈓𓈒𓈓
بات ارتباط:
@ehsundub_bot
Subscribers
103
Photos
34
Videos
107
Links
54

Showing posts older than #554 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #549 63
𝓜𝓪𝓻𝓼𝓱𝓫𝓸𝓾𝓷𝓭 البته که به همین چیزای کوچیک دلمون خوشه
کوچک بود مانند سنگی که به شیشه خورد؛
همه گفتن: آخر این که کوچک بود!!
یکی آن وسط گفت: چون سنگ بود.
  • 💔 1
Post #547 69

Forwarded from غرࡐࡅِ߲ آࡅ߲ߺܨ

#برای_کسی

واژه‌هایم به ضعف دچارند و چاره‌ای بجز صبر نیست و بختکِ دل‌تنگی‌ بر حوصله‌ی من چیره شده است. دیگر آشفتگی‌هایم رنگی نیستند، نامرئی شده‌اند و از هر طرف خفه‌ام می‌کنند. احتیاجم به تو به عصب رسیده و جهانِ رویایم رو به ویرانی‌ست.
ناتوان از خلق کردنم. چه وسعتی از تو را باید در خود جاری کنم که تمام نشوی؛ به کدام پایان بچسبانمت که هربار آغاز شوی و دوباره تکه‌ای از طلوعت را بر سایه‌ی غم‌هایم بباری و آغشته شوم به آغوشت! این‌ها افراط نیست؛ غربتم در قلبِ توست و غمش عجیب در قواره‌ی من است.
من تمامت نمی‌کنم، بگذار جملاتم باز بمانند.
همه چیز را نمی‌توان گفت؛ قرارِ ما به وقتِ شانه‌هایت، زمانی که تنبیه چشمانم تمام شد.

شنبه شبی که ماه کامل‌ است.

ـآبیِ‌غَمرنگ
Post #546 150
دوبله ریک و مورتی با عمو احسان

برای دیدن دوبله‌های بیشتر:
@ehsundub
Post #545 60
غرغر ممنوع.
Post #538 82
عمو احسان{دوبله} مینی پادکست 009 @ehsundub
امیدوارم خوشتون بیاد🫶...

یهو به خودت میای میبینی
عمیق ترین ترسات هنوز زندن
بودن... قایم شده بودن...
توو یه موقعیتی، یه جایی...
میپرن بیرون و میگن: سُک سُک

بر اساس واقعیت...

@ehsundub \احسان
Post #535 75
امیدوارم رنجت به پایان رسد جانِ من، که زندگی با تو چه‌ها که نکرد و تو هربار جوانه زدی...

ناشناس
Post #534 83
شب؛ انتهای نگاه خورشید بود.

احسان
Post #531 265
" 𝙁𝙖𝙡𝙡 " خوب شدهههه؟ ^^
این بار، باد جای او کفش‌هایش را پوشید؛ بالا‌سرش ایستاده بود و نگاهش کرد که چگونه بی خیال است...
مقداری لا موهایش رقصید...
و شانه‌های لختش را بوسید...
کنارش دراز کشید...
موهای نارنجی‌ دخترک چشمانش را از او می‌دزدید...
در جیب کوچک لباس قرمزش هم
قاصدکی گذاشت
به امید آن که وقتی دخترک آرزو کند
زود خودش را به او برساند؛
آخر باد، عاشق او شده بود.

نویسنده: احسان
طراح: عارفه

لایق انرژی نیست؟ 🫶
  • ❤ 2
Post #530 379
𝓜𝓪𝓻𝓼𝓱𝓫𝓸𝓾𝓷𝓭 Photo
جنگ شده بود...
دستانش به زور یقه‌ی سنگر تنش را گرفته بود؛ سرش انبار باروت زخم‌های گذشته بود.
در شبِ چشمانش، نوری پیدا نبود
انگار خدا نمی‌خواست در این شب کسی او را پیدا کند.

چطور شده؟ 🧑‍💻
انرژی‌هاتونو با ری اکشن 🫆ببینم
نویسنده: احسان
طراح: آرزو
  • ❤ 1
Post #529 70
#سموله =سم😃+ دوبله
با عمو احسان...
@ehsundub
خوشتون اومد ری اکشن بزارید ❤️
فرستادم از جو سنگین چنل کنه
Post #528 71
به حق بودنش تا ابد معتقدم!؛
Post #526 98
رز توئه...
دوبله شازده کوچولو با عمو احسان
خودم که پیر شدم اما صدام جوون موند.
ری اکشن نمیخاد ینی؟
@ehsundub
#دوبله
  • ❤‍🔥 2
  • 🆒 2
Post #524 79
من دیوونه نیستم؛ زخمی‌ام...
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →