TGViewer
Channel Public Channel
ترنم احساس🌺🍃

ترنم احساس🌺🍃

@ehsas_trannom

غزل غزل غزال من ! ترنمم از آن تو…
https://t.me/joinchat/AAAAAFOZpxllrvRDrae5NA
Subscribers
1.36K
Photos
11.5K
Videos
6.6K
Links
4.5K

Showing posts older than #32719 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #32717 81
به مناسبت زادروز
#سهراب_سپهری

.یادش گرامی
  • ❤ 2
Post #32716 69
دلِ مجنون درون جامِ لیلی‌ست،
سرش بر چارق و دامانِ لیلی‌ست

نگاهِ اضطرابِ حالِ مجنون،
کنارِ دیده طوفانِ لیلی‌ست

اگر خاموش و پر اسرار گشته،
دمادم بر سر و سامانِ لیلی‌ست

اگر در ساحلِ دریا نشیند،
سراسر تشنهٔ دیدارِ لیلی‌ست


#شهریار
  • ❤ 1
Post #32714 77
حکایت مارگیری که اژدهای فسرده را مرده پنداشت و در ریسمانش پیچید و آورد به بغداد:

مارگیری بود که از کوهستان مار می گرفت و به شهر می آورد و به مردم نشان می داد و از این راه کاسبی می کرد.یکبار در کوهستان اژدهای یخ زده و افسرده ای را شکار کرد و به تصور اینکه اژدها مرده است آن را به شهر بغداد آورد و به نمایش نهاد.مردم بغداد برای دیدن اژدها ازدحام کردند.اما این مار بزرگ که در اثر تابش خورشید عراق جان گرفته بود،ابتدا طنابها را پاره کرد و در اولین حمله مارگیر را از بین برد و سپس به تماشاچیان حمله کرد و تعدادی از آنها را هم هلاک کرد:

مار گیری رفت سوی کوهسار

تا بگیرد او به افسونهاش مار

او همی جستی یکی مار شگرف

گرد کوهستان در ایام برف

مارگیر از بهر حیرانی خلق

مار گیرد،اینت نادانی خلق

مارگیر آن اژدها را برگرفت

سوی بغداد آمد از بهر شگفت

او همی مرده گمان بردش و لیک

زنده بود او ندیدش نیک نیک

در درنگ انتظار و اتفاق

تافت بر آن مار خورشید عراق

بندها بگسست و بیرون شد ز زیر

اژدهایی زشت،غران همچو شیر

در هزیمت بس خلایق کشته شد
 
  ازفتاده کشتگان صد پشته شد

گرگ را بیدار کرد آن کور میش

رفت نادان سوی عزرائیل خویش

مولانا ازین حکایت چند نتیجه ی اخلاقی مهم در خودشناسی میگیرد:

*یکی اینکه آدمیی که صدها هزار مار و کوه حیران اوست،سرگشته و حیران دنیای همچون مار شده است.انسان خود را ارزان می فروشد،در واقع همچون حریری فاخر است،اما خود را وصله جامه ی ژنده یی میکند.

*دیگر اینکه نفس،همچون اژدهایی در درون ما انسانها نهفته است و هرگاه امکان قدرت نمایی بیابد با قدرت و هیبتی هولناک به حرکت درمی آید.خورشید عراق همان امکانات مادی و تمهیدات شهوانیست  که اژدهای خفته نفس را به حرکت و جنبش درمی آورد،بند تقوی از دست و پای می گسلد و ویران می کند و حهانی را به کام خود می کشد.مولانا می گوید هر فردی می تواند بالقوه فرعونی بیدادگر و گردنکش باشد منتهی فعلا امکانات لازم برای گردنکشی و عرض اندام را ندارد:

نفست اژدرهاست
او کی مرده است

از غم بی آلتی افسرده است

اژدها را دار در برف فراق

هین مکش او را به خورشید عراق

مات کن او را و ایمن شو ز مات

رحم کم کن،نیست او ز اهل صلات

اژدهای نفست را در برف فراق
نگهدار،او را از کامیابی بازدارو او را مات کن تا مات او نشوی:

تو طمع داری که او را بی جفا

بسته داری در وقار و در وفا

هر خسی را این تمنا کی رسد

موسیی باید که اژدرها کشد

آیا انتظار داری که نفست را بدون هیچ سختی و ریاضتی و در کمال آرامش به بند کشی؟چگونه از انسان ضعیفی چنین کاری برمی آید .انسان وارسته و پیامبر گونه ای چون حضرت موسی لازم است که اژدهای نفس را به بند کشد.
 
Post #32712 70
اگر من می‌خواستم در اين درس‌ها تنها يک چيز به تو ياد دهم،
آن بود كه " در قضاوت عجله نكن "

📕
#دنیای_سوفی
#یوستین_گردر
  • ❤ 2
Post #32710 70
آنچه امروز پایان راه به نظر می‌رسد،
ممکن است شکلِ خامِ آغازِ دیگری باشد.
هیچ دانه‌ای با ماندن در شکلِ قبلی‌اش به درخت تبدیل نمی‌شود؛
تغییر، گاهی نامِ دیگرِ نجات است...
صائب تبريزى:
میوه ى پخته محال است نیفتد بر خاک

هر که دل بسته به این دار فنا نیمرس است
Post #32709 73
بیایید امروز،
دریچه نگاهمان را بگشائيم
آفتاب، تا افق روشنایی
بالا آمده است
آن را ميهمان آسمان دلهایمان کنيم
•
Post #32708 70
Faaze AsalPouya Bayati
#نای_و_نوا

🎼🎵🎶🎤🎼🎵🎶


بار دگر آغاز کن
آن پرده‌ها را ساز کن

بر جمله خوبان ناز کن
ای آفتاب خوش لقا


  
#مولانا
  • 👍 1
Post #32706 93
من گره خواهم زد
چشمان را با خورشید
دل‌ها را با عشق
سایه‌ها را با ‌آب
شاخه‌ها را با باد ...

#سهراب_سپهری
عکس: #مجید_رضوی


درود بر یاران جان

روزتان پدرام

دلتان به یاد دوست آرام 🌺
  • ❤ 1
Post #32705 73
شبتون آرام 🌙⭐️

.
  • 👎 1
Post #32704 69
می رفتی و باغ بی بهاری می سوخت
یادی می سوخت، یادگاری می سوخت

ازشاخه ی شعرسیب ها می افتاد
سمت چپ سینه ام اناری می سوخت

#دکتر_رضا_علی_اکبری
  • ❤ 2
Post #32702 65
مده به دست فراقت دل مرا که نشاید

مکش تو کشته خود را مکن بتا که
نشاید


دیوان شمس/غزل907

.
  • ❤ 3
Post #32700 72
درد عشق و خواب در شعر ؟؟؟

#سعدی :
آن یار که عهدِ دوستاری بشکست
می‌رفت و منش گرفته دامان در دست

می‌گفت «دگر باره به خوابم بینی»
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست

#حافظ
به خواب نیز نمی‌بینمش چه جای وصال

چو این نبود و ندیدیم باری آن بودی

#رهی_معیری :

گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا

ماه من، در چشم عاشق آب هست و خواب نیست


.
  • ❤ 1
Post #32696 98
یه افسانه ژاپنی هست که میگه:
اگر به اتوبوس نرسیدی, شاید از یک تصادف جا موندی
اگر پذیرفته نشدی، شاید از جایی اشتباه نجات پیدا کردی
اگر کسی ترکت کرد، شاید داره جا رو برای کسی که قراره وارد زندگیت بشه، باز میکنه

گاهی جهان پشت چیزی که اول شبیه بدشانسیه، داره ازت محافظت می‌کنه

  • 👍 2
Post #32695 72
❗️شعر «آخرین دیدار»
▪️شعر و صدا: حسین منزوی

.
  • ❤ 2
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →