🔘 چگونه زندگی کردن، بزرگترین مساله هاست.
🔹 پوپر میگفت، زندگی سراسر حل مسأله است. بنظرم، چگونه زندگی کردن خودش از بزرگترین مساله هاست.
و البته آنچه که به تجربه فهمیدم، گویا بهترین روش هم همان روش پوپریست.
«ابطال کردن فرضیه ها»
برای من، از جذابیت های زندگی، تجربه کردن های مختلف است. چیزهای زیادی را تجربه کردم و چیزهای خیلی زیادتری هستند که باید تجربهشان کنم.
🔹 سبک زندگیمان را، شغلمان را، هرطور که هستیم را، تجربه میکنیم، اگر نخواستیمش، ابطالش میکنیم و فرضیه ای دیگر را میآزماییم.
معتقدم در چگونه زندگی کردن، ما درحال رقابت کردن با سایرین نیستیم، تنها رقیبمان خودمانیم. اینکه بتوانیم بهتر از قبل زندگی کنیم.
🔸 حدود ۴ سال پیش ( اوایل سال ۹۵ ) به مدت تقریبا ۶ ماه، من در پوچی بزرگی غرق شدم. تاحدی که آب میخوردم و میگفتم «خب که چی؟»
قدم میزدم، موسیقی گوش میدادم، مطالعه میکردم و یا حتی کار میکردم و میگفتم «خب که چی؟»
این پوچی، بشدت اعصاب و روان مرا خرد کرده بود. دوست روانشناسی دارم، تلاشی کرد اما نتوانست کمک خاصی به من بکند. چرا که، راه حل در دست خودم بود.
من باید میفهمیدم که چه چیز، آرامم میکند؟ چه چیز راضی ام میکند؟ این چیزی نبود که شخص دیگری بهم بگه.
🔸 شروع کردم به فکر کردن و آزمودن. حال خوب، چیزی بود که دنبالش بودم تا بتونم باهاش زندگی کنم و ازش لذت ببرم.
و بهترین جعبه ابزاری که برایم بود، همان آزمودن و ابطال کردن بود.
سفر رفتم، چیزهای مختلفی خوندم و کارهای مختلفی کردم. با آدم های گوناگونی معاشرت کردم.
🔹 در آن دوران فهمیدم الان چه چیزهایی میتوانند حالم را بهتر کنند، میتوانند به زندگی ام معنا دهند. هرچند احتمالا همیشه باید درحال تجربه های جدید باشم تا چیزهای جدید کشف کنم، در حرکت بودن جذاب ترین کار برای من بوده تابحال.
و معقدم اینها آنقدر شخصی اند که هرکسی باید خودش دست به کار شود و آنرا پیدا کند. هیچ نسخه واحدی وجود ندارد.
☑️ @ehsanmnotes
Post #360
55