TGViewer
احسان عزیزی احسان عزیزی @ehsaneazizi · 233 subscribers
Post #46 271
احسان عزیزی پرسش از تاریخ (بخش سوم) شیفتگان و آشفتگان احسان عزیزی
شیفتگان و آشفتگان

یکی از قطعات مفقود تاریخ معاصر ایران نسبت جریان‌های فکری و سیاسی و ایدئولوژیک در خارج از مرزهای ایران و تأثیر آن‌ها بر شخصیت‌ها و وقایع و تحولات ایران است. فرانسه همواره یکی از آن درگاه‌ها یا آستانه‌های مواجهه‌ی ایرانیان با جهان مدرن بوده است، کشوری که بسیاری از روشنفکران و فعالان جنبش مشروطه و دوران پهلوی در آن تحصیل و زندگی کرده‌اند، و به استناد یک پژوهش تاریخی، فرانسه رتبه‌ی دوم در تعداد سفرنامه‌نویسی درباره‌ی تهران را دارد.(۱) فرانسه به‌این دلیل که درگیری مستقیمی در تحولات ایران نداشت و از سوی دیگر رقیب جدی استعمار انگلیس بود، پایگاهی برای تحصیل و اقامت ایرانیان بود. از سال‌های پیش از مشروطیت تا دوران پهلوی دوم، آشنایی با زبان فرانسه جزو ملزومات اقشار فرهیخته و نخبگان ایرانی بود و در واقع زبان فرانسوی جایگاه سنتی زبان عربی را به عنوان زبان تخصصی اهل فضل، تصاحب کرد.

فرانسه جایی بود که شریعتی و جمالزاده‌، مارکسیسم و سارتر را به سوقات آوردند، و از همه‌ی این‌ها که بگذریم، کشور مبدعی بود که تنها شخصیت کاریزماتیک انقلاب ۵۷ از آن به ایران آمد! اما فرانسه‌ی پس از جنگ که تجربه‌ی تحولات ۱۹۶۸ را با دیگر کشورهای اروپایی رقم زده بود، چه می‌گذشت؟! تعامل‌های روشنفکران ایرانی و فرانسوی نسبت به تاریخ، فرهنگ و شرایط یکدیگر چه نقشی در جریان‌های فکری و تحولات داشتند؟! به‌نظرمی‌رسد تمام روندهایی که به انقلاب ۵۷ منجر شد، هنوز سویه‌های ناپیدای بسیاری دارد. ما با اشکال مختلفی از «بازنمایی‌های تاریخی» مواجهیم که زمان پرسش از آن‌هاست؛ بازنمایی‌هایی که حتی اگر حامل حقیقت و روایت‌های درستی درباره‌ی موضوع مورد مطالعه نداشته باشند، دست‌کم خطاها و کژاندیشی‌ها و برداشت‌های ناروا را که خود حامل واقعیت‌های دیگری است برملا می‌کند. (در یادداشت بعدی به این موضوع بازخواهم گشت). شاید بتوان از این منظر خوانش دیگری از گزارش‌های فوکو (به‌عنوان نمونه‌ای از این‌ بازنمایی‌ها) در دل وقایع ۵۷ داشت.

میشل فوکو در بحبحه‌ی انقلاب ۵۷ دو بار به ایران سفر می‌کند و محصول این سفر کتابی شد تحت عنوان ایرانیان چه رویای در سر دارند؛ گزارش‌های فوکو از مشاهدات و تجربیاتش در ایران بیش از آنکه نکته‌ی خاصی درباره‌ی آنچه در ایران درحال وقوع بود داشته باشد، بیشتر درباره‌ی شیفتگی‌ها و شیدایی‌های خودِ او از آنچه در پی چشم‌انداز پساساختارگرایانه‌اش و میل شدید او به «مقاومت در برابر قدرت» با ما سخن می‌گوید؛ شاید جذابیت خودِ عنوان «انقلاب» برای او کافی بود که در پس آن معنویت سیاسی‌ مطلوبش را جستجو کند که بسیاری از روشنفکران فرانسوی پیش از او و هم‌عصر او در کمونیسم به دنبالش بودند؛ آنچه این بورژوازاده‌ی فرانسوی منزجر از بورژازی را به ایران کشانده بود، شاید همان جستجوی عینی اشکال مختلف «مقاومت در برابر قدرت»ی بود که فتیش‌وار در هر شکل و جغرافیایی به دنبالش می‌گشت، خصوصاً اشکال تکینه و طرد شده‌ از جهان مدرن که او می‌کوشید با روش تبارشناسانه‌اش کلان‌روایت مدرنیته را با بیرون کشیدن روایت‌های متکثر فرهنگ‌ها از دل تاریخ در هم بشکند.

تشیع به‌عنوان مذهب اقلیت و حاشیه‌ای در بین کثیر میلیون‌ها مسلمان برایش جذابیت داشت، درواقع مسلمانِ غیرسنی غیرعرب، شکلی از هویت حاشیه‌ای، برایش جذابیتی دارد که ناشی از رویکرد تبارشناسانه‌اش به تاریخ است: «سرنوشت عجیبی دارد ایران. در سپیده‌دم تاریخ، این کشور دولت و سازمان اداری را پدید آورد؛ بعدها نسخه‌ی آن را به اسلام سپرد و مقامات ایرانی در سمت‌های دیوانی به خدمت امپراطوری عربی درآمدند. اما ایران از همین اسلام، مذهبی بیرون آورده است که در طول قرن‌ها، به هرچیزی که می‌تواند از اعماق وجود یک ملت با قدرت دولت دربیفتد نیرویی مقاومت‌ناپذیر بخشیده است.»(۲) وجه دیگر این جذابیت همان نیروی مقاومت‌ناپذیری است که در این معنویت سیاسی نهفته است و رؤیای مارکسیستی- آنارشیستی‌اش را تحقق می‌بخشد: «در برابر قدرت‌های مستقر، تشیع پیروان خود را به‌نوعی بی‌قراریِ مدام مسلح می‌کند و در ایشان شوری می‌دمد که هم سیاسی و هم دینی است...»

او که عمرش به سرنوشت امروز این انقلاب قد نداد، شوق و رویای وافرش نسبت به فروپاشی هرگونه سلسله‌مراتب و ساختار قدرت را چنین شیفته‌وار در مرجعیت دینی شیعیان می‌یابد: «در نتیجه به‌نوعی سازمان‌دهی خاص می‌ر‌سیم. در روحانیت شیعه، مرجیعیت دینی سلسله‌مراتب نیست. هرکسی تنها از مرجعی پیروی می‌کند که خود بخواهد. آیات عظام امروزی را که در برابر شاه و پلیس و ارتش او ملتی را یکپارچه به خیابان‌ها کشانده‌اند، هیچ‌کس بر مسند ننشانده است؛ بلکه مردم به ایشان گوش کرده‌اند». اما چرا کسی نپرسید که این شور و شعف نسبت به «یکپارچه به خیابان‌ها آوردن ملتی» در فوکو از کجا آ‌مده بود؟!
@EhsaneAzizi
More from @ehsaneazizi
  1. Oct 9, 2026«چرا امروزه ایدئولوژی چپ و روشنفکر چپ‌گرا از جایگاهی ویژه برخوردارند؟ پاسخ این است که آخری…
  2. Oct 9, 2026بلأخره پس از دوسال کلنجار با این متن، این کتاب هم منتشر شد. اما متأسفانه همان‌طور که انتظا…
  3. Oct 9, 2026و ناگهان انقلاب... من به همراه چند تن از رهبران انقلاب کمونسیتی درحال برنامه‌ریزی برای رها…
  4. Sep 25, 2026نامه‌هایی به #مارکو بدون شماره، با تاریخ مارکو، از قضا نامت هم‌نام آدم‌هایی شد که در خبرها…
  5. Sep 13, 2026بلاتار شاعرانه از دیوار و پنجره، تاریکی و نور در سینما و در قالب تصویر حرف می‌زند. پنجره ا…
  6. Sep 5, 2026دفاع یوسف اباذری از چپ‌ها، در برابر شعار "چپ هرگز نفهمید" خودش سند دیگری شد بر نفهمی چپ‌ها…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →