زمانی در دانشگاه استادم بود و از او میآموختم.
رتبهی استادیاش بالا بود.
همواره و همیشه دم از تکثر فکری و فرهنگی و سیاسی جامعه زده و از آن طرفداری کرده است.
همواره خود را مدافع حقوق اقلیتهای قومی و دموکراسیخواه معرفی کرده است.
در بین جامعه به عنوان روشنفکری که سمت مردم ایستاده شناخته میشد.
امروز اما بخشی از جامعه را با توهین و تحقیر خطاب میکند.
امروز اما در عمل مردود است.
امروز در عمل طرفداری و پایبندی به اصول و ارزشهایی که دربارهاش نوشته و سخن گفته به آزمون محک میبینیم.
مانند آب خوردن حاضر است کسانی که دقیقاً مخالف او فکر میکنند را «علف هرز» بخواند و مطلقاً نمیتواند این حق را برای عدهای قائل باشد.
امروز نظر مخالف را برنمیتابد.
مایه تأسف است.
«فاشیست» یا «علف هرز» چندان تفاوتی ندارد. آنکه میگوید بیش از مخاطب سوژهی پرسش و تأمل است. مسأله همین نظام خشونت نهادینه شده است.
این جامعه بزرگتر ندارد. هیچ تجربه و تاریخ و سرگذشتی از دموکراسیخواهی و آزادیخواهی ندارد. تاکنون هرچه بوده تقلای سادومازوخستی برای فرار از مسئولیت سنگین آزادی بوده. این جامعه در ربع ابتدایی قرن بیستویکم هنوز در بلاهت و دگماتیسم پدرسالارانه و کودکانهی خود دست و پا میزند.
این جامعه جز زخم و رنج و آسیب و خونریزی هیچ تجربهی خوشآیندی از آزادی و مدنیت و مدرنیته و رفاه و توسعه ندارد. یک سادومازوخیسم فراگیر و تاریخی و فرهنگی. این هم از حال و روز روشنفکر ایرانی بعد از اینهمه تجربه و آزمون و خطا...
باشد که روزی کودکان و فرزندانمان این روز و روزگار را فقط در کتابهای تاریخ بخوانند و دربارهاش بدانند.
۱۸ دی ۱۴۰۴
@EhsaneAzizi
Post #150
2.97K
زیر سقف آسمان پهلویگرایی که همچون علف هرز در حال تکثیر است
- 👍 9
- ❤ 7
- 👎 5