برآیند انتخابات۱۴۰۳
حرف آخر را اول میزنم که پیروز نهایی این انتخابات ملت ایران در حماسهی «نه به انتخابات» صوری بود. نرخ مشارکت همچنان زیر ۵۰٪ (با احتساب دستکم اندکی دستکاری آمارها). اما چند نکتهی آموزنده از این تجربه:
۱. بخش بسیار بزرگی از جامعهی ایران از جمهوری اسلامی عبور کرده است، چنان عبوری که بدون فراخوانهای گسترده و بدون فعال شدن بدنههای اجتماعی مخالفان و اوپوزیسیون نامنسجم (آنگونه که در جنبش مهسا فعال شده بودند) تحریمی گسترده و بیسابقه شکل گرفت. یک «نه» بیسابقهی برآمده از وجدان انسانی و جمعی در مسیر ابداع آیندهای دگرگونه (هرچند دشوار و مبهم).
۲. سناریوی ترس (داستان نخنمای بد و بدتر) که رژیم تدوین کرده بود و تا حدی برای اقشار کمتر سیاسی و تحتفشار طبقهی متوسط آنهم با گلو دریدنها و انشاء نویسیهای بخشی از نخبگان یا دقیقتر روشنفکران ارگانیک و وابسته به رژیم جواب داد. به همین دلیل مشارکت در دور دوم اندکی بخصوص در کلانشهرها بیشتر بود.
۳. اگر از این قشر خاکستری کمرنگ که چندان تمایلی برای پرداختن هزینههای تغییر ندارد بگذریم، بخش اعظم رأی دهندگان کارکنان دولت، نیروهای مسلح، ارگانها و نهادهای وابسته به حاکمیت و مزدبگیران بخش نیمهخصوصی (خصولتی) بودند. در نتیجه همین بخش اعظم نیز احتمالاً دو انگیزه برای مشارکت در دور دوم داشت: 1. ترس از دست دادن موقعیت شغلی و فشارهای ساختاری برای رأی دادن؛ 2. مجدداً ترس از روی کار آمدن جلیلی. بماند که منشأ این ترس دوم از کجا و چقدر واقعی بود... در نتیجه از بررسی میزان مشارکت در هر دو دوره میتوان جمعیت ولایی کشور (آن اقشار سنتی-مذهبی غیر وابسته) و وابستگان مستقیم را برآورد کرد. میزان مشارکت انتخابات اسفند ۱۴۰۲ نیز دادههای خوبی برای این مهم در اختیارمان قرار میدهد.
۴. با احتمال بسیار زیاد میتوان گفت این آخرین انتخابات جمهوری اسلامی با ساختار و الگوریتم قدرت به شکل کنونی آن بود. هرکس از صندوق به رأی مردم یا خواست حاکمیت درآید، ۴ سال مملو از تنشهای بیشتر در تمامی حوزهها پیشرو داریم. اصلاحطلبان و روشنفکران و فعالان ارگانیکشان قطعاً در دور بعد تن به بازی خواهند داد و همین بازی و سناریو را با تأیید بیت ادامه خواهند داد؛ با این تفاوت که در دور بعدی انتخابات عملاً ورشکستههای تمام عیاری هستند که در همین میزان نیز نمیتوانند به میزان مشارکت بیافزایند. حیات این گروه (به معنای اثر گذاری در میزان آراء) عملاً پایان یافت.
۵. از همه مهمتر: حتی اگر نرخ مشارکت از دور اول نیز کمتر میبود، چیزی از اهمیت این موضوع نمیکاست که از فردای این انتخابات باید به سمت آلترناتیو مشخص و سازمانیافته رفت. مردم هنوز آلترناتیو مشخصی برای فردای ایران نمیبینند، اکنون نوبت گفتگوهای جدی و دائمی بین تمامی طیفهای اوپوزیسیون و فعالان در داخل و خارج است. به نظرم ایدهی «از تاجزاده تا شاهزاده»ی مهدی نصیری ایدهی خوبی برای جدیتر شدن این گفتگوها و رسیدن به آلترناتیو نسبتاً مشخص است.
۱۶ تیر ۱۴۰۳
@EhsaneAzizi
Post #26
123