میراث چپ
ظاهراً انتشار «گذشتهی یک توهم» فشارهای زیادی بر متوهمان و فرومایگان چپ ایرانی آورده است که توان مواجهه با آن را ندارند. برهم زدن جلسهی معرفی، نقد و بررسی کتاب توسط حواریون اسطورهی سرطانی چپ با آن میزان از توحش غیرقابل پیشبینی نبود.
معنا و مفهوم اتفاقی که شب گذشته در باشگاه اندیشه افتاد برای من چیزی بیش از توهین و حملهور شدن به میهمانان و سخنرانان جلسه و برهم زدن جلسه بود. حملهور شدن عدهای در جلسهی نقد کتاب و داد و فریاد کردنها و ضرب و شتم سخنرانان جلسه، در وهله اول اعلام ورشکستگی مجدد و میخ دیگری بر تابوت چپ بود، و دوم حمله به «گفتگو» و «نقد و پرسشگری». اینها فضولات برجای مانده از همان جماعتیاند که اگر امکانش را داشته باشند چندین هزار جلد کتاب را یکشبه میسوزانند و بسیاری را به شدیدترین شکل سرکوب میکنند.
اسطورهی چپ در ایران هنوز سینهچاکان دگماتیسم و مرتجعین متوحشی دارد که به هیچ امر اخلاقی، مدرن، دموکراتیک و عقلانی قائل نیستند. مجانین و شیفتگان و مفتونشدگانی که نه شأن کتاب و جلسهی کتاب را میشناسند و نه منزلتی برای گفتگو و دیالوگ قائلاند. آنها هیچگاه توان رویارویی با واقعیتهای وجودی خود و چیزی که از آن طرفداری میکنند را ندارند، و این یکی از ابعاد مرموز این اسطوره است که فوره در این اثر سترگ به آن پرداخته است.
چنین اتفاقاتی نشان میدهد که جنبش چپ در ایران و وارثان آن هنوز همان توحش و خشم و نفرت و انزجاری که از «آزادی» و «دموکراسی» دارند را بدون لکنت فریاد میزنند. که «چپ» هنوز مشتی ناتوان ذهنی و روحی و فکری را گردهم میآورد تا گذشتهی سراسر خونبار خود را تکرار کند. تجمیع جماعتی شکستخورده با انباشتی از کینهها و عقدهها. چنین است میراث چپ. میراثی که در آن جز زبان خشونت و پرخاش چیزی برنمیتابد، با انباشتی از شکستها و آرزومندیهای مذبوحانهای که مدام از کثافت خود تغذیه میکند.
در آخر، این حادثه نشان داد این کتاب در زمان و مکان درستی منتشر شده است و هدف گیری کاملا صحیحی داشته، دیگر ذره ای تردید درباره اثرگذاری آن در آینده و کارآمدی اش برای محققان و نسلهای فردا ندارم.
۱۸ مرداد ۱۴۰۳
بازنشر با دو روز تاخیر
@EhsaneAzizi
Post #29
132