📝 اعترافات یک رانتخوار / سرمقاله دنیای اقتصاد در 1398/10/1
👤 رضا خسروشاهی
🔘قسمت اول
آقای رئیسجمهور دوستت دارم. آقای رئیسجمهور دوستت دارم، میدانی چرا؟ در سال ۹۳ تولیدی کوچکی داشتم.
به دلیل اوضاع بد بازار، آن را ۱۰ میلیارد تومان فروختم و پولم را با نرخ سی و چند درصد توی چند بانک و موسسه مالی اعتباری گذاشتم و در سال ۹۶، شد ۲۲ میلیارد. علاوه بر اون، از سال ۹۳، رفتم توی کار واردات.
خوشبختانه با نرخ دلار تقریبا ثابت تا قبل سال ۹۶، سود خوبی داشتم و همهاش رو ملک میخریدم و اجاره میدادم.
سال ۹۶ بود که پولم را از بانک خارج کردم و با ارز ۳۷۰۰ تومانی، ۶ میلیون دلار خریدم. تازه از اون سکههای ارزون حراجی بانک مرکزی هم خریدم و درجا تو بازار فروختم. در سال ۹۷ هم توی همون بحبوحه با ارز ۱۴۰۰۰ تومان فروختم و ماحصلش شد ۸۴ میلیارد تومان. پول حاصله را وارد بورس کردم و با یک چرخی که در بورس زدم و شاخص هم به خاطر سیاستهای داهیانه دولت دوبرابر شد و خوشبختانه رسیدم به ۱۷۰ تا. یکی دو تا خرید و فروش ماشین لوکس کردم و تا الان رساندمش به ۲۰۰ میلیارد تا.
ولی لذتبخشترین قسمت اینجاست که تو این سالها، دیگه لازم نبود که مثل زمانی که تو کار تولید بودم با مالیات درگیر باشم و هم مالیات سود نکرده را بدهم به اسم یک موجودی به نام علیالراس و هم مالیات ارزش افزوده را. تازه این مامورهای مالیاتی که سودشان در بیشتر مالیات گرفتنه، اسناد هزینههای من رو قبول نمیکردند و من رو مجبور به دغلبازی میکردند. عوضش، از سال ۹۳ تا الان به لطف معافیتهای متعدد روی تمام درآمدهایی که به دست آوردم و قصه اش را براتون گفتم، یک ریال هم مالیات ندادهام، کاملا هم قانونی.
راستی دفتر واقعی وارداتمون تهران بود؛ ولی دفتر اصلی را در یکی از استانهای محروم ثبت کردم که بگذارید اسمش را نگویم. خوشبختانه معاف از مالیات شدم و شرمنده شما شدم. اون چند واحد آپارتمانی هم که گفتم خریدم رو هم اجاره دادهام و خوشبختانه برای اجاره اینها هم از مالیات معاف هستم. خداییش شماها خیلی خوبین.
اما طفلک رانندهام که عصرها بعد از ساعت ۴ از سر کار میآد دنبال من و کارهام. چهار میلیون تومان حقوق قراره بگیره، ولی بدبخت بینوا قبل از اینکه حقوقش را بدهند، اول مالیاتش را ازش میگیرند. خیلی گناه داره، نکنین تورو خدا!
خلاصه، داشتم میگفتم. در گیر و دار جهش ارزی ۹۷-۹۶ بودیم که خدا رو شکر ارز ۴۲۰۰ رسید. عجب نعمتی بود. البته برای من که تونستم بگیرمش. بعدا هم که درش رو بستین و فقط برای کالاهای اساسی باز نگه داشتین، زدم تو خط واردات کالاهای اساسی!!!. عالی بود، عالی! خیلی اساسی بود!!. وارد میکردیم و با دو دست چرخاندن، تقریبا با قیمت بازار میفروختیم. سود دلچسبی بود. تازه خدای ناکرده فکر نکنید رشوه دادیما! همهاش کاملا قانونی بود!
تازه من مثل بعضی رفقا نرفتم از بورس کالا جنس بخرم و سر کوچه با قیمت بازار بفروشم و دو برابر سود کنم؛ چرا که شما بورس رو هم با ارز ۴۲۰۰ قیمتگذاری کرده بودین. اگر وارد این بیزینس شده بودم که خدا میدونه الان اوضاعم چی بود.
ولی این ارز ۴۲۰۰ای یک خوبی دیگهای هم داشت. خانم بچهها بعضی چیزا رو ارزونتر میخریدند، هم خانواده ما و هم این راننده بدبختم. ولی خب، اون بیچاره پولی نداشت که چیز زیادی بخره ولی جای شما خالی، از چای و شکر و کره و پنیر صبحمون گرفته تا شیشلیک ظهر و کیک و بیسکویت عصر و جوجه کباب شبمون، به برکت شما خیلی خوب و ارزون بود.
فقط نمیدانم چی شد که این همسایه ما که تولیدی دارو داشت به خاک سیاه نشسته الان. عجیب بود. آخه شما که داشتی ارز ۴۲۰۰ای به واردات میدادی، نمیدونم چرا این طفلک بدبخت شد! خب دیگه، بالاخره چوب نفهمیش رو میخوره. هر چی بهش گفتم تولید رو ول کن و بیا پیش خودم، گوشش بدهکار نبود. الانم داره سبد کالا میگیره چون درآمد ماهش، زیر ۵ میلیون شده.
با وجودیکه از ۹۷ تا الان واردات خیلی سخت شده ولی خب، از یه بعدی خوب هم شده. به هر کسی اجازه نمیدن و دست زیاد نیست و بازار دست خودمه. خدا الهی خیرتون بده. تازه، تعرفه گمرکی رو هم با ارز ۴۲۰۰ای حساب میکنین. خیلی خوبین، خیلی. رقبای داخلیمون خیلی شاکین. دلم براشون میسوزه ولی خب من چه کنم، قانونه مملکته دیگه.
راستی یادم رفت بگم. از چند سال پیش توی یکی از موسسات مالی که همهاش این بانک مرکزی بیسواد میگفت اینها غیرمجازند، پول داشتم. غیر مجاز کدومه؟!! ساختمون داشت شیک و تر و تمیز و کاملا هم علنی. یعنی چی غیر مجاز؟!! مگه توی این مملکت یک دکه غیرمجاز هم میشه بزنی؟! خداییش سودآوریشون خوب بود. نمیدونم توی چه بیزینسی بودند؛ ولی به ما که سود ۴۸ درصد میدادند.
☑️
@ehsanmnotes