آیندهی ایران در جدال نفت و دموکراسی
نفت و بقای رژیمهای استبدادی (بخش سوم و پایانی)
این همان وضعیتی است که دربارهی ایران میتوان هم در دوران پهلوی و هم ۴۷ سال اخیر از آن تحت عنوان «انسداد ساختاری برای تغییر» یاد کرد. وضعیتی که در آن از طرفی حاکمیت حاضر نیست منابع نفتی را در خدمت دموکراتیزاسیون و توسعه در حوزههای مختلف قرار دهد، و همزمان حاضر به ترک موضع قدرت و حتی عقبنشینی مواضع خود به نفع گروههای سیاسی رقیب برای ایجاد تغییرات حداقلی هم نیست. بنابراین، باتوجه به وقایع خونینی که از آبان ۹۸ آغاز شد، و اکنون به خونبارترین اعتراضات مردمی در دیماه ۱۴۰۴ منتهی شد، باتوجه به چنین ساختار و وضعیتی، پرسش اصلی این است که چه آیندهای در انتظار ایران است؟! بهویژه در شرایطی که بهنظر میرسد با دخالت نیروهای خارجی هرگونه تحولی همزمان خشونتبار و بسیار سریع خواهد بود! در واقع باوجود دو متغییر اصلی «خشونتآمیز بودن» و «تغییرات سریع ساختار سیاسی»، در چنین بستری (دولت مبتنی بر منابع سرشار زیرزمینی یا همان خودکامگی نفتی) فارغ از اینکه شکل حکومت بعد از دوران گذار پادشاهی باشد یا جمهوری، آیا اساساً امکان برقراری دموکراسی و جامعهای آزاد و رو به توسعه در همهی زمینهها، وجود خواهد داشت؟! نباید فراموش کرد که این وضعیت نتیجه و پیامد رفتار حاکمیت مستقر است که همزمان هم راه تغییرات تدریجی و بدون خشونت را مسدود کرده است، و هم شرایط و مناسبات لازم برای تغییرات خشونتبار و سریع را رقم زده است.
پ.ن:
۱. فایل متن اصلی مقاله را در ادامه برای علاقهمندان ضمیمه میکنم.
۲. مطالب بیشتر دربارهی این موضوع:
اقتصاد مستهلک ایران؛ بیست سال اشتباه راهبردی (مصاحبه با مسعود نیلی)
تئوری و پراکسیس انتخابات (خودکامگی نفتی)
چند لحظه پیش از گلوله: دربارهی زمینهی اجتماعی حوادت دیماه ۱۴۰۴
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
@EhsaneAzizi
Post #154
376
احسان عزیزی آیندهی ایران در جدال نفت و دموکراسی نفت و بقای رژیمهای استبدادی( بخش 2 از 3) وقتی ثروت نفت افزایش مییابد، رژیمهای استبدادی در برابر تهدید نیروهای سیاسی رقیب مقاومتر میشوند، شاید با قادر ساختن رژیم به خرید حمایت مداوم ارتش و نیروهای نظامی. [درمورد ایران…