آیندهی ایران در جدال نفت و دموکراسی
نفت و بقای رژیمهای استبدادی( بخش 2 از 3)
وقتی ثروت نفت افزایش مییابد، رژیمهای استبدادی در برابر تهدید نیروهای سیاسی رقیب مقاومتر میشوند، شاید با قادر ساختن رژیم به خرید حمایت مداوم ارتش و نیروهای نظامی. [درمورد ایران بنگرید به درآمدهای بیسابقهی نفتی در دولتهای اول و دوم احمدینژاد و روحانی که میتوان بر این مبنا وقایع سال ۸۸ را بهتر تبیین کرد. در بین دولتهای پس از انقلاب، درآمد نفتی دولت بنیصدر طی یکسال فعالیتش حدود ۰٫۰۸۳ هزارمیلیارد تومان، درآمد هشت ساله دولت موسوی، ۰٫۸۸۶ هزارمیلیارد تومان، درآمد هشت ساله دولت هاشمی رفسنجانی ۱۳ هزارمیلیارد تومان، درآمد هشت ساله دولت خاتمی ۸۶ هزارمیلیارد تومان، درآمد هشت ساله دولت احمدینژاد به رقم بیسابقهی ۴۹۴ هزارمیلیارد تومان میرسد و این رقم تا پایان سال ۱۳۹۶، یعنی درآمد پنجساله دولت روحانی به ۵۳۹ هزارمیلیارد تومان میرسد. بر این اساس دولتهای احمدینژاد و روحانی رکورددار افزایش درآمدهای نفتی هستند. دقیقاً در همین لحظه (از سال ۱۳۹۶ به بعد) است که مجموعهی حاکمیت و هستهی سخت قدرت بهشکلی مانع از آن شد تا جبههی اصلاحطلب تداومی در حضور در دولت و مجموعهی حاکمیت داشته باشد. از اینرو هزینههای سیاسی و اجتماعی وقایع ۸۸ و پس از آن ناامیدسازی جامعه از صندوقهای رأی برای ایجاد تغییر در سالهای ۱۴۰۰ به بعد، برای هستهی سخت قدرت مقرون به صرفه بود.]
مطابق با این تفسیر، نویسندگان شواهدی پیدا میکنند که نشان میدهد درآمد نفت، هزینههای نظامی را در دیکتاتوریها افزایش میدهد. [به این معنی منافع حکومت و جامعه از یکدیگر جدا میشوند. از همینرو شاید بتوان تمرکز هستهی سخت قدرت و هیئت حاکمه بر برنامههای هستهای و موشکی و حتی منطقهای را بهتر فهم کرد و توضیح داد. وفور درآمد نفتی مانع از آن شد تا مسیر تحولاتی که مد نظر جامعه است تداوم یابد و سبب شد که هستهی سخت قدرت، تنها مسیر تأثیرگذاری جامعه بر حکمرانی از طریق دولت منتخب، یعنی انتخابات ریاست جمهوری و مجلس و غیره را نسبتاً مسدود کند. هرچند تلاشهای جامعه در جهت منتفع شدن از این درآمدها سیاستهای پوپولیستی احمدینژاد در برنامهی هدفمندسازی یارانهها تجلی مییابد، نه برای مثال در تشکیل دولتی که دموکراتیزاسیون از طریق قوام و دوام یافتن جامعه و تشکلهای مدنی و آزادی مطبوعات اولویتش باشد.] نویسندگان همچنین شواهدی پیدا میکنند که نشان میدهد میانگین بالاتر ثروت نفتی با کاهش چشمانداز دموکراتیزاسیون مرتبط است، که با بسیاری از منابع علمی سازگار است. [در حقیقت حاکمیت و دقیقتر، هستهی سخت قدرت، منابع وافر را در جهت تثبیت و تداوم اهداف و سیاستهای مد نظر خود بهکار میگیرد و مقاومت شدیدی در برابر توسعهی سیاسی و مدنی و نهادهای دموکراتیک نشان میدهد.]
پیام اصلی این مطالعه این است که افزایش ثروت نفت در طول زمان به دیکتاتوریها کمک میکند تا به قدرت خود ادامه دهند. با این حال، نویسندگان معتقدند که این بدان معنا نیست که نفت برای شهروندان کشورهایی که از آن برخوردارند، نفرین است. اگرچه چنین شهروندانی ممکن است در یک دموکراسی وضعیت بهتری داشته باشند، اما ممکن است در کشوری که یک دیکتاتوری به سرعت و اغلب خونین، جانشین دیکتاتوری دیگری میشود، وضعیت بدتری داشته باشند.
گذار از استبداد به استبداد چیزی فراتر از جایگزینی یک دیکتاتور با دیکتاتور دیگر است. این گذارها که اغلب خشونتآمیز هستند، میتوانند منجر به تحولات اجتماعی بزرگ و همچنین تغییر سرنوشت برای حامیان دیکتاتوری سرنگونشده شوند. برای مثال، در سال ۱۹۵۹، شورشی به رهبری فیدل کاسترو، دیکتاتوری فولخنسیو باتیستا را در کوبا سرنگون کرد و منجر به مصادرههای گسترده، تبعید بسیاری از طبقات بالا و متوسط کوبا و جایگزینی عمده ارتش توسط ارتش شورشی شد. بسیاری از گذارهای استبدادی به طور مشابه برای حامیان رژیم سابق مخرب هستند. بنابراین، از رهبران رژیم انتظار میرود که به همان اندازه که در برابر دموکراتیزاسیون مقاومت میکنند، در برابر چنین برکناریهایی نیز مقاومت کنند.
ادامه مطلب در پست بعدی
@EhsaneAzizi
Post #153
269
احسان عزیزی آیندهی ایران در جدال نفت و دموکراسی #نفت و بقای رژیمهای استبدادی (بخش 1 از 3) رخدادهای تاریخ معاصر ایران چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت، و آخرینِ آن اعتراضات خونبار دیماه ۱۴۰۴ نشان داده است که آیندهی ایران در کوتاه مدت و بلند مدت دستخوش تغییراتی خواهد…
- ❤ 2