هرچه تنشها، درگیریها و نااطمینانیها بیشتر میشود، حجم اخبار زرد، شایعات و تحلیلهای هیجانی در تایملاین هم بالا میرود. در چنین شرایطی ذهن سرمایهگذار وارد وضعیت نوسانی میشود.
مغز انسان در شرایط خطر برای تحلیل به دور از تنش و بلندمدت طراحی نشده، اول تلاش میکند تهدید را سریع تشخیص دهد و واکنش نشان دهد. به همین دلیل، هنگام بحران خبرهای ترسناک بیشتر توجه ما را جلب میکنند، احتمال وقوع بدترین سناریو را بالاتر از واقعیت تصور میکنیم و احساس میکنیم باید فورا کاری انجام دهیم. اینجاست که خیلیها خبر را با تحلیل اشتباه میگیرند.
وقتی چند ساعت پشت سر هم اخبار جنگ، تحریم، حمله، مذاکره یا فروپاشی اقتصادی را دنبال میکنید، ممکن است بدون اینکه اتفاق بنیادی تازهای رخ داده باشد، احساس کنید ریسک بازار چند برابر شده و این احساس میتواند شما را وادار کند دارایی مناسبی را در قیمت نامناسب بفروشید، در اوج هیجان خرید کنید یا کل برنامه سرمایهگذاریتان را با یک تیتر خبری تغییر دهید.
باید از خودمان بپرسیم به یک داده جدید واکنش نشان میدهم یا به اضطرابی که از تکرار یک خبر در ذهنم ساخته شده؟
یکی از خطاهای رایج ذهنی این است که هرچه خبری بیشتر تکرار شود، احتمال وقوع آن را بیشتر تصور میکنیم. اگر تایملاین پر از پیشبینی جهش دلار، سقوط بورس یا آغاز یک جنگ بزرگ باشد، مغز بهتدریج آن سناریو را قطعیتر از چیزی که واقعاً هست میبیند، حتی اگر تمام این مطالب از یک منبع نامعتبر کپی شده باشند.
خطای دیگر، جستوجوی اخباری است که باور قبلی ما را تأیید میکنند. کسی که از قبل منتظر رشد طلاست، فقط خبرهای صعودی طلا را میبیند. کسی که از بازار ترسیده، تمام اخبار منفی را نشانه سقوط میداند. در این حالت ما دیگر بازار را تحلیل نمیکنیم؛ فقط برای تصمیمی که از قبل گرفتهایم مدرک جمع میکنیم.
برای جلوگیری از این وضعیت، پیش از هر تصمیم مالی سه مرحله را از هم جدا کنید:
اول: خبر چه میگوید؟
بدون تفسیر، هیجان و نظر دیگران، اتفاق واقعی را مشخص کنید.
دوم: این خبر از چه مسیری بر دارایی من اثر میگذارد؟
آیا واقعاً عرضه، تقاضا، نرخ بهره، تجارت، درآمد شرکتها یا جریان نقدینگی را تغییر میدهد؟ یا فقط یک تهدید و موضعگیری سیاسی است؟
سوم: آیا لازم است همین حالا اقدامی انجام دهم؟
گاهی خبر مهم است، اما هنوز دلیل کافی برای خرید و فروش نیست. هر اطلاعاتی الزاماً نیاز به واکنش فوری ندارد.
یک تمرین ساده هم این است که قبل از معامله، دلیل تصمیمتان را در یک جمله بنویسید. اگر نتوانستید بدون استفاده از کلماتی مثل «احساس میکنم»، «همه میگویند» یا «ظاهراً قرار است» تصمیم را توضیح دهید، احتمالاً هنوز تحلیل شما تحتتأثیر هیجان قرار دارد.
در دورههای بحرانی، توانایی هیچ کاری نکردن یک مهارت سرمایهگذاری است. بازار دائما تلاش میکند به شما القا کند که اگر همین لحظه اقدام نکنید، فرصتی را از دست میدهید یا سرمایهتان نابود میشود. اما بسیاری از زیانها نه از ندانستن، بلکه از تصمیمگیری در زمانی ایجاد میشوند که ذهن در وضعیت ترس، خشم یا طمع قرار دارد.
قبل از تغییر سبد از خودتان بپرسید اگر این خبر را ده بار در تایملاین ندیده بودم و فقط یکبار از منبع اصلی میخواندم، باز هم همین تصمیم را میگرفتم؟
پاسخ به همین سؤال میتواند مشخص کند که تصمیم شما حاصل تحلیل است یا نتیجه بمباران خبری.
روی خوراک ذهنتان حساس باشید. همانطور که هر دارایی را وارد سبد سرمایهگذاری نمیکنید، هر خبر، تحلیل و پیشبینی را هم وارد ذهنتان نکنید. ورودی آلوده فقط اطلاعات غلط تولید نمیکند؛ ادراک شما از ریسک را هم تغییر میدهد و ممکن است تصمیمی را که در حالت آرام هرگز نمیگرفتید، منطقی جلوه دهد.
واقعیت امر مدیریت سرمایه مدیریت ذهنی است که درباره آن پول تصمیم میگیرد.
@ehsanviews