🔵سازمان تجارت جهانی، دشمن تجارت آزاد
✍🏻 لو راکول
سازمان تجارت جهانی قرار بود سازوکاری عظیم برای سوقدادن جهان بهسوی یکپارچگی اقتصادی بیشتر باشد؛ رویایی که قرنها در مکتب لیبرالیسم وجود داشته است. ولی در واقعیّت، این سازمان چیزی جز احیای یک تصور غلط و قدیمی در باب «برنامهریزی متمرکز» نبود؛ تصوّری که مدّعی است ادارهی تجارت جهانی به یک مرجع مرکزی نیاز دارد. در نبودِ اجماعی ایدئولوژیک در حمایت از لیبرالیسم کلاسیک، سازمان تجارت جهانی با مهر تأیید زدن بر سیاستهایی بسیار نادرست (همانطور که بسیاری پیشبینی میکردند)، عملاً تجارت را به عرصهای سیاسی بدل کرده است.
اگرچه تجارت در دستور کار قرار داشت، ولی خبری از «تجارت آزاد» بهمعنای سنّتی و رایج آن نبود. سازمان تجارت جهانی از همان ابتدا بر این ایده استوار بود که کشورهای صنعتی و پیشرفته باید بازاری برای محصولات خود کشورهای فقیر و درماندهی جهان بیابند؛ نه اینکه کشورهای فقیر هم ممکن است کالاهایی برای عرضه داشته باشند که مصرفکنندگان در کشورهای ثروتمند خواهان خرید آنند. به همین دلیل بود که موضوع «حقوق مالکیّت معنوی» (که در واقع نوعی انحصار تحمیلی برای تولیدکنندگان خاص در کشورهای ثروتمند است) در صدر دستور کار قرار داشت، ولی تجارت آزاد واقعی در حوزهی محصولات کشاورزی بهکلّی از دایرهی مذاکرات کنار گذاشته شده بود.
کشورهای ثروتمند نیز بلوکی یکپارچه و همسو نیستند. مقامات آمریکایی طبیعتاً خود را محق میدانند که کنترلی هژمونیک بر اقتصاد جهانی اعمال کنند؛ فرضی که وزرای دارایی اتّحادیّهی اروپا را بهشدّت محتاط و بدبین کرده است. این وضعیّت نتیجهی سالها سیاستهای حمایتگرایانهی (پروتکشنیستی) ایالات متّحده علیه هر کسی در هر کجای جهان است که جرئت کند محصولی بهتر از آنچه در «سرزمین آزادگان و دلیران» تولید میشود، بسازد (سرزمینی که اتفاقاً میزبان بزرگترین، مسلّحترین و پرهزینهترین حکومت در تاریخ جهان است).
مشکل اینجاست که برای هر کسی که الفبای اقتصاد را بداند، مسئله روشن است: مزیّت نسبی کشورهای فقیر در جذب سرمایه و تولید کالا برای صادرات، دقیقاً همان مقرّراتزدایی در حوزههای کار و محیطزیست است. از آنجاکه هدف آنها افزایش رقابتپذیری است (نه کاهش آن)، وضع قوانینی برای افزایش دستمزدها که تنها منجر به فرار سرمایه و بیکاری بیشتر میشود، هیچ توجیه منطقی ندارد. اگر آنها امیدی به توسعه دارند، راهکار آن اعمال مقرّرات سختگیرانهتر بر تولید نیست؛ بلکه آنچه نیاز دارند، بازاری آزاد است که بتوانند با تکیه بر مزیّت نسبی خود در آن رقابت کنند.
کشورهای فقیر با مقاومت در برابر روند «هماهنگسازی برای ارتقا» عملاً در کنار سنّت تجارت آزاد ایستادهاند. آنچه آنها در واقع خواستار آن بودند، تحدید کلّی جهانیسازی (گلوبالیزاسیون) نبود، بلکه کاهش جهانیسازی سیاسی بود تا امکان گسترش جهانیسازی اقتصادی فراهم شود؛ زیرا این دو نیرو با یکدیگر در تضادّند.
اگر کشورهای ثروتمند قرار است دم از «تجارت آزاد» بزنند، بهتر است خودشان هم به آن پایبند باشند. اینکه کشورهای ثروتمند محصولات کشاورزی یارانهدار خود را به جهان سوم صادر میکنند تا با قیمتی ارزانتر از هزینهی تولید داخلی آن کشورها بفروشند، به خودی خود مسئلهای قابلتوجّه است؛ ولی اینکه بیدرنگ پس از آن، از پذیرش کالاهای ارزانقیمت کشورهای دیگر به بهانهی «دامپینگ» خودداری کنند، در واقع نمک پاشیدن بر زخم است.
حق با ترِنس کورکوران از روزنامهی «نشنالپست» است: «این ایده که تجارت باید بیش از پیش بر پایهی قوانین» و ساختارهای بوروکراتیک استوار باشد تا بازارهای آزاد، چنان ریشهدار شده که کمتر کسی ماهیّت اصلی تجارت آزاد را به یاد میآورد.» نکتهی طنزآمیز ماجرا اینجاست که بخش عمدهای از تقصیرها متوجّه سازمان تجارت جهان است، هرچند عوامل دیگری نیز در این میان سهم دارند. تجارت جهانی در تمام طول تاریخ تمدّن با شتاب پیش میرفت، بیآنکه نیازی به چنین نهادی باشد؛ نهادی که به تریبونی برای متعصّبان، طرفداران سیاستهای حمایتگرایانه و کسانیکه سودای تنظیم امور جهانی را در سر دارند، بدل شده است. وقتی بسیاری از طرفداران تجارت آزاد از تشکیل سازمان تجارت جهانی حمایت میکردند، آیا سادهلوح بودند یا رشوه گرفته بودند؟ بههرحال، سازمان تجارت جهانی دوست تجارت آزاد نیست.
#تجارت_آزاد #سازمان_تجارت_جهانی
#حمایتگرایی #بازار_آزاد #مزیت_نسبی
@Notes_On_Liberty
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
Post #17441
397
- ❤ 4
- 👎 2
- 👍 1