📌 در باب حذف بانک مرکزی؛ چرا حذف بانک مرکزی به یکباره نه ممکنه و نه حتی مطلوب؟
🔹 گرچه امروز برخیها شعار حذف بانک مرکزی میدهند، اما حذف به یکباره این نهاد ممکن نیست و یا حتی حذف تدریجی این نهاد الزاما مطلوب نیست؛ اشاراتی خواهم داشت به چرایی آن.
گرچه میخوام استناد کنم به ادبیات بانکداری آزاد و آنچه امثال سلجین، وایت و هایک درباره مضرات انحصار بانک مرکزی بر پول گفتند را یادآور بشم، اما دستیابی به سیستم بانکداری آزاد، از طریق نابودی پول دولتی و جایگزینی پول های خصوصی با تصمیم دولت، روشی پرهزینه است.
امروزه تمامی مراودات مالی ما، از جمله پرداخت های روزمره ما، بواسطه سیستم هایی انجام میشه که توسط بانک مرکزی توسعه پیدا کردن و یا حداقل بخش مهمی از این سیستم وابسته به بانک مرکزی است، حذف نهاد بانک مرکزی حتی در پرداخت های روزمره ما مشکل ایجاد میکنه و این یعنی زمین زدن کسب و کارها، آنهایی که حتی یک لحظه قطعی در سیستم پرداختشان ضررهای بزرگی براشون بهمراه داره و یا حتی کسب و کارهای کوچکی که تمامی مبادلات مالیشون وابسته به همین سیستمه و حتی چندساعت قطعی در این سیستم میتونه آسیب های جبران ناپذیری به اونها وارد کنه.
قطعی درگاه پرداخت اینترنتی کسب و کارهای IT ایران رو بارها تجربه کردیم. قطعی هایی که گاهی حتی درحد چند روز بودن اما همه اعتماد و اعتبار جمع شده در طول سالها برای یک کسب و کار رو همین چند روز تعطیلی به هیچ تبدیل کرد.
امروز، استفاده از پول دولت، که ناشر آن بانک مرکزی هست، همچنان درجریانه. معاملات روزمره ما و بخشی از دارایی ما براساس پول دولتیه. فقط به لحظه ای فکر کنید که خبر بیاید بانک دولت قرار است دیگر نباشد و طبعا نهادی برای پشتیبانی از پول دولتی وجود نخواهد داشت و حتی دولت هم این پول را دیگر نخواهد پذیرفت (که اگر ما هر نهادی رو مسئول چنین کاری کنیم، انگار بانک مرکزی رو عملا حذف نکردیم، بلکه نهایتا اختیاراتی رو ازش سلب کردیم)
در چنین لحظه ای، احتمالا هرآنچه پولی دولتی وجود دارد ممکن است به یکباره بی ارزش شود.
ثروت گروهی از مردم که تقریبا هیچ چیز جز موجودی سپرده بانکیشان ندارند، شاید به یکباره تقریبا هیچ شود.
به قراردادهایی که براساس پول دولتی نوشته شده اند فکر کنید. (که تقریبا شامل همه قراردادهایی میشه که در این محدوده جغرافیایی تنظیم شده اند.) و به دعواهای حقوقی که پیش خواهند آمد بیاندیشید. این عدد و رقم های کوچک و بزرگ روی قراردادها واقعا چه خواهند شد؟ چگونه تبدیل به واحد پولی دیگری قرار است بشود؟ با حکم و نرخ تبدیل دولتی؟ یا به حکم بازار؟ دقیقا کدام بازار؟ بازاری که ممکن است بگوید پول دولتی تقریبا ارزشش صفر است؟
سیستم های حسابداری، اسناد مالی و اوراق ها و... همگی برحسب پول فعلی نوشته شده اند و تقریبا چالشی مشابه مساله قبلی دارند و همچنین هزینه های فنی گسترده ای برای تغییر سیستم های حسابداری بر ما تحمیل میشود.
حتی اگر حذف بانک مرکزی رو صرفا در این ببینیم که حجم پایه پولی ثابت باقی بماند، اما دیگر بانک مرکزی پولی چاپ نکند (پایه پولی) و بروکراتی هیچ سیاست پولی اجرا نکند، ولی همچنان دولت آنرا بپذیرد و مابقی سیستم را همینطور نگه داریم، این خود عملا یک سیاست پولیست، گرچه ما چنین تصور نکنیم و آثار خودش را بر اقتصاد دارد که الزاما بهترین نتیجه نخواهد بود و میتواند نهاد ناشر پول را و به تبع بقیه بخش های اقتصاد را دچال چالش کند، درحالیکه هیچ ابزاری برای کنترل آن ندارد.
گمان نمیکنم، مطالبه حذف نهاد بانک مرکزی در امروز، مطالبه مطلوب و ممکنی باشد. البته حذف انحصار پول و اعطای آزادی های حقوقی به شرکت های خصوصی برای توسعه پول های خصوصی موضوع دیگریست که شخصا به آن قائلم و معتقدم مساله بانک مرکزی را باید به بازار سپرد.
☑ @ehsanmnotes
Post #692
247