«همیشه ترجیح دادهام با سارتر بر خطا باشم تا با آرون بر حق.»
چند سال پیش بهطور اتفاقی از کسی شنیدم که یکی از فرزندان سارا شریعتی برای دریافت بورسیه از یکی از دانشگاههای فرانسه، فیش حقوقی مادرش را - به عنوان استاد دانشگاه تهران - به دانشگاه فرانسوی ارائه کرده بود تا نشان دهد که استطاعت مالی برای پرداخت شهریه تحصیل در فرانسه را ندارد. در آن زمان قیمت دلار (شاید) بین 8 تا 15 هزارتومان بود. ظاهراً واکنش دانشگاه ترحمبرانگیز بوده است که چرا یک استاد دانشگاه در ایران حقوق دریافتیاش انقدر اندک است. خلاصه فرانسویها دلشان برای نوهی علی شریعتی سوخته بود و ظاهراً به او فاند داده بودند. (از صحت این نقل قول که بهواسطهی دوستان سارا شنیدم مطمعن نیستم) اما ماجرا نمیتواند به دور از واقعیت باشد، ضمن اینکه هیچ دلیلی وجود ندارد که یکی از شاگردان (مریدان) سارا خانم بخواهد از روی غرض این خاطره را نقل کند.
این خاطره را نقل کردم که هم یادی کنیم از داغ بودن بازارها و بزرگ بودن اعداد سکه و دلار و تورمی که در ماتحت ملت جولان میدهد و همچنان آینده را برای مردم تیرهوتار میکند؛ و هم یادی کنیم از حضراتی که خیر سرشان در خارجه تحصیل کردند و جریانهای روشنفکری که زمینهساز این روزگار سیاه شدند. مردمی که روزی از جیبشان برای تحصیل علی شریعتی در دانشگاه سوربون خرج کرده بودند و حکومت پهلوی که در آن زمان امثال شریعتی را برای تحصیل در دانشگاههای خارج از کشور فول فاند کرده بود. حالا البته نوش جان فرانسویها که باید از جیبشان خرج کنند تا نوهی او در آنجا همچنان تحصیل کند تا راه علی و سارتر و فوکو را ادامه دهند.
این روزها درحال ویرایش کتاب «رمون آرون و اندیشهی لیبرال در سدهی بیستم» هستم که امیدواریم با این وضع قحطی کاغذ همچنان منتشر شود. این بخش از کتاب که بیمناسبت با این خاطره نیست را در ادامه میآورم تا یادی کنیم از شیفتگی شریعتی به سارتر و آن جملهی مشهور که در سخنرانیها و نوشتههایش با افتخار تکرار میکرد:
در گیرودارِ رویدادهای مه-ژوئن ۱۹۶۸، ژان-پل سارتر مقالهای به نشریهی «لو نووِل اُبسرواتور» سپرد که در آن پیشنهاد شده بود ریمون آرون را در راهروهای دانشگاهِ سوربُن برهنه بگردانند. سردبیرانِ نشریه از وقاحتِ این نوشته به شگفت آمدند، اما تصمیم گرفتند بههر روی آن را منتشر کنند، چرا که سانسور کردنِ سارترِ کبیر، امری ناممکن بود. ژان دنیل، سردبیرِ «لو نووِل اُبسرواتور»، بعدها برای عذرخواهی با آرون تماس گرفت، اما با بیاعتناییِ او روبرو شد. دنیل هنگامی که این ماجرا را برای نویسنده، کلود روآ، بازگو میکرد، با طعنه گفت: «همیشه ترجیح دادهام با سارتر بر خطا باشم تا با آرون بر حق.» چند هفته بعد، هنگامی که روآ این گفته را در مقالهای نقل کرد ، این انگاره که «خطا کردن با سارتر بِه از بر حق بودن با آرون است» به یک سخنِ نغز بدل شد که بهنظر میرسید عصارهی حالوهوای ایدئولوژیکِ حیاتِ روشنفکریِ پاریسِ پسا-۱۹۶۸ را در خود دارد.
۶ آذر ۱۴۰۴
@EhsaneAzizi