TGViewer
احسان عزیزی احسان عزیزی @ehsaneazizi · 234 subscribers
Post #115 301
احسان عزیزی ما و نفرینِ تار یادداشتی قدیمی بازنشر به مناسبت برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۵ لاسلو کراسناهورکای
«نفرینِ» بلاتار (bela tarr - damination 1988) با فیلمانه‌ای مشترک از بلاتار و لاسلو کراسناهورکای، توصیف تصویری وضعیت ماست. ما که سرشکسته و سرخورده از آمال‌ها و آرمان‌های فردی و اجتماعی، در قبالِ تاریخ، انقلاب و هر دست آوردی که پیش‌تر گذشتگانمان در پی‌اش بودند به زانو درآمده‌ایم... مانند خودِ آنها به زانو درآمده‌ایم و در مقام حیوانات گرسنه و درنده در پی استخوانی شب و روز را سگ‌دو می‌زنیم. حکایت مردمانی که شأن انسانی خود را از دست داده‌اند و پا‌به‌پای سگ‌های سالخورده و گرسنه زمین خیسِ خالی از برکت را بو می‌کشند... فیلم بر محور اتمسفر و فضای جادویی استوار است، چنانچه داستان کوتاهی (که در آن مردی تنها عاشق زنی متأهل که خواننده کاباره است) را بهانه‌ای برای روایت وضعیت‌های یک شکل و مککری که میلیون‌ها انسان در سراسر جهان در آن به سر می‌برند قرار داده است. مرد نقشه‌ای برای رسیدن به معشوق دارد که در نهایت ناکام می‌ماند. مانند نقشه‌هایی که جامعه‌ و طبقه‌ی کارگر پیش از انقلاب سوسیالیستی داشت، او نماینده‌ی طبقه‌ی کارگری است که انقلاب سوسیالیستی مجارستان را رقم زد و از آرمان‌ها و آمال‌هایش شکست خورد، سرخورده شد و روی برگرداند. شاید این سرنوشت تمام انقلابهاست!... ما با یک ضدقهرمان مواجه‌ایم که صادقانه برخلاف خودِ ما شهامت اعتراف را دارد:

"من تسلیم شدم.. من ترسوام... یه حیوون ترسو، تنها کاری که ازم برمیاد اینه که با حالت تهوعم برای ترسهام بهانه تراشی کنم... من دیگه پیر شدم... من یه لاشه‌ام که جرأت هیچ کاریو ندارم، اینا نشونه‌های پیر شدنه... قبل از اینکه دندونات بریزه، قبل از اینکه سرت طاس بشه، قبل از اینکه کبدتو داغون کنی، دیگه دل و جرأتتو از دست میدی، دیگه مثل قبلنا نیستی، کوچیک‌ترین شانس موفقیتی نمی‌مونه" ...

نفرین نمایش پیچیده و در عین حال ساده و کسل کننده‌ی عصر نفرینی ماست، باران‌های سیل آسا و آسمان خاکستری و خرابه‌ها و ویرانه‌های فیلم وضعیت‌های مشابهی را به ما نهیب می‌زنند که در آن قرار داریم. بلاتار با ایجاد هنرمندانه‌ی فضای اندوه‌ناک و ملال¬آور و سرشار از شکست و اضمحلال آرمان‌ها و آرزوهای آدم‌های از هم جدا افتاده، بیگانه و خودخواه که وضعیت خودِ ماست با ما احساس همدلی می‌کند، اگر این روزها از دست همه چیز خسته شده‌اید و احساس نفرین شدگی می‌کنید یا دنیا را لعن و نفرین می‌کنید با تمامی حواس به تماشای نفرین بنشینید، البته نه از آن رو که از دست این احساس خلاص شوید، بلکه شاید عمیق‌تر به ماهیت زندگی و وضعیت نفرینی‌مان که در آن گرفتار شده‌ایم پی ببریم و درکی بهتر از آن داشته باشیم.

۱۴ خرداد ۱۳۹۸

بازنشر: ۱۸ مهر ۱۴۰۴

@EhsaneAzizi
  • 👍 5
More from @ehsaneazizi
  1. Oct 9, 2026«چرا امروزه ایدئولوژی چپ و روشنفکر چپ‌گرا از جایگاهی ویژه برخوردارند؟ پاسخ این است که آخری…
  2. Oct 9, 2026بلأخره پس از دوسال کلنجار با این متن، این کتاب هم منتشر شد. اما متأسفانه همان‌طور که انتظا…
  3. Oct 9, 2026و ناگهان انقلاب... من به همراه چند تن از رهبران انقلاب کمونسیتی درحال برنامه‌ریزی برای رها…
  4. Sep 25, 2026نامه‌هایی به #مارکو بدون شماره، با تاریخ مارکو، از قضا نامت هم‌نام آدم‌هایی شد که در خبرها…
  5. Sep 13, 2026بلاتار شاعرانه از دیوار و پنجره، تاریکی و نور در سینما و در قالب تصویر حرف می‌زند. پنجره ا…
  6. Sep 5, 2026دفاع یوسف اباذری از چپ‌ها، در برابر شعار "چپ هرگز نفهمید" خودش سند دیگری شد بر نفهمی چپ‌ها…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →