.
مدتیست که عکسهای جناب فرسانی را دنبال میکنم. آرشیو فوق العاده ارزشمندیست از زندگی روزمره مردم ایران در دهه های ۷۰ و ۸۰
همان سالهای بعد از انقلاب و جنگ. این تصاویر برایم روزهایی را زنده می کنند که در کوچه و خیابانها میدویدیم و زمین میخوردیم، سالهایی که هیچگاه تصورش را نمیکردیم روزی اینچنین در حسرت روند آرام و سوت و کورش باشیم...
همان آرامش نیه جان و سردی که از پی انزوای ایران بعد از آنهمه جان کندن ها آرام آرام میخواست به مردم بگوید که هنوز زنده اند. گوشه گیری و کنار نشیی کشوری که طی یک دهه دو ویرانی بزرگ، انقلاب و جنگ را تجربه کرد. حالا به دور از نظم و بازار جهانی، به دور از دنیای آزاد، فقط می خواست برای خودش چند صباحی نفس بکشد. انگار هنوز کسی نمیدانست دقیقا چه اتفاقی افتاده است. گویی همه مات و مبهوت و ناباورانه از دست داده هایشان، باخت ها و سوخت دادن هایشان را در پشت سر جستجو میکردند. یکی فرزند جوانش را، یکی پدرش را، یکی خانه و کاشانه اش، یکی کارخانه اش، و یکی وطنش که حالا دیگر قرار نبود هیچوقت پا در خاکش بگذارد. ایران در آن سالهای دهه ۷۰ چنان فرورفته در رخوت و کرختی و افسردگی بعد از جنگ بود که حماسه اش سوم خرداد بود و شادی اش در گل خداداد عزیزی خلاصه شد...
دهه ۸۰ از راه رسید و ما دهه شصتی ها حالا دیگر کمی بزرگتر شده بودیم. صدایمان کمکم داشت دو رگه میشد و بلوغ نوجوانی و تحرک و دویدن های در کوچه و خیابان ها و فرار از مدرسه... بازارهای کوچک، محله هایی که این روزها از قاب دوربین فرسانی مکس کرده اند و به آرشیو حافظه جمعی مان پیوسته اند... پیکان و بنرهای دست نویس، مانتوهای بلند و گشاد زنانه وشلوارها وپیراهن های گشاد مردانه. عروسی های پر رونق و بازارهای میوه و تره بار وفور از نعمت... آن روزها با اینکه پدرها و مادرهای بی حوصله و کم طاقت و مدرسه های پادگانی داشتیم و از معلم ها کتک می خوردیم، اما همچنان به دنبال زندگی می دویدیم. آن روزها از ایران هنوز خیلی چیزها باقی مانده بود. هنوز آب و زمین و هوا بیشتر بود و به قول فرهاد جیرجیرک در خاموشی ماه آواز میخواند.
رفت که رفت. کشوری و سرزمینی و ملتی تباه شد. نسل در پی نسل سرکوب شد، در مدرسه کتک خورد... حالا همین بچه های عکس های فرسانی در ۸۸ باتوم خورده اند، در ۹۸ تیر خورده اند و بچه هایشان را در خیزش مهسا از دست داده اند... حالا در آستانه قحطی و خشکسالی بزرگ، جولان جنگنده های اسرائیلی بالای سرش و فردایی که باید برایش کاری کند...
farsani
@EhsaneAzizi
Post #58
206
احسان عزیزی Photo
- ❤ 3
- 👍 2
- 🔥 1