مدتیست که به دنبال نامی برای مجموعه کتابهایی هستم که در کتابستان برخط به انتخاب و با سرپرستی، نظارت و ویراست خودم منتشر میشوند. از طرفی نمیخواهم سختگیری کنم و حساسیت به خرج دهم و از طرفی نمیخواهم نام و عنوانی محدود کننده برگزینم؛ چراکه انتخاب این آثار برای ترجمه و انتشار تماماً برآمده از دغدغههای شخصی و پرسشها و مسائلی است که برایشان شور و شوقی دارم که چندان قابل بیان نیست. هرچند عوامل محدود کنندهی بسیاری مانع از آن است که تمام کتابهایی که برازندهی ترجمه و انتشار میدانم را در این برنامه بگنجانم. اما در نهایت فکر میکنم در حد بضاعت و تا جایی که بتوانیم این محدودیتها را فائق آییم، این کار را پیش خواهم برد.
امشب تقریباً به یک جمعبندی در مورد نام این مجموعه رسیدم که بهتر است منبعد در شناسنامهی کتابها و طرح جلدها هم درج شود: پرسش از تاریخ.
این البته عنوان جستاری بود که سال گذشته بدون برنامهریزی خاصی نوشتم و بهانهای بود و [همچنان] هست برای پرداختن به بسیاری از موضوعاتی که شاید جنبهای تاریخی داشته باشند اما بیش از هرچیز به اکنون و آیندهی ما مرتبطاند. تصور میکنم ما برای ساختن آیندهای بهتر و به جا گذاشتن گذشتهای که از آن شرمسار نباشیم، هیچ راهی نداریم جز پرسش از تاریخ. جز پرسش از خود، تاریخ خود و رجوع به هرآنچه گذشته است. ما به عنوان نسلهایی که هزینههای سنگینی بابت حماقتها و تندرویها و بزدلیها و توهمات گذشتگانمان پرداختهایم، امروز باید تاریخ خود را به پرسش بگیریم، اما نه برای بازگشت به آن و احیای هرآنچه در دل آن دوست میداریم - آنگونه که باستانگرایان و ایرانشهرگرایان در نظر دارند- بلکه برای فهم اکنون و درک زمینههای برسازندهی رنجها و زخمهایی که با پوست و گوشت و خونمان تجربه کردیم. و نه آنگونه که چپ به سراغ تاریخ رفت تا از آن درامی برای واپسزنی و انکار و نفی هرآنچه بوده است بسازد، تا بهانهای برای خشونتها و حماقتها و توحشهایش دست و پا کند، بلکه برای شناخت ترسها و اضطرابها و ضعفها و کاستیها و خطاهایی که غمنامهی امروز ما را رقم زده است. ما نیازمند پرسش از تاریخیم تا شاید بتوانیم غمنامهای که بر این تاریخ و بر سرگذشتمان گذشت را برای آیندگان به ارث بگذاریم تا شاید مانع از تکرار تراژدیهایی شود که این سرنوشت شوم را برایمان رغم زد.
دلیل دیگری که تصور میکنم این عنوان شاید متناسب با این مجموعه آثار باشد، ارتباط موضوعات و مضامین آثار با مسائل تاریخ است. مجموعهای که در آن شاید تمامی آثار لزوماً تاریخی نباشند (که تاکنون تقریباً تمامشان مرتبط بوده)، اما با موضوعاتی سروکار دارند که در نهایت بدون رجوع به تاریخ جوامع و سرگذشت ملتها نمیتوان به آنها پرداخت.
یکی از جدیدترین آثاری که همین یکی دو روز اخیر به دستم رسید و مترجم زحمت تحویل آن را کشید آزادی مدرن و ناخرسندیهای آن است. اثر پیِر مانه (Pierre Manent) فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی معاصر فرانسوی که در ایران کمتر شناخته شده است اما حرفهای بسیاری برایمان دارد.
در مورد این اثر هنگام انتشار آن به تفصیل صحبت خواهم کرد و خواهم نوشت. با اینحال معتقدم هیچ چیز مانند مواجهه با چنین آثاری عمق ماجرا و اصل مطالب را منتقل نمیکند. فعلاً دوست دارم از اینجا به بعد در طی ویراست کتاب برشهایی خواندنی از آن را با شما به اشتراک بگذارم و همزمان آرشیو مختصری از این برشهای ارزشمند اینجا داشته باشم و آنها را با هشتگ #برش گردآوری کنم.
خلاصه پرسش از تاریخ علاوه بر نام این مجموعه شاید همچنان سر تیتر جستارهایی باشد که اینجا برای خودم مینویسم تا سحر چه زاید باز... برویم سراغ کوتیشنهای تأمل برانگیز این کتاب که ویراستش را از همان ساعتهای اولی که به دستم رسید شروع کردم....
واپسگرایانی که پیشروی دموکراسی را پس میزنند، «نمیدانند چه میکنند یا چه میخواهند.» آنان درنمییابند که چگونه اندیشهها و عواطفِ خودشان دستخوشِ تحولِ ناشی از توفانِ دموکراتیک شده است. رؤیای آنان در بابِ آرمانشهری واپسگرا، که در آن «نابرابریهای طبیعی و ضروری» احیا میشوند، بهنحوی تناقضآمیز بر پیشداوریای دموکراتیک استوار است که به آنان امکان میدهد در شناختِ خود از سرشتِ راستینِ آدمیان، گزافهگویی کنند.
دوستان افراطی دموکراسی، خطرناکترین و ریاکارترین دشمنان آن هستند.
عناوین آثار این مجموعه تا اینجای کار (بهترتیب) از قرار زیر است:
آمادهی انقلاب(برپاییسوسیالیسم در جهان سوم)
فاشیسم و کمونیسم
دروغها، شورها، توهمات؛ تخیل دموکراتیک درقرن بیستم
گذشتهی یک توهم؛ جستاری درباب اندیشه کمونیسم در قرن بیستم
شورش (چگونه ضدلیبرالیسم آمریکا را دوباره از هم میپاشد)
تفکر درباب انقلاب فرانسه
آزادی و برابری (در دست انتشار)
بامداد ۹ شهریور ۱۴۰۴
@EhsaneAzizi