تحول اخیر بزرگ علم اقتصاد، Credibility Revolution بوده است؛ تحولی که از اواخر قرن 20 با توسعه ابزارهایی مانند RDD، DiD و... شروع شد و انجام مطالعات تجربی (empirical) را گسترش داد.
ابزارهایی که دیگر میتوانستند ادعا کنند گامهایی موثر در تحلیل وضعیت محققنشده (Counterfactual) و روابط علّی (Causality) برداشتهاند. البته دسترسی بیشتر به داده و ارزانتر شدن انجام این تحقیقات هم حتماً بسیار موثر بودهاند و احتمالاً حتی بدون آنها، این انقلاب ممکن نبود.
از جمله مهمترین پژوهشگران اولیه این حوزه، David Card, Alan Krueger, Guido Imbens, و Joshua Angrist هستند.
حالا میبینیم که این نوع از مطالعات چنان در علم اقتصاد گسترش یافتهاند که عملاً بیش از نیمی از مطالعات را تشکیل میدهند. برخی از چنین چیزی ابراز نگرانی میکنند، به دلایلی از جمله آنکه، مطالعات تئوریک دیگر کمتر مورد توجه قرار میگیرند و توسعه آنها کند شده است؛ به نظر من، نیازی به نگرانی در این باره نیست. چنین تغییری در علم اقتصاد از آن جهت که احتمالاً چنین پژوهشهایی هم تقاضای بالایی دارند و هم سودآورترند، طبیعیست.کارهای تئوریک نیز در هر صورت جایگاه خاص خود را خواهند داشت.
این یادداشت از Financial Times را پیشنهاد میکنم در این باره بخوانید:
https://www.ft.com/content/ea4d4326-878d-4e9e-9303-466c8a382c60?syn-25a6b1a6=1
اگر علاقهمند بودید، این پیپر از Angrist هم بسیار جالب است:
https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/jep.24.2.3
☑ @ehsanmnotes
Post #779
151
Ehsan's Notes مطالعات تجربی (empirical) چنان در علم اقتصاد گسترش یافتهاند که عملاً بیش از نیمی از مطالعات را تشکیل میدهند. https://www.ft.com/content/ea4d4326-878d-4e9e-9303-466c8a382c60?syn-25a6b1a6=1 ☑ @ehsanmnotes
- 👍 1