TGViewer
Channel Public Channel
ترنم احساس🌺🍃

ترنم احساس🌺🍃

@ehsas_trannom

غزل غزل غزال من ! ترنمم از آن تو…
https://t.me/joinchat/AAAAAFOZpxllrvRDrae5NA
Subscribers
1.36K
Photos
11.5K
Videos
6.6K
Links
4.5K

Showing posts older than #32695 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #32694 115
🌿💚🌿

‏امروز می‌تونه روز خوبی باشه به دو شرط،

‏🍃 خودمون اجازه بدیم که خوب
باشه...
‏🍃 خودمون اجازه ندیم که بقیه بدش کنند...


.
  • ❤ 3
Post #32693 97
صدای درختان کاج در باران


.😍
  • ❤‍🔥 1
  • ❤ 1
Post #32692 92
علیرضا بدیع:
تمثیلِ غمِ عشقِ تو با قلب ظریفم

یک باغِ انار است و یکی کاسه‌ی چینی...
  • 🥰 4
  • 👏 3
  • ❤ 1
Post #32690 89
دوصندلی , تنها پای در هوا بودند
دوصندلی که به فکر دو آشنا بودند

و روی میز دودفترچهءقدیمی وشیک
دواستکان و دو خودکارباعلامت بیک

توسالها سراین میز عشق ورزیدی
به هر بهانه به هر چیز عشق ورزیدی

حیاط _ حوصلهء خانه است _ می گفتی
حریم حرف دو دیوانه است _ می گفتی

لبم گشوده شدو حرف داغ پیدا شد
به یاد چشم تو بودم , چراغ پیدا شد

درخت وسوسه در فصل پنجمین رویید
مه مشاجره بین من و زمین رویید

شب تولد من بود  یا  تولد ماه ..؟!
درست خاطر من نیست با تولدماه

ستاره ها به سر شهر نقل  پاشیدند
درخت ها همه در طول باغ رقصیدند

کمند زلف تو افتاد  در خیابان ها
گره گره شده بر دست و پای انسان ها

ستاره , واکنش ماه  را  نشانم  داد
شهاب گمشده ای راه را نشانم داد

دلم  تبرک درگاه  دردها  شده  بود
تنم خمیده تر از پیرمردها شده بود

تنیده بود   مرا   عنکبوت تنهایی
اتاق پر شده بود از سکوت تنهایی

دو استکان , دو تداعی کنندهء دو نفر
_بنوش چای خودت را..._ وخندهء دونفر

دو صندلی که به فکر سوار ما بودند
دو صندلی که به رویش دو آشنا بودند

هنوز چشم تو از خواب اطلسی پر بود
همیشه خنده ی تو از سر تظاهر بود

لبت شکفته شد و حرف داغ پیدا شد
دلت شکست و سرگفتگوی ما وا شد ؛

زمانه صرف نظر کرده از ادامهء من
مرا  به  یاد  ندارد  شناسنامهء  من

منم   ترنم   لالایی  کتیبه ء   رود
شکوه زمزمهء  رود , در شب بدرود

همان عنایت آرام  آب  با  ریشه
تب رقم زدن عشق , پشت اندیشه

دلیل روشن تلفیق آب در آتش
صدای سوختن آفتاب در آتش

دقایقی که در اندیشهء زمان گم شد
همان پرنده که در چشم آسمان گم شد


چه شد که این همه دلتنگ و خسته ام ای مرد
برای کیست خودم را شکسته ام ای مرد؟

به آفتاب فرستاده ام دل خود را
به آب های جهان داده ام دل خود را

تو کاش شکل خودم , درلباس من بودی
برای درک من ای کاش کاش زن بودی

_ گریستی و دلم پشت میز پنهان شد
و هق هق ات پی _چایی بریز_پنهان شد

صدای گریهء قوری در استکان و بعد
نگاه دوخته بودی به آسمان و بعد

به ساز باد کم و بیش پرده می رقصید
هنوز روسری ات روی نرده می رقصید

تو چنگ بردی گیسوی بی خیالت را
ادامه  دادی   اندوه دیر سالت  را ؛

که من سوای همین گریه ها تو را دارم
که من به جان تو بعد از خدا تورا دارم

شکست بغض تو آرام و ریز ریز چکید
یکی دوقطرهء اشک تو روی میز چکید

به دست باد شب گیسویت هوا شده بود
یکی دو دکمه ی پیراهن تو وا شده بود ...

#زنده_یادسیدمحمدعلی_رضازاده
#حریم_حرف_دودیوانه
#ترانه_های_تمدن
  • ❤ 2
Post #32687 89
یک نفر دیشب مرد
و هنوز
نانِ گندم خوب است
و هنوز
آب می‌ریزد پایین
اسب‌ها می‌نوشند ...

#سهراب_سپهری
  • 👍 2
Post #32686 89
‍ #نای_و_نوا

🎼🎵🎶🎤🎼🎵🎶

چه محفل آرائی چه شیرین سخنی
نمی کنم باور که مهمان منی
 
نمی کنم باور که با خنده خود 
سکوت سنگین را چنین می شکنی

قدم نهادی در خانه من 
شد ز تو روشن کاشانه من

#سیمین_بهبهانی
Telegram attach 📎
  • ❤ 1
Post #32685 123
از جلوهٔ بخت بر چمن صبح دمید
آمدبه نوازشش نگاه خورشید

از خاطره اش درخت بر خواب زمین
فرشی رنگی ز برگ پاییز کشید

#فرانک_فرقانی


درود بر یاران جان

پگاهتان پدرام

دلتان به یاد دوست آرام🌺🍃
  • ❤ 3
  • 👍 1
Post #32683 96
گرچه می‌دانم که چشمی راه دارد به افسون شب
لیک می‌بینم ز روزن‌های خوابی خوش
آتشی روشن درون شب ...

#سهراب_سپهری


.شبتون آرام 🌙⭐️
  • ❤ 1
Post #32682 102
#دمی_با_خیام 🗞

چون بلبل مست راه در بستان یافت
روی گل و جام باده را خندان یافت

آمد به زبان حال در گوشم گفت
دریاب که عمر رفته را نتوان یافت


.
  • 👍 1
Post #32681 107
🌲آشنایی با جورج اورول


داستان «مزرعه حیوانات» تمام شد؛ اما مردی که آن را نوشت، چه داستانی داشت؟

جورج اورول، با نام واقعی اریک آرتور بلر، نویسنده و روزنامه‌نگار انگلیسی بود که استعمار، فقر و جنگ را از نزدیک تجربه کرد. به سوسیالیسم دموکراتیک باور داشت و علیه استبداد، سانسور و دست‌کاری حقیقت می‌نوشت

📚 چند اثر مهم او:

• مزرعه حیوانات: داستان انقلابی برای برابری که به شکل تازه‌ای از سلطه می‌رسد.

• ۱۹۸۴: جهانی که در آن حکومت می‌کوشد گذشته، زبان و حتی اندیشهٔ انسان‌ها را کنترل کند.

• آس‌وپاس در پاریس و لندن: روایتی از کار طاقت‌فرسا، گرسنگی و زندگی در حاشیهٔ جامعه.

• روزهای برمه: رمانی دربارهٔ استعمار، نژادپرستی و مناسبات قدرت در برمهٔ زیر سلطهٔ بریتانیا.

• درود بر کاتالونیا: تجربهٔ حضور او در جنگ داخلی اسپانیا؛ از امید به مبارزه تا مواجهه با سرکوب و تبلیغات.

• جاده به سوی اسکلهٔ ویگان: گزارشی از زندگی کارگران و بیکاران شمال انگلستان، همراه با تأملی دربارهٔ طبقه و سوسیالیسم.

اورول در ۴۶سالگی درگذشت، اما پرسش‌هایش دربارهٔ قدرت و حقیقت با ما هستند.


.
  • 👍 2
Post #32680 96
خوش آن روزی که بینم
باغ خشک آرزویم را

به جادوی بهار خنده‌هایت می شکوفانی

#حسین_منزوی

.
  • ❤ 2
  • 👍 1
Post #32679 95
با خندهٔ تو بهار برمی‌خیزد
عطرِ نفست به غنچه می‌آمیزد

از بس‌که لبت شکوفه افشاند به دشت
پاییزِ دلم کرک‌وپرش می‌ریزد


#سحر_سلمانی_نژاد_مهرآبادی
  • 👍 1
  • 🥰 1
Post #32678 110
محبوب من ...

.
Post #32677 99
«اگر خودت را نشناسی، دیگران به‌راحتی برایت تعریف می‌کنند که چه کسی هستی.»


ویرجینیا وولف
.
  • 👍 5
Post #32675 101
امروز اگر خوب و اگر بد باشد
روزی‌ست که هست ، هست و باید باشد

روزی‌ست که مردمان در آن می‌جویند
گم‌گشته‌ی خویش را که شاید باشد

#سینا_سنجری
  • 👍 1
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →