📝 حرکت در جهت بازار آزاد، یک مسیر رادیکال نیست.
مسلما من مخالف این نیستم که بگیم، در کنشگری سیاسی باید ایده آل هایی رو داشته باشیم (یعنی به ارزش هایی پایبند باشیم، مثلا مالکیت، بازار آزاد و ... هرکدام در مختصات خاصی که برای خودمون تعریف میکنیم)
اما باید توجه داشت که حرکت بسوی چنین ارزش هایی، الزاما قرار نیست از مسیر رادیکالی جلو بره.
من به بانکداری آزاد، به رسمیت شناختن انواع قراردادها و آزادی انواع معامله در داخل و خارج تمایل دارم.
اما به این فکر کنیم که
اگر قرار باشه یک اقدام خاص انجام بشه، ممکنه چه چالش هایی برسر راه قرار بگیرن؟
زندگی ما و همه چیز ما آدم ها، همه براساس آنچه که امروز بنا شده صورت گرفتن. حذف و یا تغییر بزرگی به یکباره توسط سیاستمدار چه آثار بزرگی میتونه بر زندگی انسانها داشته باشه؟
مثلا، شخصا تمایلی به مناسبات تحمیل شده توسط قانون کار ندارم، اما بسیاری قراردادها با جزییات بسیار کمی نوشته شدن، فقط به این دلیل که بخش عمده ای از مناسبات بین کارفرما و کارگر در قانون پیشبینی شده و ضرورتی نداشته با جزییات بیشتری درون قرارداد کار بیاد.
حالا با حذف به یکباره قانون کار، چه بلایی سر این توافقات و قراردادها میاد؟ به تبع اون، چه بلایی سر کسب و کارها و زندگی میلیون ها کارفرما و کارگر میاد؟
سازوکارهای پولی و بانکی امروز، چه بخواهیم چه نخواهیم، وابستگی زیادی به بانک های مرکزی داره. اینکه برخی امروز بدنبال ریشه کن کردن بانک های مرکزی هستن، اختلال های زیادی در سیستم پرداخت و زندگی روزمره ما بوجود میاره.
موضوع این نیست که پس نباید اقدامی کرد. موضوع این نیست که نباید مانع مداخلات دولت در زندگی ما شد.
موضوع اصلا این نیست که تلاش نکنیم تا این اجبارهای دولتی کم یا حذف بشن.
موضوع اینه که چه مسیری رو جلو میریم؟ و چطوری این کارها رو میکنیم؟
گمان میکنم خیلی اوقات حذف انحصارها اهمیت بیشتری داره تا اینکه بخوایم به حذف کامل سیستم های موجود اقدام کنیم.
چارچوب قانون کار هست، اما بگذاریم قراردادهای خارج از این چارچوب هم تنظیم بشن.
نهایتا با مناسبات جدید درون بازار، میتونیم زندگیمون رو به شکلی که مایلیم سامان بدیم.
☑️ @ehsanmnotes
Post #621
244