بهنظرم مهمترین ویژگی انتخابات 1403 نه خود این رویداد، که واکنش روشنفکران ایرانی به این رویداد بود. معتقدم روشنفکران و اساتید و شخصیتهای به اصطلاح آکادمیک در درک و تحلیل مسائل، [دستکم] از بخشی از جامعهی ایران عقباند، از درک و شعور و خواستههای بخش اعظمی از جامعه (بخصوص جوانان) باز ماندهاند و از آنها غافلاند. این امر دلایل متعددی دارد که بعداً باید به آن پرداخت، اما بهرغم تمام تجربیات سه دههی اخیر (از دوم خرداد 76 تا به امروز) اینبار هم در فاصلهی کوتاه یک اکثریت دانشگاهی و چهرههایی از طیفهای مختلف چپ و راست، طرفداران بازار آزاد و مارکسیسم و توسعهطلب و غیره پشت یک کاندید مطیع رهبر و مومدست بیت صف کشیدند.
این انتخابات [شاید] لحظهای از تاریخ مقاومت مردم ایران در برابر استبداد دینی است که در آن تمامی مرزبندیها کاملاً مشخص شد و تمام افراد از تمامی طیفها و گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی و غیره با مختصات دقیق جغرافیایی مشخص کردند که کجا ایستادهاند. مرادم این نیست که هرکس در انتخابات شرکت کرد شَرّ اعظم و مطلق است، بلکه انتخابها و استدلالهای افراد برای مشارکت و بخصوص دعوت دیگران برای رأی دادن یا حتی رأی ندادن، جوهر و عیار درک آنها از مسائل را بدون هیچ ابهامی مشخص کرد.
مشخص شد که از یکسو درک و انتظار افراد از تغییر چیست، مبنای تمامی ادعاهای آنها دربارهی توسعه، دموکراسی، عدالت و تمامی مفاهیمی از این دست چیست؛ مشخص شد که برخلاف دستکم بخش بزرگی از جامعهی ایران که تکلیفاش با خودش روشن است و یک «نه» بزرگ تاریخی به وضع موجود و ساختار موجود گفته است، برخی از همین به اصطلاح روشنفکران چطور حاضرند بر مواضع تکراری و بیحاصل خود پافشاری کنند.
فراموش نمیکنم که بعد از اعتراضات دی 96 یوسف اباذری در یک سخنرانی صحبت از «کودک شدن مردم» کرد و چطور با تحقیر معترضان بهخاطر سر دادن شعار «رضا شاه روحت شاد» ادعا کرد که «این را فقط نسلی میتواند بگوید که هیچ چیز از تاریخ ایران نمیداند!»؛ تاریخ نشان خواهد داد و روایت خواهد کرد که چه کسی و چه کسانی چه چیز از تاریخ ایران میدانستند و چه درکی از شرایط ایران در زمانهی خود داشتند.
15 تیر 1403
@EhsaneAzizi
Post #22
93