انقلاب مشروطه، روشنفکران ایرانی و آیندهی ایران
چهاردهم مرداد ماه سالروز صدور فرمان تشکیل مجلس توسط مظفرالدین شاه قاجار است (که به عنوان فرمان مشروطیت شناخته میشود)؛ . نسبت ما و اکنون ایران با مشروطیت، آرمانها و اهداف آن چیست؟! هرچند چنین پرسشی را باید در قالب یک کار پژوهشی و محققانه پاسخ داد اما آنچه اهمیت دارد تصویر و فهمی است که نسلهای پس از انقلاب ۵۷ از مشروطیت، زمینه و زمانهی آن دارند؛ فهمی که اغلب به واسطهی تأثر از ایدهها و ایدئولوگهایی میآید که هم زمینههای انقلاب ۵۷ را فراهم کردند و هم پس از انقلاب کرسیهای دانشگاههای علومانسانی را اشغال کردند بدون آنکه دستاوردی در راستای فهم درست از مشروطه و انتقال آن به نسلهای بعد داشته باشند.
روشنفکران ایرانی و اساتید علومانسانی بهجای مواجهه با پدیدهی مشروطیت، آن را از پشت عینک ایدئولوژیهای ضدمدرن، سنتگرا، بومیگرا و دینی دیدند. نسل مشروطهخواه ایرانی هرچند دستوپاشکسته در تلاشی مذبوحانه کوشیدند تا حکومت قانون، جامعهی مدنی، دولت مدرن و مردمسالاری سکولار شکل دهند، اما مسیر به دلایل مختلف به بیراهه رفت. با اینوجود هرآنچه امروز در ایران از نهادهای مدرن و مدنی وجود دارد، سرآغازش را میتوان در کوششهای مشروطهخواهان ردیابی کرد، اما این مسیر با گسستی روبرو شد که سرانجامش امروز ایران است.
امروز باید پرسید چرا جنبش مشروطه و مشروطهخواهی قوام و دوامی که «باید» میداشت را نداشت؟! کداومین علل و عوامل داخلی و خارجی بر ایجاد گسست میان آرمانها و اهداف مشروطیت با آنچه در تاریخ رخ داد تأثیرگذار بودند؟! امروز وظیفهی نسلهای پس از انقلاب ۵۷، این بزرگترین و بیسابقهترین واکنش مالیخولیای جمعی به مدرنیته در ایران است که به جنبش مشروطه و آرمانها و اهداف آن بازگردند و از پدران بنیانگذار ایران مدرن(۱) بپرسند که چه بود و چگونه گذشت؟! چرا و چگونه؟... مشروطیت را میتوان میزان تاریخ ایران مدرن در نظر گرفت، قطبنمایی که مسیر راه را نشان میدهد، اما نه چنان قبلهای که سلطنت طلبان از آن ساختهاند تا آن را بهانهی احیای نهاد سلطنت کنند؛ بلکه چنان تجربهای که باید در فراز افق و اکنون ایران بازخوانی شود. اهمیت بازخوانی این داستان مفصل در اکنون ایران معنای تازهای به آن میبخشد که میتواند چراغ راه آیندهی ایران باشد.
در پرتو تجربیات امروز است که معنا و اهمیت صدور فرمان مشروطیت توسط شاهی از سلسله شاههای مستبد دوران قاجار را میتوان بهتر درک کرد و فهمید. در این نسبت است که پرسش از گذشته و حال معنای تازهای به ما میدهد. کدام ولی فقیه، کدام ولیامر و کدامین نهاد و حکومت مطلقه حاضر به صدور فرمانی مشابه خواهد بود؟! کدامین نظام سیاسی و کدامین شاه و رهبر و رئیس جمهور در اکنون ایران حاضر میشد رفراندم برقرار کند و اگر نه کل حکومت، که دست کم بخشی از آن را در یک فرآیند دموکراتیک تقدیم مردم و حاکمیت قانون کند؟!!
آیندهی ایران را بدون بازخوانی گذشته و تأمل دربارهی مهمترین رخدادهای سیاسی و تاریخی آن از جمله جنبش مشروطیت نمیتوان ترسیم کرد. امروز باید در مقابل اقتدارگرایی و یکصدایی شاهطلبان و رهبرطلبان ایستاد و حکومت قانون و مجلس شورای ملی را غایت آیندهی ایران در نظر گرفت.
۱. اصطلاحی از فرهاد سلیمان نژاد که دربارهی مهمترین شخصیتهای مشروطیت به کار برده است.
۱۴ مرداد ۱۴۰۳
@EhsaneAzizi
Post #28
115