TGViewer
دیده‌بانی داستان دیده‌بانی داستان @didebani_dastan · 1.04K subscribers
Post #39 775
📚 در باب تجربه‌ی زیسته

معروف‌ترین نظریه‌ای که در مورد علت غائیِ موفقیتِ متنی دراماتیک اعم از رمان، نمایشنامه و فیلمنامه در کشور ما بیان می‌شود، نوشتن بر اساس
تجربه‌ی زیسته است. معتقدان به این نظریه می‌گویند نویسنده زمانی می‌تواند رمانی را خوب بنویسند (یا حتا جزئی از آن، مثلاً یک صحنه را) که آن را پیش از این تجربه کرده باشد. به تعبیر امروزی، آن را زیسته باشد. پس زنان تجربه‌های زنانه را بهتر می‌نویسند و جنگ‌رفته‌ها رمان‌های جنگی را. و احتمالاً فقط آن‌هایی می‌توانند یک شخصیت افسرده را بنویسند که خود زمانی افسرده بوده‌اند.

اگر به نویسنده‌های موفق با تجربه‌های زیسته‌ی غنی نگاه کنیم (مثلا همینگوی یا محمود دولت‌آبادی) این نظریه‌ کاملاً درست به‌نظر می‌رسد، اما موارد نقض آن چنان بسیار است که آدم حیرت می‌کند چنین نظریه‌ی متخلخل و ناکارآمدی اصلاً چگونه پدید آمده است.

شاید هیچ آفرینشگری به اندازه‌ی گوته و شکسپیر، این دو غول عالم ادبیات، آثار عظیم و متنوع نیافریده باشد. و البته هیچ نویسنده‌ی مشهوری مانند این دو زندگی یکنواخت و بدون فراز و فرود نداشته‌ اند.

چند مرد معروف‌ترین زنان تاریخ ادبیات را نوشته‌اند (مادام بواری و آناکارنینا) و زنانی معروف‌ترین کارآگاهان مرد جهان را (مثلاً هرکول پوآرو). کسانی که هیچ‌وقت قاتل یا پلیس نبوده‌اند، بهترین رمان‌های جنایی را نوشه‌اند و کسانی که در گذشته‌های دور و آینده‌های نیامده به دنیا نیامده‌اند، بهترین رمان‌های فانتزی و علمی تخیلی را.

این نظریه جهانِ نوشتن را چنان تنگ و محدود می‌کند که اگر قرار بود اندکی هم درست باشد، بسیاری از آثار بزرگ ادبی اصلاً به وجود نمی‌آمد.

نظریه‌ی تجربه‌ی زیسته را اتفاقاً بیشتر کسانی ارائه می‌دهند که خودشان نویسنده نیستند؛ ژورنالیست‌ها و منتقدان. و نیز نویسندگان تنبلِ شکست‌خورده. وگرنه کسی که حداقل چند داستان کوتاه موفق یا دو سه رمان خواندنی نوشته باشد، می‌داند که بسیاری از صحنه‌هایی را که نوشته (همان‌هایی که خواننده بسیار واقعی پنداشته و تحسین‌شان کرده)، هیچ‌گاه تجربه نکرده است.

متاسفأنه باورِ چنین نظریه‌ای باعث شده نویسندگان ایرانی در بیشتر موارد فقط رمان اول یا در نهایت دوم‌شان موفق باشد. زیرا تنها منبع نوشتن را زندگیِ شخصی خودشان می‌دانند.

بیشترِ نویسندگان ایرانی یا به رمان سوم نمی‌رسند یا به‌طرز وحشتناکی سقوط می‌کنند. درحالی‌که در حرکت در مه نشان داده‌ام که اتفاقاً نویسندگان بزرگ جهان با جلوتر رفتن است که می‌توانند شاهکارهایشان را بنویسند. چرا؟ چون تازه با یکی دو رمان اول‌شان توانسته‌اند از تجربه‌ی زیسته و عقده‌های مربوط به آن رها شوند.

حرف من در نفی تأثیر شگرف تجربه‌ی زیسته نیست. بلکه سخن بر سر این است که این روش تنها راهِ نوشتن نیست وگرنه انکار آن از سرِ خامیِ دوچندان است.

#دانستنی‌های‌نویسندگی

@Didebani_Dastan
  • ❤ 33
  • 👍 16
More from @didebani_dastan
  1. Sep 30, 2026🎭 بی‌عاری فرهنگی سرمایه‌داری دست در دست ایدئولوژی‌های به ظاهر ضدش، در آشتی شومی، فرهنگ را…
  2. Sep 24, 2026📚 موسسه فرهنگی هنری آمودریا برگزار می‌کند: آناتومی داستان سیری در آموزه‌های جان تروبی با…
  3. Sep 21, 2026📚 کارگاه داستان نویسی حسین سناپور ثبت‌نام برای ۶ جلسه است و ظرفیت کارگاه محدود. علاقه‌مند…
  4. Sep 16, 2026🕊 در ستایش فراموشی حتما راه‌های زیادی برای نویسنده شدن هست. من اما فقط یک راه ببیشتر نمی‌…
  5. Sep 9, 2026🎯 راه شجاعان نشسته‌اید توی خانه. بیرون باران می‌بارد. صدای زنگ در بلند می‌شود. دوست‌تان ا…
  6. Sep 2, 2026📝 چند پرسش و پاسخ هفت هشت سال پیش که دل و دماغ و فرصت فعالیت در شبکه‌های اجتماعی داشتم گا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →