📚 سطوح سه گانهی دانش نویسندگی
🔹 سطح اول: آشنایی کامل با عناصر و تکنیکهای داستاننویسی
قبل از هر چیز لازم است «عناصر داستان» و «تکنیکهای نویسندگی» را از نگاه خود تعریف کنیم.
آن چه در داستان قابل رویت نیست و نمیتوان حدود و ثغورش را مشخص کرد عناصر داستانی هستند. مثل: پلات، شخصیتپرداری، مضمون، فضاسازی، لحن و ...
مثلا شما یک جای داستان را نمیتوانید نشان بدهید و بگویید این پلات است. همین مسئله در مورد شخصیتپردازی هم صادق است. یا مضمون یا فضاسازی. اینها «وجود»هایی (امور نامرئی) هستند که با به کار بردن درست «تکنیکهای نویسندگی» میتوان آنها را «موجود» (مرئی) کرد. پس تکنیکها خلاف عناصر قابل شناسایی و مشاهده هستند. و این دقیقا همان معنی فرم اثر هنری از دیدگاه زیباییشناسی است.
✍️ فرم داستان دو پایه بیشتر ندارد: زبان که واحدش جمله است و روایت که واحدش صحنه است. همهی تکنیکهای داستان ذیل یکی یا هر دوی اینها هستنند. مثلا «زاویه دید» با زبان هویت مییابد، «صحنهپردازی» با روایت و «دیالوگ» با هر دو.
📝 زبان و مفاهیمی مربوط به زبان کاملا در متن قابل رویت هستند. مثلا میتوانیم تکنیکهای بلاغی «ایهام»، «قلب»، «حسآمیزی» و نیز «ریتم و تمپو در زبان» را در متن داستان نشان داد. اینها پدیدههای بیرونی و قابل لمس و مشاهده هستند. طبعا اجزاى صحنه مانند «گفتگو»، «کشمکش»، «گفتن»، «نشان دادن»، «ریتم و تمپو در صحنه» هم کاملا قابل نشان دادن هستند.
🔹 سطح دوم: به کار بردن استادانهی تکنیکها
اگر سطح اول که شناخت عناصر و تکنیکها بود اولین گامهای فهم بخش نظری داستاننویسی باشد، این، بخش عملی آن است که به دو شیوه محقق میشود.
📖 نخست خواندن خلاقانهی آثار بزرگ. یعنی وقتِ خواندن شاهکارهای ادبی خارجی و داخلی، ببینیم استادِ نویسنده چگونه صحنههایش را آفریده. بهتر است این کار را بعد از خوانش اول داستان بکنیم. اجازه دهیم در مرتبهی اول، لذت خواندن اثری بزرگ ما را در آغوش گیرد. همین کار را هم در مورد تکنیک زبان در مورد آثار کلاسیک و مدرن داخلی باید کرد.
این مرحله را میتوان نزد استادی مبرز نیز آموخت.
💪 در مرحلهي بعد باید که یکبهیک، تکنیکها را در نوشتههای شخصی تمرین کرد. تمرین. تمرین. تمرین. نوشتن. نوشتن. نوشتن. تنها راه استاد شدن در به کار بردن تکنیکهای داستاننویسی است. آن قدر که درونی شوند. چون اگر درونی نشوند هنگام نوشتن، همواره نگران درست به کار بردنشان هستیم. و این یعنی آگاهی بر آنها. و هیچ چیز به اندازهی آگاهی در هنگام نوشتن نسخهی نخست مانع خلاقیت نیست.
این مرحله را نیز میشود از معلمی کارکشته فراگرفت.
🔹 مرحلهی سوم: آگاهی بر فلسفهي عناصر و تکنیکهای داستانی
🧠 یعنی نویسنده در مورد ریشهها، معانی، کارکردها و تاریخ عناصر و تکنیکهای داستانی بیندیشد و آگاهی کسب کند. مثلا زمان چیست؟ انسانها در طول تاریخ چگونه زمان را تجربه کردهاند؟ متفاوت یا یکسان؟ مکان چیست؟ مکان چگونه بر تجربیات ما تاثیر میگذارد؟ شخصیت چیست؟ چه عواملی در لحظهي تصمیمگیری بر شخصیت تاثیر میگذارند؟ اساسا چیزی به نام تصمیمگیری و ارادهی آزاد وجود دارد یا ما مجبورِ شرایط محیط هستیم؟ مضامین بشری چه هستند؟ انسانها در طول تاریخ دنبال فهم و درک چه مضامینی بودهاند؟ ریشهی زبان کجاست؟ تاریخش؟ تاثیرش بر ذهن. و ...
🎯 استادی در دو سطح یک و دو، برای استادی در نوشتن کافی است. اما برای نویسندهی دورانساز شدن باید بر سطح سوم نیز اشراف داشت.
#دانستنیهاینویسندگی
@Didebani_Dastan
Post #29
1.48K
- ❤ 40
- 👍 13