.
استبداد و واپسروی و خشونت چهره های متفاوت و نام های مختلفی دارد.
هیچ چیز مانند این سطح از بیگانگی عده ای با سرزمین خویش و سرسپردگی به قوم گرایی آینده ایران را تهدید نمی کند.
چنین وضعیتی نشان از پیشروی جدایی طلبان با هدف چندپارگی ایران چه در قامت حکومت و چه در قامت اپوزیسیون و شیخ های عرب و لشگر رسانه ایشان است.
عریانی این سطح از انزجار و تنفر از مفهوم و عبارت «لیبرال»، خود برای فرورفتن عده ای در دومینوی تولید نفرت و خشونت کافیست، برای رفتن به سمت هر مسیری جز «آزادی» و متمدن شدن جامعه و مهار حکومت.
امروز هیچکس مسئولیت رساندن کشور به چنین شرایطی را نمی پذیرد و درحالی این نشانه ها را میبینیم که مجالی برای گفتگو درباره شان نیست، و این غیاب جامعهی مدنی و نهادهای مستقل فرصت بازتولید قوم گرایی و انواع گرایشهای افراطی را می دهد.
انتشار کتاب و سخن به میان آوردن درباره کمونیسم و مارکسیسم ( و اساسا جنبش چپ) در ایران و دیگر نقاط دنیا به این معنا نیست که این جنبش در متن جامعه مانند دهه های منتهی به انقلاب ۵۷ حضور دارد و تٱثیرگذار است، بلکه برعکس، اکثریت مطلق جامعه ایران از این جنبش عبور کرده، اما ضرورت پرداختن به این موضوع به دو دلیل است:
۱. پرسش از تاریخ و عملکرد این جنبش در سطح پراکسیس، و تبیین و فهم بهتر مقاطع و حوادث مختلف تاریخ معاصر ایران تا به امروز. انتظار پاسخگو کردن و توضیح خواستن از چنین جریان هایی و پذیرش مسئولیت های تاریخی شان در رقم خوردن حوادث و وقایعی که در آن نقش داشته اند انتظاری نیست که این جماعت با چنین سطحی از خشونت و فهم از تاریخ و مسائل و مفاهیم بتوانند از پس آن برآیند.
۲. پیشگیری از تکرار خطاهای گذشته و ممانعت از آدرس های غلط دادن به جامعه توسط فعالان سیاسی سمپاد چپ و به بیراهه بردن آینده ایران، بخصوص در مقاطع بحرانی و نامتعین آینده که پیش روی کشور خواهد بود.
تصویر: کامنتی درباره کتاب گذشته یک توهم در گروه تلگرامی کانال زیر سقف آسمان.
۲۰ مرداد ۱۴۰۳
@EhsaneAzizi
Post #31
113
احسان عزیزی Photo