گالادریل و مبارزه با شکست طولانی : دوران اول
گالادریل دلیرترین بانوی خاندان فینووه بود [1]، و قدبلندترین زن الف[2]، و هماوردی برای پهلوانان بزرگ الفهای برین [3]؛ چنان که بخاطر قدرت بدنی و قامت و دلاوری فوق العاده خاصش میان الف ها به او میگفتند "مرد-دخت" [4]؛ این نام برمبنای پیشگویی مادرش بود [3].
او در خویشاوندکشی اول، قهرمانانه از خویشان مادری دفاع کرد و برعلیه فئانور جنگید. در یکی از روایت ها، توانست یک کشتی را از چنگ فئانوری ها نجات دهد و با آن به سرزمین میانه رفت. ولی در روایت های دیگر او از طریقه گذر از یخ به سرزمین میانه رفت [5]. او با خود پسران فئانور در نبرد پیکار داشت [6].
بانو یکی از فرماندهان سپاه عمویش فینگولفین بود در ماجرای شورش برعلیه والار و عزیمت نولدور، و اینگونه بود که بر زیر نفرین والا ماندوس درآمد [5].
با رهبری فینگولفین و پسرانش، و گالادریل و برادرش فینرود، الف ها جرات کردند که از جهنم یخی هلکاراکسه بگذرند [7]. سپس با اولین نبردشان با اورک ها مواجه شدند، نبرد لاموث، که در آن پیروزی ازان الف ها شد [3].
فینگولفین و یارانش به روی دروازه های انگباند کوبیدند، اما مورگوث پاسخی نداد [8].
مدتی بعد گالادریل از فینگولفین خداحافظی کرد و به دوریاث رفت، نزد عموی بزرگش ثینگول، و انجا ماندگار شد، چه بسی عشق میان او و ملکه ملیان بود [8]. و تبدیل به ندیمه ملیان شد [9].
در سالهای بعدی گالادریل و کلبورن به جنگ ضد آنگباند نپیوستند، زیرا این جنگ را بدون کمک والار ناامیدانه میدانستند؛ و مشورتشان این بود که قدرتی تا شرق ساخته شود. اما کسی درست به آنها گوش نداد، و والار تا مدت ها بعد کمک نفرستادند [5].
بانوی نولدور لقب افتخاری 'گالادریل' ('دختری تاج گذاری شده با موهای درخشان') را توسط سیندار (عشقش کلبورن) دریافت کرد [4]. او آن موقع ها یک جنگجوی امازونی بود و موهای درخشانش را به هنگام اعمال پهلوانی بالای سر میبست [10].
سرانجام گردنبند پریشانی ثینگول و اعمال گناهکارانه او، نفرین ماندوس را به دوریاث آورد و ارتش دورف ها وارد دوریاث شد و بیشتر جنگجویان تینگول از بین رفتند و خود او نیز کشته شد [11].
کمی پس از بازسازی دوریاث، پسران فئانور به آنجا هجوم اوردند. کلگورم به دست دیور وارث ثینگول کشته شد، ولی خود دیور نیز کشته شد. و کوروفین و کارانثیر نیز کشته شدند. دوریاث تا ابد نابود شد [12]. کریستوفر میگوید که احتمالا گالادریل و کلبورن نقش بسزایی در نجات دادن الوینگ دختر دیور داشتند [5].
زیرا تالکین گفته است: الوینگ توسط الف های وفادار نجات یافت، و انها با خود سیلماریل را (که هدف فئانوری ها بود) بردند به بندرگاه سیریون [12].
فئانوریان بزودی به بندرگاه هجوم اوردند و آنجا را با خون ابیاری کردند، اما الوینگ بهمراه سیلماریل خود را به درون دریا انداخت و با یاری اولمو به ائارندیل رسید، و از دریا عبور کردند، و دعای ائارندیل کمک والار را به دست اورد [13].
نجات یافتگان خویشاوندکشی سوم به کیردان در جزیره بالار پناه اوردند [14].
وقتی که پیروزی نهایی مورگوث در سرزمین میانه نزدیک بود، ناگهان گالادریل و بقیه الف ها به بالا نگاه انداختند و با دیدن ستاره ائارندیل ناامیدی در دلشان شفا یافت [15].
جنگ بزرگ اغاز گشت. ائنووه هرکه انتخاب نکرده بود با مورگوث همیار شود را فراخواند تا با تاریکی بجنگد [12]. و با کمک باقی ماندگان الف ها و اداین سپاهیان سرزمین مقدس مورگوث را شکست دادند [11]. گالادریل و کلبورن هنوز با هم ازدواج نکرده بودند (اگرچه نامزد بودند) در سالیان وحشتناک جنگ خشم [16].
ائنووه الف ها را به غرب دعوت کرد، اما گالادریل مغرورانه عفو والار را نپذیرفت بخاطر تمام کسانی که برعلیه مورگوث جنگیده بودند. [3] اکنون او آخرین رهبر شورشی باقی مانده نولدولی بود. [17]
[1] : Morgoth's Ring, Later Quenta Silmarillion, Of the Princes of Eldalië
[2] : Unfinished Tales, Numenorean Linear Measures
[3] : Peoples of Middle-earth, The Shibboleth of Fëanor
[4] : Nature of Middle-earth, Notes to XVI Galadriel and Celeborn
[5] : Unfinished Tales, History of Galadriel and Celeborn
[6] : Nature of Middle-earth, XVI Galadriel and Celeborn
[7] : Silmarillion, Of the Flight of the Noldor
[8] : War of the Jewels, Grey Annals
[9] : Peoples of Middle-earth, notes to The Tale of Years
[10] : Letters of Tolkien, 348
[11] : The Hoard
[12] : Lost Road, Annals of Beleriand
[13] : Letters of Tolkien, 131
[14] : War of the Jewels, Tale of Years
[15] : Silmarillion, the War of Wrath
[16] : Nature of Middle-earth, XVIII Elvish Ages and Numenorean
[17] : Road Goes Ever On
📖 | #Lore
🧝🏻♀ | #Galadriel
🗺️ | Middle Earth
Post #1269
2.58K