مرگ رهبر دیکتاتور
گرامیداشت زندگی
من از سینما سر درنمیآورم و تحلیلگر و کارشناس فنی و هنری سینما نیستم، اما میخواهم گاهی درمورد برخی فیلمهایی که میبینم اینجا بنویسم و چیزهایی ازشان به یادگار بگذارم. هرچند قبلاً هم دربارهی برخی فیلمها مینوشتم. به هر صورت شاید شما هم خواستید ببینید، بنابراین تا جایی که بتوانم میکوشم ماجرای فیلم اسپویل نشود.
من در سینما اصالت را همیشه به تصویر میدهم نه قصه و داستان؛ چون تصور میکنم آنچه سینما را سینما میکند پیش از هرچیز تصویر است نه داستان. هنرِ فیلمساز و سینماگر در این است که آنچه به بیان نمیآید را به تصویر بکشد و آنچه به بیان میآید را بهگونهای بیان کند (به تصویر بکشد) که در زبان و گفتار و بیان نگنجد. تصویر هم فرمی از گفتار و بیان است که کانون و ماهیت سینما و فیلم را شکل میدهد. البته این موجب نمیشود که به سراغ سینمای روایی و داستانی نروم و کل سینما را به تصویر فروبکاهم. بگذریم.
دیکتاتورها حتی بعد از مرگشان هم دست از سر مردمان برنمیدارند و با میراث شومی که از خود باقی میگذارند همچنان جامعه را شکنجه میدهند. فیلم عروسی ساکت از آن دست فیلمهایی است که به شکلی درخشان و هنرمندانه توانسته حکومتهای دیکتاتوری و تمامیتخواه را به تصویر بکشد بدون آنکه چندان درگیر قصه و روایت و تاریخ شود. این فیلم رومانیایی که یکی از روستاهای رومانی تحت سلطهی اتحاد جماهیر شورویِ دهه ۵۰ میلادی را به تصویر میکشد، بیانِ تصویریِ گرامیداشت و پاسداشت زندگیست. کارگردان با هنرمندی تمام به شکلی طعنه آمیز وجه تشابه ایدئولوژیهای تمامیتخواهی همچون کمونیسم با دین را به تصویر میکشد. آنجا که زن سابقاً فاحشهی روستا به طعنه میگوید که میخواهد خبرنگاران را با دین به راه راست هدایت کند.
خلاصهی داستان از این قرار است که مردم یکی از روستاهای رومانی درحال برگزاری جشن عروسی برای دو جوان عاشق پیشهاند که ناگهان خبر میآید که شب گذشته رهبر حزب کمونیست (استالین) مرده است و دستکم تا یک هفته عزای عمومی برقرار است و هرگونه تجمع و جشن و شادی و حتی تشییع جنازه ممنوع است.... مردم روستا اما در برابر دستور لغو مراسم مقاومت میکنند و تصمیم میگیرند شبانه و بیسروصدا مراسم را برگزار کنند... منتها مقاومتی از جنس زندگی. پیشبرد زندگی عادی و وا ندادن به خواستههای دیکتاتور بزرگترین دهنکجی به استبداد است.
فیلم با لحنی طنزآمیز و سوررئال اقتدار نظام را به باد هیچ میگیرد. تمامی دستگاه تبلیغات حزب برای جذب عضو شکستخورده است و مردم روستا هیچ چیز برایشان از خودِ زندگی مهمتر و ارجحتر نیست. در ادامه بخشی از درخشانترین سکانس فیلم که به نظرم میتواند سکانسی تاریخی در تاریخ سینمای قرن بیستویکم باشد را باهم ببینیم.
دربارهی این فیلم چندان نمیتوان نوشت. فقط میتوان از بهتصویر کشیدن این سطح از احمقانه بودن شکل حکومت دیکتاتوری لذت برد...
@EhsaneAzizi
Post #80
328
احسان عزیزی Nunta muta 2008 #فیلم #سینما @EhsaneAzizi
- ❤ 3
- 👍 2