بین سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲، چین در گردابی دوزخی فرو رفت. مائو تسهتونگ، رئیس حزب کمونیست چین، با طرح «جهش بزرگ به پیش»، کشور را به کام جنون کشاند؛ طرحی که قرار بود در کمتر از پانزده سال، چین را به سطح بریتانیا برساند و از آن پیشی بگیرد. مائو میپنداشت که با به کار گرفتنِ بزرگترین سرمایهی چین، یعنی نیروی کار صدها میلیونیاش، میتواند یکشبه کشورش را از رقیبان پیش بیندازد. چین بهجای پیروی از الگوی توسعهی شوروی که صرفاً بر صنعت تکیه داشت، میبایست «بر روی دو پا گام بردارد»: تودههای روستایی را بسیج کردند تا همزمان کشاورزی و صنعت را دگرگون کنند و اقتصادی عقبمانده را به جامعهای کمونیستی و مدرن، با رفاه برای همگان بدل سازند. در سودای ساختن بهشتی آرمانشهری، همه چیز را اشتراکی کردند؛ روستاییان را در کمونهای غولپیکری گرد آوردند که آن را طلیعهی ظهور کمونیسم میخواندند. کار، خانه، زمین، داراییها و در یک کلام، تمام معیشت مردمان روستا از کفشان رفت. غذا، که در غذاخوریهای عمومی و بر اساس شایستگی توزیع میشد، به سلاحی تبدیل شد تا مردم را به اطاعت محض از فرامین حزب وادارند. پویشهای عظیم آبیاری، گاه تا نیمی از روستاییان را ناچار میکرد که هفتهها پیدرپی، اغلب دور از خانه و بدون غذا و استراحت کافی، در پروژههای کلانِ حفاظت از منابع آب کار کنند. سرانجامِ این آزمایش، بزرگترین فاجعهای بود که آن سرزمین تا آن زمان به چشم دیده بود؛ فاجعهای که به قیمت جانِ دهها میلیون انسان تمام شد...
...
...اسناد این بایگانی عظیم و پرجزئیات [نویسنده پیشتر دربارهی آن توضیح داده است]، تصور ما را از «جهش بزرگ به پیش» یکسره برهم میزند. برای نمونه، پژوهشگران تا کنون برای برآورد شمار کل جانباختگان، چارهای جز تخمین و برونیابی بر اساس آمار رسمی جمعیت، از جمله دادههای سرشماری سالهای ۱۹۵۳، ۱۹۶۴ و ۱۹۸۲، نداشتهاند. برآوردهای حاصل از این روش، حاکی از رقمی بین ۱۵ تا ۳۲ میلیون «مرگ مازاد» است. اما گزارشهای تهیهشده در همان دوره توسط «اداره امنیت عمومی»، در کنار گزارشهای حجیم و محرمانهای که کمیتههای حزبی در اواخرِ «جهش بزرگ به پیش» گردآوری کردند، همگی از ناکافی بودن این محاسبات حکایت دارند و از فاجعهای با ابعادی به مراتب گستردهتر پرده برمیدارند. اسناد این کتاب نشان میدهد که بین سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲، دستکم ۴۵ میلیون نفر بیهوده جان باختند.
رویای دستیابی به فراوانی، نه تنها به یکی از مرگبارترین کشتارهای تاریخ بشر انجامید، بلکه خسارتی بیسابقه بر پیکرهی کشاورزی، تجارت، صنعت و حملونقل کشور به بار آورد. دیگ و تابه و ابزارآلات شخصی را به کورههای دستساز خانگی میریختند تا تولید فولاد کشور—که یکی از نشانههای سحرآمیز پیشرفت به شمار میرفت—افزایش یابد. شمار دامها به سرعت کاهش یافت؛ نه فقط به دلیل کشتار برای صادرات، بلکه چون با وجود طرحهای گزاف برای ساخت خوکدانیهای عظیمی که قرار بود سفره همگان را رنگین کند، گلهگله از بیماری و گرسنگی تلف میشدند. اتلاف منابع رواج یافت، زیرا مواد خام را به درستی تخصیص نمیدادند و مدیران کارخانهها برای بالا بردن آمار تولید، آگاهانه ضوابط را زیر پا میگذاشتند. در این تلاش بیوقفه برای افزایش تولید، همگان به ماستمالی و سرهمبندی روی آوردند و کارخانهها انبوهی از کالاهای بنجل تولید میکردند که بدونمشتری، در کنار خطوط راهآهن تلمبار میشد. فساد در تاروپود زندگی رخنه کرد و همهچیز، از سس سویا گرفته تا سدهای آبی را آلوده ساخت. نظام حملونقل، زیر بار تقاضاهای سرسامآور اقتصاد دستوری، به مرز فروپاشی رسید و سرانجام از هم گسست. کالاهایی به ارزش صدها میلیون یوان در غذاخوریها، خوابگاهها و حتی کف خیابانها انباشته شده بود و بخش بزرگی از آن به سادگی میپوسید یا زنگ میزد. تصور نظامی چنین ویرانگر و پراتلافی دشوار است؛ نظامی که در آن، درحالیکه مردم روستا برای یافتن ریشه، زمین را چنگ میزدند و گِل میخوردند، محصول غله در کنار جادههای خاکی رها شده بود تا بپوسد.
@EhsaneAzizi
Post #77
233
احسان عزیزی امروز رهبر چین در لباس مائو در کنار نسخههای دیگری از استالین و کیم جونگ ایل (رهبر سابق کرهی شمالی) کنار یکدیگر تداوم سلطه و رهبری میراث شوم کمونیستی خود را جشن گرفتند... جنگهای قرن بیستویکم [و شاید جنگ بینالملل سوم] بدون شک در سایهی بلندِ نحس همان…
- 👍 4